محمد کدخدایی مترجم زبان چینی و دانشجوی ترم آخر دکترای ادبیات تطبیقی در دانشگاه زبان و فرهنگ پکن است. محمد کدخدایی یکی از مترجمانی بوده که در خلال چهار روز سفر دکتر احمدی نژاد به چین و شرکت ایشان در اجلاس شانگهای، شب و روز و لحظه به لحظه با ایشان همراه بوده و خاطرات جالب و قابل توجهی از این همراهی روایت می کند.

 

استقبال بی نظیر دانشجویان خارجی از حضور دکتر احمدی نژاد در دانشگاه پکن

یکی از خاطراتی که شاید خود دکتر احمدی نراد هم در جریان کامل آن نباشند میزان استقبال از ایشان دردانشگاه پکن است. قرار بود دکتر احمدی نژاد در دانشگاه پکن سخنرانی کنند. به همین خاطر اعلام کردند که افرادی که می خواهند در این سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ شرکت کنند  اسامی خود را اعلام کرده تا ما ابن اسامی را به وزارت خارجه فرستاده و برایشان کارت حضور صادر کنیم. من آن زمان خیلی سرم شلوغ بود و نمی دانسنم چگونه این مساله را اطلاع رسانی کنم و این موارد را هم نمی شود به صورت علنی اطلاع رسانی کرد.  از چندی قبل هم می دیدم که چقدر از دوستان ما از کشورهای مختلف در دانشگاه علاقمند به دکتر احمدی نژاد هستند. برای اطلاع رسانی من به دو نفر از دوستان خودم پیامک زدم و گفتم که اگر افرادی هستند اسامی را برای من بفرستید تا برای حضورشان کارت صادر شود. فکر می کردم که خیلی استقبال نشود.

همین دو پیامک باعث شد که در کمتر از ۲۴ ساعت بیش از صد نفر اسم به دست من برسد که از جمله آنها اروپایی ها و هم کلاسی های آلمانی من بودند که خیلی دوست داشتند در این جلسه حضور داشته باشند. مثلا یک خانمی به نام شانتال از همکلاسی های من بود که بسیار علاقه داشت که در جلسه حضور داشته باشد. حتی یکی دیگر از خانم های آمریکایی که در شانگهای زندگی می کرد کارش را رها کرد و برای ثبت نام به پکن آمدند.

۲۰۱۴-۱۱-۲۹-۰۸.۳۳.۰۹

 

متاسفانه ما اسم ها را تحویل دادیم اما قبول نکردند و گفتند که غیر از چینی ثبت نام نمی کنیم و بعدا متوجه شدیم که اصلا این افراد انتخاب شده بودند. متاسفانه این عدم موفقیت حضور خیلی از دانشجویان خارجی باعث شد این اتفاق را از چشم من یا خود آقای رییس جمهور ببینند. با این حال تعدادی از این افرادی که ثبت نام کرده ولی کارت نگرفته بودند به دانشگاه پکن آمده و می خواستند خود را به نحوی به آقای دکتر برسانند، منتها فقط ایرانی ها یا کسانی که کارت برای آنها صادر شده بود می توانستند حضور داشته باشند.

از طرفی من از این قضیه بسیار ناراحت شده بودم و قصد داشتم به رییس جمهور بگویم که همچین وضعیتی وجود دارد و عده ی زیادی پشت درب های اتاق کنفرانس خبری هستند و می خواهند شما را ببینند. اما دیپلمات های سفارت که آنجا حضور داشتند گفتند چیزی به آقای دکتر نگویید چون فکر می کنند ما می توانستیم جای بزرگ تری بگیریم و نگرفتیم، به همین خاطر برای ما بد می شود و مانع من شدند و من هم چیزی نگفتم. البته سالن و صندلی ها پر شده بود و من همیشه حسرت خوردم که چرا این مساله را به رییس جمهور نگفتم تا راه حلی برای این مشکل در نظر گرفته شود.

ضمن اینکه تا قبل از سخنرانی ربیس جمهور ایران، رییس دانشگاه سخنرانی خودش را آنقدر طول داد که وقت لازم به دکتر احمدی نژاد نرسید و بعدا من شنیدم که این کار از عمد بوده تا دکتر وقت سخنرانی نداشته باشد و کار به پرسش و پاسخ نرسد و از قبل هم افراد حاضر را خودشان انتخاب کرده بودند.