یادم هست می​خواستیم از یک شهر در خوزستان با بالگرد به شهر دیگری برویم. وسط بیابان پایین آمدیم تا نماز بخوانیم و بعد ادامه دهیم. ناگهان متوجه سر و صداهایی شدیم. دیدیم عده ای به سمت ما می آیند. بچه​های شش، پنج ساله از دور به سمت ما می​آمدند. ایستادیم تا بیایند. بماند شرایط و وضع سر و لباس این بچه​ها چه طور بود.

یک دفعه این بچه ​ها همه با هم گفتند “انرژی هسته​ ای حق مسلم ما است.