دکتر محمود احمدی نژاد پنجم فروردین ۱۳۹۵ به منظور بازدید از مناطق عملیاتی جنوب وارد اهواز شد.

ایشان پس از بازدید از منطقه شلمچه، با حضور در حسینیه امام علی علیه السلام شهر اهواز در جمع اعضای شورای تبیین آرمان های انقلاب اسلامی و بازخوانی خط امام (ره) استان خوزستان به سخنرانی پرداخت.

متن سخنرانی ایشان به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

خدای بزرگ را سپاسگذارم و با همه وجودم خوشحال که این توفیق بزرگ را عنایت فرمود تا در آغاز سال نو و بهار، سفری به استان سرفراز و قهرمان پرور خوزستان داشته باشم و مزار شهیدان و رد پای شهیدان را زیارت کنم. ابتدا عرض ارادتی داشته باشیم به ساحت آسمانی و بلند رزمندگان، شهیدان و مردم بزرگوار خوزستان و خدا را شکر می کنم که این سفر را با دیدار شما عزیزان و یاران انقلاب تکمیل کرد.

اجازه بدهید قبل از اینکه مسئله اصلی را مطرح کنم، یکی دو نکته را عرض کنم. اگر روزی افتخار خاک پای شهیدان بودن به من داده بشود از خوشحالی و شکرگذاری خداوند، کلاهم را به آسمان هفتم پرتاب خواهم کرد. شهدای ما به خصوص شهدای دفاع مقدس و انقلاب دارای مراتب بسیار بالا و شخصیت های ماندگار برای همه بشریت هستند. آنها در دوره ای مجاهدت و فداکاری کردند که در دنیا سیاهی، ستم و خفقان استکبار و ظلم زورگویی آشکار حاکم بود.در دوره ای که صدای ملت ایران را کسی نمی شنید، شهدا نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای همه ملت ها راه را باز کردند. ما هرچه داریم از عظمت و ایثار شهیدان، جانبازان و آزادگان است. همه همت ما این است که بتوانیم راه آنها را ترسیم کنیم و بفهمیم و معرفی بکنیم و دیگران را به آن راه دعوت بکنیم.

خوزستان به لطف خدا و همت بلند مردم خوزستان از اقشار گوناگون، بزرگان طوایف، مردم کوچه و بازار، کارمند، کارگر و کشاورز؛ همیشه در مسیر استقرار ارزش های الهی پیشگام بوده است. از گذشته های دور نقطه اتکا و پشتیبان الهی و حرکت های انقلابی، حرکت های آزادی بخش دفاع از عزت و عظمت استقلال ملت ایران، همیشه خوزستان بوده است.

کاری که مردم خوزستان در دوره انقلاب و در دوره دفاع مقدس و پس از این دوره انجام دادند بی نظیر است. همه ملت ایران و همه بشریت مدیون بزرگواری مردم خوزستان هستند. خیلی وقت ها ما خودمان یا افرادی مثل ما چون در متن حادثه قرار گرفته ایم، عظمت حادثه را نمی توانیم خوب برآورد کنیم. اما تا اینکه یک مقدار از زمان فاصله می گیریم یا خودمان را از حوادث بیرون می آوریم، از یک افق بالاتری به صحنه نگاه می کنیم. آن وقت عظمت کار، خود را بیشتر نشان می دهد. شوخی نیست؛ همه قدرت های طاغوتی عالم با همه توان مادی و شیطانی خودشان یک طرف و یک ملت بی دفاع هم یک طرف. مردم خوزستان در قلب سپاه ملت ایران بوده و نقطه ثقل ملت ایران هستند.

موشک باران است. خمپاره باران است. تا کنار اهواز آمده اند. خود شهر را با توپ و خمپاره و هواپیما می زدند. شیمیایی می زدند. زیر آن آتش های سخت مردمی بایستند و دیگرانی هم از سراسر ایران بیایند و در کنار آنها، دشمن را با ذلت و خواری بیرون بکنند و آن سلطه شیطانی را درهم بشکنند و یک راه جدیدی را نشان دهند. کار خیلی بزرگی است و این کار را فقط می شود با کار انبیاء در طول تاریخ مقایسه کرد. چون هرکدام از انبیاء می آمدند فضا و جو را می شکستند و یک نورافکنی می انداختند و راه را نشان بشریت می دادند. این کار را مردم خوزستان با رهبری یک مرد الهی، خود ساخته، مردمی و آماده فداکاری انجام دادند. همه تاریخ مدیون ملت ایران به خصوص مردم خوزستان است. عشایر عرب، عشایر بختیاری و بخش های گوناگون همه با هم فداکاری کردند.

جنگ آنها هم برعلیه ما برای سرزمین نبود. جنگ علیه فرهنگ و اراده ملت ایران بود. جنگ علیه موجودیت و عزت ملت ایران بود. معمولا در دنیا سر خاک و سرزمین انقدر حد و مرزهای اخلاقی را در هم نمی شکنند. بنده به عنوان کوچکترین ملت ایران افتخار می کنم که در خوزستان هستم. افتخار می کنم و ابراز ارادت می کنم به مردم خوزستان و همه ملت ایران و خدارو شکر می کنم که توفیق زیارت شما را عنایت کرد.

البته بدهی ما به مردم خوزستان بیش از این حرف ها است و باید یک سفری آمده و شهر به شهر به مردم هر شهر عرض ارادت و تشکر خود را تقدیم بکنیم. اما همین قدر هم که خداوند توفیق داده است در خدمت شما هستیم خدا را سپاسگذاریم.

مطالبی را که من عرض می کنم به انقلاب بر می گردد. من معتقد هستم مهمترین و بالاترین لطف و عنایت خداوند به بشریت و ملت ایران، انقلاب است. اگر انقلاب را برداریم یا انقلاب نباشد چیزی دیگری وجود ندارد. تمام این دشمنی ها با اصل انقلاب بود و هنوز هم ادامه دارد. می بینید هر روز می آیند پشت تریبون و برای ملت ایران خنجر می کشند. معلوم است که با انقلاب ملت ایران مشکل دارند و نه با پوست، گوشت، استخوان یا رنگ لباس.

انقلاب ما بعد ۳۷ سال همچنان مظلوم است

من معتقد هستم بعد از ۳۷ سال انقلاب ما همچنان مظلوم است. چرا که آن طوری که باید شناخته نشد و معرفی نشد. خیلی ها می آیند رفتار برخی مسئولین، احزاب و افراد را می گیرند و می گویند انقلاب این است دیگر. با همان هم قضاوت می کنند. در حالی که چه بسا آن رفتارها در نقطه مقابل انقلاب است و از اساس با انقلاب مشکل دارد.

همه باید تلاش کنیم یکبار دیگر انقلاب را مرور و بازخوانی کنیم. انقلاب چه بود و چه هست؟ چه باید باشد؟ برای چه باید باشد؟ هدف انقلاب چیست؟ اگر این سوالات را پاسخ ندادیم همان دشمنان پاسخ می دهند و ما به جای اینکه از مقصد انقلاب سر در بیاوریم ممکن است از جایی سر در بیاوریم که اصلا فکرش را هم نمی کردیم.

باید انقلاب را تبیین کنیم. همین که رهبری عزیز ما فرمودند تبیین خط امام (ره)، باید تبیین آرمان های انقلاب را انجام بدهیم. من معتقد هستم اگر انقلاب به خوبی تعریف بشود، تک تک رفتارهای افراد و گروه ها را می شود با آن سنجید و تشخیص داد که کدام کار در جهت است و کدام کار در خلاف جهت است. نمی شود که دو کار ضد هم ولی هر دو انقلابی باشند. یکی به آن طرف برود و دیگری در نقطه مقابل و دو طرف هم بگویند ما انقلابی هستیم. من می خواهم در محضر شما آن چیز را که خودم می فهمم استفاده بکنم و درس پس بدهم.

شنیدیم تئوری تنظیم کرده اند و انقلاب های دنیا را تئوریزه کرده اند و می گویند انقلاب ها یک دوره ای و جوش و خروش و هیجان و یک نقطه اوجی دارد و بعد هم آرام آرام به یک نقطه پایان برمی گردد و تمام می شود. بیست سال، سی سال، چهل سال و تمام می شود. الان در خیلی از دانشگاه های دنیا این تئوری را تدریس می کنند. آیا واقعا انقلاب ما این بود؟ کسانی که می گویند انقلاب ها یک اوجی می گیرد و بعد تمام می شود منظورشان چیست؟

معمولا در دنیا انقلاب را یک تحول سریع می گویند. وقتی به عرصه اجتماعی می آید می گویند بلی اگر یک ملتی تحت فشار، محدودیت، خفقان و ستم قرار بگیرد، فاصله طبقاتی درست بشود، این فشارها در یک نقطه ای متراکم می شود و در یک فرصتی به محض آنکه راه باز شود بیرون می زند و اوضاع را به هم می ریزد تا این انرژی آرام آرام تخلیه شود.

وقتی تخلیه شود دوره انقلاب پایان یافته است. با این تعریف از انقلاب می گویند سی سال یا چهل سال بیشتر عمر ندارد. یادتان است یک دوره ای می گفتند کار انقلاب شش ماه دیگر تمام است، یک سال دیگر تمام است، سه ماه دیگر تمام است. با این تهدید اگر ما هم همین تعریف را از انقلاب داشته باشیم باید بپذیریم که انقلاب یک دوره ای دارد. بالاخره خفقان طاغوت بود، تبعیض بود، فسادها بود، فشارها بر مردم وارد شد و در نقطه ای جمع شد و بیرون زد. اوضاع بهم ریخت و آنها هم رفتند و یک عده ی دیگری آمدند.

ولی سوال این است، آیا حقیقتا انقلاب ما این بوده است؟ یا تعریف های دیگری نیز از انقلاب هست. من معتقد هستم تعریف های دیگری از انقلاب هست و انقلاب ما چیز دیگری است. برخی می گویند انقلاب یعنی جابجایی در قدرت. یک عده ای هستند، اینها را مردم نمی خواهند و اینها مانع از تغیرات می شوند و مردم جمع می شوند و فشار می آورند آنها را کنار می گذارند و یک عده دیگر را سرکار می آورند. همین که آنها آمدند سرکار و پای خود را سفت کردند دیگر کار تمام است. آیا واقعا انقلاب ما این بود؟ که یک عده را بگذاریم کنار و یک عده دیگری را بیاوریم.

اصلا انقلاب اسلامی متکی به فرد بود و یا اینکه متعلق به تمام ملت بود؟ هم امام (ره) و هم رهبری بارها فرمودند که این انقلاب متکی به فرد نیست. گفتند امام (ره) سنش زیاد است و دارند از دنیا می روند. امام (ره) آمدند پشت تربیون گفتند آنها دل خود را خوش کرده اند و می گویند این دارد می رود و کار تمام است. اصلا این گونه نیست. اگر یک خادمی از ملت ایران برود هیچ خللی در اراده ملت ایران پیدا نمی شود.

انقلاب تحول درونی ایجاد کرد

عزیزان من! انقلاب ما درست است که تحت فشارهای طاغوت تاثیر پذیرفت اما حقیقت انقلاب ما انرژی منفی نبود که مردم از روی عقده، کینه و فشارها همه چیز را بهم بزنند. اگر این طور بود که روش انقلاب ما یک گونه دیگر می شد. باید مردم مسلح می شدند و جنگ و کشتار صورت می گرفت. در حالی که اینگونه نبود و سینه در برابر گلوله بود. اراده در برابر تانک بود. همین طور که امام (ره) فرمودند و تک تک شما حس می کنید، انقلاب اسلامی در واقع تحول درونی ملت ایران بود. دلها عوض شد. اندیشه ها عوض شد. دایره خواسته ها عوض شد. در یک دوره ای شیاطین آمدند افق دید ملت را به طرف مادیات و لذت جویی بردند. امام (ره) آمد این را عوض کرد و دل ها را تغییر داد و انسان ها را به خودشان آورد. ارزش انسان ها را به خودشان آورد. حقیقت انسان ها را به خودشان معرفی کرد و دایره اهداف و آرمان های ملت را تغییر داد.

این تحول درونی ملت منجر به تحول بیرونی شد. مردم از درون به سمت ارزش های الهی حرکت کردند و خداوند بیرون را هم به آنها داد و این وعده خداوند است. “إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم”. اگر درون عوض شود خداوند بیرون را عوض می کند. بیرون زیاد سخت نیست. بیرون انعکاس درون انسان هاست. همه پیامبران الهی آمده اند درون را عوض کنند. نیامده اند بیرون را عوض کنند. خطاب پیامبران از اول، فطرت ها و حقیقت انسان ها بود. شما بزرگ و مهم هستید. شما می توانید خلیفه الهی شوید. شما می توانید به خدا برسید و بهترین ها را داشته باشید. انقلاب ما این بود. تحول درونی انسان ها.

حالا سوال می کنم، آیا تحول درونی انسان ها پایانی دارد؟ آیا عدالت مرزی دارد؟ بگویم تا اینجا آمده ایم بس است؟ عبودیت مرز دارد که تا اینجا آمدیم بس است؟ ایمان به خدا مرزی دارد بگویم تا اینجا آمده ایم بس است و انتها است و دیگر چیزی نیست؟ عشق به ارزش های الهی و فداکاری مرزی دارد؟ سیر تکامل معنوی انسان ها یک سیر بی نهایت است و بعد از مرگ هم ادامه دارد و پایانی ندارد. اگر این سیر تا ابد ادامه پیدا کند، انقلاب تا ابد ادامه دارد. اتفاقا اگر به صحنه این سی و هفت سال نگاه کنیم، هرجا که می بینید یک نابسامانی است، یک عقب گردی است، برمی گردد به یک عده ای که دخیل بوده اند و درونشان عقب گرد اتفاق افتاده است.

در مسیر کمال الهی بالاترین ارزش ها ایثار است. می گوید اگر می خواهی کمال پیدا کنی باید برای جامعه ایثار کنی و در خدمت جامعه باشی و از خودت بگذری.”لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ” آیه قرآن است. می گوید به هیچ نیکویی نمی رسی مگر آنکه از آنچه که دوست دارید انفاق کنید. خوب این یک آرمان و ارزش انقلاب است. حالا اگر این تبدیل شد به این که لن تنالوا حتی جیبتان را پرکنید، خوب این خروجی اش یک چیز دیگر می شود. این که این آیه را دنبال می کند و ارزش های انقلاب را دنبال می کند، می شود مردم خوزستان، می شود دفاع مقدس و حفظ آرمان ها و حفظ عزت و موجودیت ملت ایران. آن که می گوید اصلا فرصتی پیدا شده است که به خودمان خدمت کنیم. خروجی آن هم چیزی دیگر می شود. روشن است که تبعیض و فاصله طبقاتی به فساد ختم می شود.

جمهوری اسلامی دستاورد انقلاب است

عزیزان من! انقلاب ما انقلاب الهی است. همه باید مراقب او باشیم. تحول درونی اول در خودمان و مراقبت از این تحول در دیگران. بالاترین امر به معروف و نهی از منکر، صیانت از انقلاب یعنی تحول درونی ملت است. اتفاقا شیطان از این می ترسد. شیطان از این که یک عده بروند و یک عده دیگر بیایند چه ترسی دارد. قسم خورده است که همه را من اغوا می کنم. الا یک عده کسانی که مواظب درون و سیر تکامل درونی خودشان هستند. ولی بقیه را می شود. الان می آیند تعاریف گوناگون و رفتارها را می گذارند به پای انقلاب، در صورتی که این درست نیست.

بنده یک کارهایی کرده ام، فهم خودم بوده است. اینها را نباید به پای انقلاب بگذاریم. در جمهوری اسلامی خیلی کارها اتفاق می افتد. خود جمهوری اسلامی یک دستاورد انقلاب است. ممکن است افرادی پیدا شوند که آن ور و این ور بزنند. امام (ره) فرمودند تا خودتان را نساخته اید این مقامات و این کرسی ها برای شما خطرناک است. یعنی اگر از سیرتکاملی درونی خودتان جدا شدید یا غافل شدید و اگر رفتید در جایگاه ها قرار گرفتید خطر است. راست هم می گوید. خروجی آن یک چیز دیگر می شود. یک اتفاق دیگری می افتد. اما اینها ربطی به انقلاب ندارد. انقلاب یک حرکت درونی در ملت ایران است که ادامه دارد.

ملت ایران انقلابی تر از ۳۰ سال گذشته

من معتقد هستم امروز علی رغم همه مسائلی که در ذهن شما و بنده است و دیده ایم و می بینیم، ملت ایران از ۳۰ سال قبل بسیار انقلابی تر است. روشن است، نگاه کنید مردم از چه ناراضی هستند. کجا اعتراض می کنند. نوع نارضایتی ها از این است که یک چیزی را می بینند و در ذهن خودشان با ارزش های انقلاب مقایسه می کنند و می بینند که اینها با همدیگر نمی خواند.

این که خیلی خوب است تا اینکه مردم بی تفاوت باشند. اگر مردمی انقلابی نمی ماندند و یا اینکه مسیر انقلاب در دل و اندیشه مردم سازگاری نداشت، بی تفاوت می شدند و می گفتند بی خیال. از دورترین روستا می روی تا مرکز شهرها، مردم روزانه رفتارها را کنترل می کنند و قضاوت می کنند. اظهار نارضایتی می کنند. همه چیز را با انقلاب مقایسه می کند. معلوم است که غلط است. هزار تا هم دلیل و توجیه می آورند و دروغ می گویند و بعد خیال می کند که ملت هم نمی فهمند. به خدا هرکس که فکر کند ملت نمی فهمد، وی نفهم ترین آدم روزگار است.

هم این وری ها ملت را دست کم گرفته اند و هم آن وری ها دست کم گرفته اند. فکر کرده اند حالا یک سر و صدایی بکنند و چیزی بگویند تمام است. انقلاب ادامه دارد. مگر بعثت پیامبر عزیز ما حضرت محمد مصطفی«ص» تمام شده است. بعثت تمام شده است یا اینکه شروع شده است. بعثت تازه شروع شده است. آن بیدار باشی که پیامبر به فطرت های الهی مردم زد تازه به شکوفایی رسیده است.

کسانی نشسته اند تحولات ظاهری انقلاب را کنار هم گذاشته اند و می گویند انقلاب ها یک دوره ای دارد و بعد تمام می شود. باز دقت کنید منظور من از انقلاب آن تحول درونی است نه دستاوردهای انقلاب. ممکن است ما الان سی استان داریم بشود شصت استان، بشود بیست استان. وزارت خانه های ما ده تا است بشود دو وزارت خانه، سه قوه داریم بشود هشت قوه. اینها ربطی به انقلاب ندارد. اینها ابزار و فرصت است. قالب است و ربطی به خود انقلاب ندارد. انقلاب ادامه دارد. منتهی باید هر روز انقلاب را تبیین کرد. درست مثل ایمان است. تحول درونی ما نیاز به مراقبت روزانه دارد. می گوید اقا هر روز نماز صبح بخوان. یعنی حواست باشد. ظهر هم نماز بخوان. شب هم باز نماز بخوان. اگر حال داشتی نصف شب هم نماز بخوان. این درون خودت را ارتقاء بده. گفتیم انقلاب، نتیجه انقلاب درونی است و سیر کمال و کمال را باید مراقب باشیم و هر روز یک تعریف جدید دارد. هر روز یک سطح بالاتر است. روزی انقلاب سوم دبستان بود و باید برای انقلاب، ریاضی سوم دبستان می گفتیم. الان رسیده است به دانشگاه و الان باید ریاضیات دانشگاهی برایش بگوییم.

این شوراهای بازخوانی که در شهرستان ها تشکیل داده اید برای همین است. هیچ چیز قشنگ تر از این نیست. اینکه بنشینیم که فلانی چه گفت هزار سال نمی ارزد. در تهران هم یک گروهی گذاشته ایم، خود بنده هم هستم و کارهایی هم کرده ایم. ان شاالله با هم کمک می کنیم و می آییم در خدمت شما این اطلاعات را رد و بدل می کنیم.

کسی اگر مراقب حقیقت درونی خودش نباشد حتی اگر رئیس کاخ سفید هم بشود باخته است و بیشتر از همه باخته است. سقوطی که رئیس کاخ سفید می کند میلیاردها برابر فرد معمولی است. آتشی که او برای خودش درست می کند میلیاردها برابر فرد معمولی است که برای خودش درست می کند. باید مراقب خودمان باشیم .اگر مراقب خودمان بودیم بلافاصله مراقب انقلاب بیرونی می شویم. باید حواسمان جمع باشد.

بنشینید تبیین کنید، معرفی کنید. خیلی انقلاب را بد معرفی می کنند. دین پیامبر (ص) چه بدی داشت. بعد از پیامبر (ص) هزار نفر آمدند به نام مسلمانی هزار غلط کردند. الان نشسته اند قضاوت می کنند راجع به حرکت و بعثت پیامبر (ص) ما و عملکرد آن به ظاهر مسلمان ها را به حساب پیامبر (ص) می گذارند. دیدند دین هست با شمشیر آمدند جلو، پیامبر (ص) با شمشیر آمد جلو؟ رحمت العالمین با شمشیر آمد جلو؟ عملکردها را می گذارند به حساب اصل. اگر خوب تبیین کنید آن وقت عملکردها باید خودشان را تغییر دهند. آن وقت آدم ها باید خودشان را با انقلاب تطبیق بدهند. نه اینکه برویم انقلاب را با برخی رفتارها و برخی عملکردها مطابقت دهیم.

الان طوری شده است که انقلاب را باید یا بکشیم و یا قیچی کنیم که به تن این آقا و یا خانم بخورد. درحالی که باید این را قیچی کرد که رفتارش بخورد و به مرز انقلاب برسد. این را باید تبیین کرد. از خودمان و حقیقت انسان، رابطه انسان با خداوند و اهداف انقلاب شروع می شود. اهداف انقلاب بالاترین اهداف انبیاء است.

در مشهد بحث می کردیم، فردی گفت انقدر که از آرمان ها بحث می کنیم این یعنی جنگ! گفتم چرا جنگ؟ گفتم وقتی شما می گویید عدالت جهانی، صلح جهانی، آزادی جهانی، کرامت جهانی چرا جنگ؟ گفت خوب مستکبرین تحمل نمی کنند. گفتم خوب له بشویم که آنها تحمل کنند؟ این معنایش جنگ نیست. شیطان می خواهد با اینها بجنگد نه اینکه ما دنبال جنگ هستیم. اتفاقا آرمان های الهی بالاترین ظرفیت وحدت ملت ها را ایجاد می کند. اصلا بدون آرمان های الهی محال است که بشر به صلح برسد.

بشر بدون عدالت به صلح می رسد. می تواند برسد. خنده دار است کسی بگوید صلح را مستقر می کنم آن هم پایدار اما بدون عدالت. اگر عدالت نباشد در ذاتش جنگ و طغیان درگیری و کشتار است. اهداف هرچقدر بلندتر، ظرفیت وحدت بخشی آنها بیشتر می شود. شما برو در دنیا و بگو من آزادی همه ملت ها را می خواهم. بیشترین وحدت ایجاد می شود. آقا عدالت را می خواهم برای همه ملت ها، بیشترین وحدت ایجاد می شود. اما یک اقلیت شیطانی هستند این را نمی پذیرند. حتی اگر فرصت پیدا کنند اجازه نمی دهند شما در خانه خودت هم عدالت را برپا کنی. که انشاالله در بخش دوم عرض می کنم. انقلاب را باید تبیین کرد عزیزان من. خوزستان این همه انسان های برجسته دارد. متفکران، علما، اندیشمندان، شاعران و نویسندگان. این همه ثروت دارد. بسم الله بنشیند دور همدیگر تبیین و معرفی کنید و دست کم نگیرید.

نکته دوم درباره دشمن است. ملت ها دشمن دارند و یا ندارند؟ این سوال خنده دار به نظر می رسد ولی مطرح است. بسته به نوع جواب عده ای در دنیا سیاست گذاری می کنند. اصلا انسان دشمن دارد یا ندارد. در عالم دشمن است. برخی می گویند دشمن در عالم وجود ندارد و شما دشمن تراشی می کنید. شما توهم توطئه دارید. آیا انسان ها دشمن ندارند؟ خام ترین حرف عالم این است که بگوییم انسان ها دشمن ندارند.

هر انسانی بخواهد انسان باشد یک دشمن گردن کلفت دارد. آن هم کیست؟ شیطان است. ما نگفتیم شیطان دشمن انسانها است، خدایی که ما را خلق کرده است گفته است:” الم اعهد الیکم یا بنی آدم لاتعبدو الشیطان انه لکم عدو مبین” خداوند می گوید شما یک دشمنی دارید، دشمن آشکار و حتما دشمن شما است. آن روز که خداوند فرمان می دهد به شیطان که سجده کن به انسان و او سجده نمی کند و سوگند می خورد و می گوید خدایا به عزتت قسم که همه این آدم ها را گمراه می کنم. گمراه یعنی چه؟ یعنی نمی گذارم که مسیر کمال را طی کنند و به تو برسند و نمی گذارم انسان ها بیدار باشند. نمی گذارم ارزش های الهی را بخواهند. چه طور می گویند که انسان دشمن ندارد؟ ما از دشمنی خوشمان نمی آید چه کسی از دشمنی خوشش می آید؟ ولی شیطان دشمن لست.

البته این دشمن ذاتش اسباب کمال ما است ولی دشمن است. خوب شیطان چه کار می کند؟ شیطان پس از دستور خداوند برای سجده بر آدم چکار کرد؟” و استکبروا” شیطان گفت من برتر هستم و در طول تاریخ در مقابل کمال انسان ایستاده است. در مقابل همه پیامبران صف آرایی کرده است.

شیطان چگونه عمل می کند؟ چند جمله ای درس پس دهم به شما ببینید که چقدر دشمن شناسی را فهمیده ام. شیطان چه کار می کند؟ شیطان اولین کاری که می کند ما را به این وادی می برد که فکر کنیم وجود ندارد. همین من و شما صبح تا شب چند بار یاد شیطان می افتیم؟ در اعمالمان یک لحظه به ذهنمان می آید که نکند این وسوسه شیطان باشد. اصلا بی خیال آن هستیم. فکر می کنیم شیطان به یک کره دیگر رفته است. خداوند می گوید:” انه لکم عدو مبین” دشمن آشکار شما است. چند بار خداوند گفته است دشمن آشکار شما است. فقط راجع به شیطان. اولین کاری که می کند این است که ما را از وجود خودش بی خیال می کند. کار دومی که می کند این است که خودش را دوست معرفی کند. کاری که با حضرت آدم و حوا کرد. سوم می آید دایره آرمان ها را عوض می کند. تو می خواهی به خدا برسی؟ بله. خداوند گفته است از این مسیر بیا.
می گوید همین این است. به حضرت آدم گفت: تو می خواهی ابدی بشوی از این بخور. خدا خواسته است که تو ابدی نشوی اگر این را بخوری ابدی میشوی.

برخی فکر می کنند که حداکثر این است که شیطان می آید درگوش آدم و یک چیزی می گوید. آقا این نیست. شیطان اگر لازم باشد حکومت را هم درست می کند. چرا ما فکر می کنیم شیطان در کارش یک موجود نفهم و تنبل است؟ او حکومت درست می کند و به میزانی که بشر جلو می رود او هم طراحی می کند. معلوم است یک دوره ای بشر غارنشین بود و ارزش های جامعه غارنشینی بود. شیطان هم در همان حد نگه می داشت. بشر آمد جلوتر او هم آمد. هرچه که آمده جلو او هم آمده است.

امروز بشر به فکر جهانی شدن است. به فکر جهانی شدن عدالت، وحدت جهانی و حکومت امام زمان «عج» است. شیطان هم در همین تراز می آید و طراحی می کند که کرده است. امام (ره) به دولت آمریکا فرمودند: شیطان بزرگ. برخی گفتند که این یک حرف تبلیغی بوده است و امام (ره) دیده که آمریکا دشمن است، گفته با این حرف او را بکوبد و تحقیر کند. به همین دلیل او را اسم شیطان گذاشته است. من معتقد هستم که این طور نیست. امام (ره) دولت آمریکا را به ما معرفی کرده است. شیطان چه کار می کند؟ شما هرچیز خوبی که بخواهی معرفی کنی شیطان می آید پشتش و سنگر می گیرد. مسیر را عوض می کند. الان دولت آمریکا چه می کند. بشر رشد کرده است. دنبال آزادی است. دولت آمریکا شعار آزادی می دهد و دشمن ترین دشمن ها زیر بلیط آمریکا هستند. همه تروریست های دنیا دست پروده خودشان هستند اما شعار آزادی و مقابله با تروریست می دهند.

انسان ها رشد کرده اند. می گویند ما انسان هستیم و حقوقی داریم و هرکس برای خودش محترم است. رفته اند پشت همین پنهان شده اند. بزرگترین ناقض حقوق بشر در تاریخ مدعی حقوق بشر است. در افغانستان چقدر آدم کشتند و هنوز هم دارند می کشند. در عراق چقدر کشتند. این بساطی که در منطقه ما درست شده است چه کسی پشتش است. شما شک دارید که دولت آمریکا است؟ پس شک ندارید و یقین دارید. این کشتاری که راه افتاده است، بعد خودش می رود و می نشیند. بعد یک عده جاهل هم می گویند چشم قربان عجب موجود خوبی است.

رسما دولت آمریکا می گوید آمریکا برتر از دیگران است و فرهنگ آمریکایی برتر است. آمریکایی برتر از دیگران است. رسما اعلام می کند و می گوید ما برتر از دیگران هستیم و دیگران باید تابع حکومت ما باشند و اگر نپذیرند با زور.

بیشترین دشمن آزادی شما هستید. بزرگترین دشمن خواست های بشریت شما هستید. برای همه نقشه کشیده اند. همه جا جنگ درست کنند. همه را به جان هم بیندازند و همه را تکه تکه، کوچک و ضعیف کنند تا خودشان را برتر نشان دهند. اصلا ما نوع برتریم. ما جنس برتر هستیم. این همان استکبار است. شیطان چه گفت؟ گفت من برتر از شما هستم و او از خاک است. نمی گویم برویم با او بجنگیم نخیر! اما بشناسیم. این دیگر حداقل کار عقلانی است. بدانیم که چه طرح هایی دارند و چه کار می کنند. اینکه چشم ها را ببندیم و بگویم ان شاالله گربه است ان شاالله گربه است. بعضی ها هم این وسط می گویند نه! شما توهم توطئه دارید اشتباه می کنید. جدیدا هم یک چیزی درست کرده اند به نام تندرو و افراطی. او رسما می گوید که من می خواهم ایران را شش قسمت کنم و آن را منتشر می کند. بعد شما می خواهید اعتراض بکنید اسمت می شود تندرو.

عزیزان من، باید هم انقلاب را و هم دشمنان انقلاب را بشناسیم. شیطان راضی نیست در دنیا دو نفر دلهایشان نزدیک به هم باشد. هر یک قدم مسیری که شما در راه معنویت بر می دارید شیطان ناراحت است. چون بنای او بر این بوده است که جلوی شما را بگیرد و رسما می گویند که زدیم و انقلاب را تمام کردیم. خودشان را آماده می کنند که جشن پایان انقلاب را بگیرند.

البته خیال کرده اند. نه آنها ملت ایران را شناخته اند و نه اینها. ایران یک ملت بزرگ است. یک روز در مصاحبه ای که در سازمان ملل داشتم گفتم که زمانی که شما نبودید، ایران بود. خبرنگار پرسید راجع به رژیم صهیونیستی می گویند اینها ۲۵۰۰ سال قبل اینجا زندگی می کردند پس حقشان است. گفتم راست می گویی اگر این طور باشد که هرکس هرجا زندگی می کرد حقش است. با این حرف که می زنید اول خودتان باید بیرون بروید. اینجا برای که بوده که الان شما هستید؟ بیچاره این سرخپوستان را کشتید و انداخته اید بیرون. ایران هیچ ضرری نمی کند و هرچه به عقب برگردیم ایران بزرگ تر است. البته این روش غلطی است و هرکه به فکر سلطه بر دیگران باشد شیطانی است.

پیغمبر خدا بر دیگران سلطه ندارد. انسان کامل، محبوب ترین موجود عالم نزد خدا است. تجلی اکمل خداست و تسلطی بر دیگران ندارد. با پررویی اینها را باید بشناسیم. بدانیم چه نقشه هایی دارند. بخدا اگر نقشه ها را بدانیم رفتارها و تصمیم های ما عوض خواهد شد. من آدم خوشبینی هستم و اصلا بدبین نیستم. خیلی ها را آدم می بیند، چون نقشه دشمن را نمی دانند در نقشه دشمن بازی می کنند.

تمام پیامبران آمده اند و خداوند دعوت کرده است که با همدیگر باشیم. یک دست، دوست و دلسوز با هم صمیمی و هم دل با هم باشیم. شیطان می خواهد جدا کند و مکرر دسته بندی می کند. برسد زن و شوهر را هم رو در روی هم قرار می دهد. زن و شوهر روبه روی هم اصلا معنا دارد؟ نزدیک تر از زن و شوهر به همدیگر در عالم می شود؟

انقلاب و دشمن را تبیین کنید. خیلی نگران آینده نباشید. اولا تا دیروز که گذشت. ما راجع به دیروز که کاری نمی توانیم بکنیم. فردا چه؟ فردا که در دست ماست. در لحظه باید تکلیف را انجام دهیم. بخدا اگر انقلاب خوب تبین بشود هفت میلیارد طرفدار دارد. یک عده قلیل صهیونیست ها و آن سیاه دلها هستند که از دایره بیرون می مانند. ما تجربه کرده ایم هرکجای دنیا که رفته ایم و اصل انقلاب را تبیین کرده ایم، دیدیم که همه عاشق هستند و استقبال می کنند. آستین همت را بالا بزنید، دعوت کنید و هرکس هم که دلسوز است محدودیت هم نگذارید.

یک جمله به شما بشارت بدهم. بالاخره شیطان الان در دنیا خیلی با غرور حرف می زند. می بینید خیلی صحبت از فتح جهان می کند که فلان جا را دیدید به زانو در آوردیم. بلاخره شیطان برخی اوقات فریب از خودش می خورد. خدا که بالاتر از شیطان است.” و مکروا و مکرا الله والله خیر ماکرین” شیطان هم در نقشه خداوند است. به فضل الهی به زودی زود بساط شیطانی و استکباری دشمنان انقلاب از روی کره زمین پاک می شود.

نشانه ها پیدا می شود. یک جمله می خواهم بگویم که دعا کنید. می خواهم دلهایتان به آنجایی برود که باید برود. عزیزان من، هرکس یک ظرفیتی دارد. باید ظرفیت کل بیاید و جهان را اصلاح کند. شما می خواهید دعا کنید و خواسته داشته باشید؟ خواسته را باید خیلی بزرگ و بالا ببریم. اگر از خدا تقاضا دارید، خواسته های دم دستی نخواهید. آن خواسته بزرگ را از قلم نیاندازید که” اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر وجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه”