دکتر محمود احمدی نژاد به دعوت ستاد یادواره شهدای مدافع حرم شهر آمل با حضور در مصلی این شهر در جمع هزاران نفر از مردم به سخنرانی پرداخت. 

4N0A3179 copy

متن سخنرانی ایشان به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند بزرگ را از حضور در این جمع عظیم و عزیز شما سپاس گذارم و از صمیم دل خوشحالم و باورم این است که امروز خدای متعال در این شهر عزیز و این استان گرانقدر حداقل سه توفیق بزرگ را به من ارائه کرده است.

توفیق اول حضور مجدد در استان مازندران و شهر آمل است. مازندران برای ایران و بسیاری از حق طلبان و عدالت خواهان دنیا نامی آشناست. مردمانی مومن، پرتلاش، مفید برای جامعه و خداجو که در طول تاریخ سهم موثری را در باورها و فرهنگ ولایی و علوی ملت ایران داشته اند. بخش مهمی از مکتب اسلام ناب محمدی (ص) مرهون مجاهدتها و فداکاری مردم و بزرگان این خطه است.

دیار مهربانی و یکرنگی یعنی استان سرافراز مازندران، شهر آمل شهر ،هزار سنگر، سنگر پیشبرد انسان های الهی و سنگر دفاع از عزت و شرف انسانی با مردمانی که پاک و دوست داشتنی هستند.

توفیق دوم توفیق حضور بزرگداشت شهیدان است. گردهمایی برای بزرگداشت شهیدان انقلاب، شهیدان مقاطع گوناگون و مدافعان حرم، بدون تردید از بهترین، زیباترین، سازنده ترین و الهام بخش ترین گردهمایی هایی است که می تواند برگزار شود. گردهمایی برای شناخت و تجلیل از شهیدان و شهادت است. گردهمایی برای معرفی عظمت انسان است.

چون مجلس برای تجلیل از شهیدان است، نام شهیدانی که به نام آنها جمع شده ایم یادآورى می کنم. شهید هادی جعفری، شهید اسماعیل حیدری، شهید عباسعلی عباس زاده، شهید روح الله عمادی، شهید سید جلا حبیب الله، شهید محمد علی مرادخانی، شهید حسین دارابی، شهید مصطفی شیخ السلام، شهید محمد شالی کار، شهید عبدالعلی هادی، شهید عبدالصالح زارع، شهید محمد مهدی ملامیری، شهید اسماعیل خوانسار، شهید هادی باغبانی، شهید روح الله سلطانی و حیفم می آید از شهید عبدالله باقری که سال گذشته در خدمت ایشان بودم و شهید همدانی، شهید فرزانه و شهید شاطری یاد نکنم و اگر بخواهیم اسم شهیدان را بیان کنیم باید یک سلسله از انسان های بزرگ و بلند مرتبه که خداوند به ملت ایران توفیق همنشینی با آنها را داد بیان کنیم.

تشکر ویژه دارم از خانواده شهیدان و مردم عزیز آمل و بزرگان استان و عزیزانی که حاضر هستند و پدر شهید جعفری که بزرگواری کردند به عنوان خیرمقدم حرف همه ما را بیان کردند. قرار بود ابتدا در استان در مزار شهیدی که دوبار تشییع شد، قطعه قطعه شد و دوبار بدن مطهرش تشییع شد عرض ارادت کنیم که متاسفانه این توفیق سلب شد و طلب ما این است که روزی بر سر مزار ایشان برویم.

توفیق سوم اینکه این سفر ما در آستانه میلاد امام باقر (ع) و ماه عزیز رجب حاصل شد و این میلاد و ماه بزرگ را به همه شما تبریک عرض می کنم و از خداوند می خواهم که همه شما را در صف و تعداد رجبیون قرار دهد.

عزیزان من سخن بسیار است. به دو دلیل سخن گفتن از انسان و حقیقت انسان مهم است. البته رهبری عزیز فرموده اند که تبیین خط امام (ره) و تبیین آرمان های انقلاب که من باورم این است که امروز یکی از ضروری ترین و عمیق ترین اقدامات انقلاب تبیین و باز تبیین خط امام (ره) و آرمان های انقلاب است. چرا که اگر غافل شویم شیطان یا محو می کند یا آنچنان دگرگون می کند که هیچ شباهتی با انقلاب نخواهد داشت.

به دو دلیل می خواهم چند کلمه ای درباره انسان صحبت کنم. دلیل اول اینکه جلسه ای که برگزار کرده ایم راجع به انسان های بزرگ و اوج گرفته است. انسانهای که عالم خاکی، ظرفیت توسعه و رشد شکوفایی توان آنها را نداشت و آنها پرده خاکی زمین را دریدند و به افق بی نهایت پرواز کردند.

دلیل دوم اینکه همه ظرفیت ها به انسان باز می گردد. خداوند این عالم را برای انسان خلق کرده است. عالم برای انسان است و باید در خدمت انسان و در تصمیم انسان باشد. همیشه باید راجع به خداوند صحبت کنیم. چرا که انسان موضوع این عالم است و تمام این امورات به آدم باز می گردد.

خداوند همه موجودات را خلق کرده است. موجودات متنوع همه مهم، عزیز و مخلوق خداوند هستند. مگر می شوند مخلوق خداوند بی هدف و بدون نقش سازنده باشد. آن تک سلولی انتهای اقیانوس مهم است. نقش آفرین، عزیز و محترم است. به زمین و حیوانات نگاه کنید، چقدر عظمت و زیبایی دارند. همه خوب هستند. باید شکر کنیم اما خدای متعال در خلق همه این موجودات تنها یکجا است که در خلقت آن به خودش تبریک می گوید و آن خلق انسان است. «فتبارک الله احسن الخالقین» خدا تبریک می گوید. عظمت مخلوق را به عالم معرفی می کند. خدا همه موجودات عالم را به تسلیم به انسان امر کرده است. خداوند به همه موجودات و ملائکه فرمان داد که به خداوند سجده کنند و در خدمت انسان باشند.

عزیزان من! انسان مهم است. تمام مکاتب و رفتارها ناشی از نوع نگاه انسان، شناخت انسان و باور به انسان است. باید انسان را بشناسیم تا جهان را بشناسیم و انسان باشیم.

این انسان که خداوند خلق کرده است دارای دو بعد و دو ساحت است. انسان یک بعد زمینی و حیوانی دارد. و یک بعد انسانی و آسمانی. آن چیزی که در این عالم از انسان بروز می کند ساحت زمینی است. خداوند حیوانات بسیاری را خلق کرده است و همه مفید و مخلوق خداوند هستند. اما بعد زمینی و حیوانی انسان دو تفاوت اصلی و مهم با سایر حیوانات دارد. غرایز سایر حیوانات محدود است و یک سقفی دارد ولی غرائز انسان در یک محدوده ای می باشد که حد و نقطه پایان ندارد و می تواند تا نقطه بی پایان گسترش پیدا کند.

غرایز حیوانات فقط در خدمت بعد حیوانی انسان هاست. فقط در خدمت بقای نوع حیوان است. اما غرائز انسان می تواند کمال انسان را شکوفا کند و او را الهی کند. بعد زمینی انسان مقدمه است. بستر حلول الهی انسان ها است. حقیقت انسانی و کمال انسان از دل همین بستر و موجودیت حیوانی و زمینی بر می خیزد و رشد می کند. استعداد تکامل یافتن به مانند یک قابلیت در بعد حیوانی و زمینی انسان نهادینه شده است. با تربیت الهی آرام آرام رشد می کند و به آسمان می رسد.

سوال این است که حرف ها مهم است ولی خداوند این همه موجودات را برای ساحت زمینی و حیوانی انسان خلق کرده است یا برای ساحت آسمانی و الهی انسان؟ پاسخ روشن است. اگر همه عالم برای گسترش بعد انسانی خلق شده بود، حرف ملائک درست درآمده بود. ملائک گفته بودند که این انسان خلق شده که خون بریزد و خداوند گفت من یک چیزی می دانم که شما نمی دانید.

اگر انسان ها فقط برای بعد حیوانی خلق شده بودند سخن از بهشت و جهنم و ارسال پیامبر و سخن گفتن خداوند معنایی نداشت. سخن گفتن از عقل و اندیشه، تفکر، حکمت، فساد، خیر، شر، پاکی، ناپاکی، سقوط، صعود، فقر، فحشا، آزادی، برادری، کینه، و حسادت معنایی نداشت. همه اینها زمانی است که ساحت الهی انسان مخاطب است. معلوم است که خداوند انسان را برتر یافته و همه هدایت را برای او قرار داده است. از این منظر اگر انسان را این طور تعریف کنیم  انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند.

اول آن کسانی هستند که همه ی عالم را حتی بعد الهی خود را هم در خدمت بعد حیوانی خودشان قرار می دهند. همه چیز در خدمت امیال این طور آدم است. همه امور را برای خودشان می خواهند. ثروت انحصاری برای آن هاست. نگاه کنید در عالم چهل میلیارد دلار سرمایه دارد اما باز دستش در جیب سایر ملت هاست. تمام ثروت عالم به مرکز استکبار وابسته است. باز هم طراحی می کنند تا سرزمین ها را وابسته کنند. یک ملت دیگر تا بخواهد سربلند شود می آیند و او را می زنند. قدرت را انحصاری برای خودشان می خواهند. بقیه باید همه مطیع باشند.

وضع دنیار را ببینید؛ می خواهند به طور مطلق بر عالم حاکم باشند. همه نعمت ها را برای خودشان می خواهند. در علم و فناوری در زندگی باید جلوی بقیه گرفته شود و همه خوبی ها را برای خودشان می خواهند. بهانه درست می کنند ساکنین یک سرزمین را از کشورش اخراج می کنند. آزادی مطلق برای آنهاست اما دیگران آزاد نیستند که از آنها حتی یک سوال کنند. با همه لشکر تبلیغاتی هجوم می آورند. رسانه ها باید در اختیار آنها باشد. یک رسانه یا یک قلم در گوشه ای از عالم بخواهد خارج از آنها کلمه ای بنویسد اصلا آزادی به خطر می افتد. شبکه می زنند، نقشه می کشند که چه کار بکنیم و چه خبری بزنیم. چه فیلمی بسازیم تا جریان سازی کنیم. حالا فردی بخواهد در مقابل آنها حرفی بزند و از آزادی استفاده کند در مقابلش می ایستند.

برای ارضای اغراض انسانی رسما دین فروشی می کنند. برای بعد حیوانی و استکباری خودشان دین فروشی می کنند. در نگاه این تیپ، آدم هایی که بعد حیوانی شان غلبه دارد امنیت و اموال مردم نزدشان بی حرمت است. یک آقایی پیدا می شود می خواهد به مردم مسلط بشود و جنگ درست می کند. یک نگاهی به منطقه بکنید. یک نگاهی به اوضاع بکنید. استعمار در صد سال اخیر چه کرده است. چه خانواده هایی نابود شدند. چه ملت هایی متلاشی شدند. به کشورهای آفریقایی سفر می کنیم، حوادث استعمار را تعریف می کنند که آدم هایی وحشی می ریختند ملت ها را جدا می کردند و مثل گله به کشورهای خودشان می بردند.

چهارصد سال توطئه، کشتار و اشغال گری برای ثروت و خود برتر بینی صورت گرفته است. سیاست در دنیا یعنی چه؟ می گویند فن تسلط بر دیگران و غلبه بر دیگران همان سیاست است. خداوند متعال به پیامبر که اشرف مخلوقات است می گوید بر انسان ها سیطره ندارید. به ذهنت نرسد که تو حاکم بر اینها هستی. «لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِرٍ»

می آیند نقشه می کشند که اقتصاد ما دچار مشکل شده است برویم اسلحه بفروشیم. جنگ شروع کنیم و قراردادهای پنجاه میلیون دلاری فروش اسلحه می بندند.

چرا درب علم را بسته اند؟ علم برای سعادت، امنیت و برادری انسان ها می باشد. اگر دانش هسته ای را گسترش می دادند دیگر این همه مشکلات آلودگی پیش نمی آمد. در انحصار خودشان گرفتند و می گویند برای ما است. بعد هم به جای اینکه این علم را در پزشکی، کشاورزی و نیرو استفاده کنند به بمب اتم و ابزار کشتار تبدیل می کنند. کشش پیامبران و انبیا الهی به سمت مقابل و در خدمت صلح و برادری هستند. میکروب شناسی یک علم است و می تواند در خدمت سلامت بشر استفاده شود تا از آن استفاده کنند. می تواند در برابر بیماری ها جواب گو باشد. اما بیماری ها را در آزمایشگاه درست کرده و منتشر می کنند تا واکسن آن را بفروشند.

انسان وقتی از ساحت انسانی سقوط کند به کجا می رسد. از روانشناسی و علوم ارتباطات برای جنگ و تفرقه و کشتار دیگران استفاده می کنند. در یک جا مردم را می کشند و می ربایند و زمین مردم را اشغال کرده و آواره کرده اند اما مردمی که از خانه خودشان می خواهند دفاع کنند افراطی و تندرو می شوند. اگر عناصر وابسته به آنها زشت ترین کارها را بکنند و حقیقت را زیر پا بگذارند و تجاوز کنند آزادی خواه می شوند اما اگر کسی اعتراض کند ضد آزادی می شود. اگر کسی ضد آنها اعتراض کند دیکتاتور خطابش می کنند و اسمش افراطی می شود.

کیست که نداند آنهایی که در منطقه شعار آزادی می دهند به تحریک سلطه گران بین المللی است. خودش را طلب کار می داند بعد می گوید بنشینیم با هم حرف بزنیم. همه این رفتارها به دلیل غلبه بعد حیوانی و شیطانی است. انسانیت فراموش شده است. حتی اگر به واسطه کمال بشری پشت ارزش های الهی سنگر بگیرند و پنهان بشوند، چهره شان مشخص می شود.

نه اینکه از غرائز بهره نمی برند، بهره خوب و عالی هم می برند اما بعد حیوانی را در خدمت کمال و شکوفایی خود قرار می دهند. در آنها غلبه بر بعد انسانی است. وقتی با آنها روبه رو می شویم و با هرکدام از اینها مواجهه می شویم با انسان روبه شده ایم. با اخلاق و کمال انسانی روبه رو شده ایم. با گذشت، تواضع، صداقت و هدف های آرمانی روبه رو می شویم. آنها همه خوبی ها را برای همه می خواهند. آزادی، عدالت، ثروت، سرمایه و برابری را برای همه می خواهند. حافظ آبرو و مدافع حقوق مردم هستند. وقتی با اینها روبه رو می شویم خداوند را در چهره شان می بینیم. هیچ نشانه ای از حسادت، فریب و دروغ نمی بینیم. این انسان ها با بعد انسانی خود رو به رو می شوند و با این زاویه به جهان نگاه می کنند و برای همه خوبی را آرزو می کنند. پیامبر ما عین خوبی بودند و برای همه آرزو خوبی دارند. امیرالمومنین علیه السلام بر جنازه دشمنش گریه می کند و خوشحال نمی شود که او چنین شده است؛ گرچه برنده ترین شمشیر، شمشیر حق است و شمشیر امیرالمومنین علیه السلام و از روی بزرگی است.

یک روزی را تصور کنید که همه انسان ها بعد کمال خود را داشته باشند چه روز زیبایی است. روزی است که خداوند به خودش و به همه عالم تبریک گفته است. جهان را صحنه تعامل، برادری، شکوفایی و تکامل می دانند. دنبال خودشان نیستند و به خودشان دعوت نمی کنند بلکه به خداوند و انسانیت دعوت می کنند. کمالشان از نوع نور است. البته شما می دانید عبور از بعد حیوانی و میل به ساحت انسان یک مسیر است. یک سیر بی انتها و یک سیر کمالی است. هر مقدار از ساحت حیوانی فاصله بگیریم و خود را از مدیریت انسانی دور کنیم به همان اندازه بعد الهی در ما شکوفا می شود و در مدار انسان کامل قرار دارد.انسان کامل کسی است که به طور کامل از بعد حیوانی عبور کرده و ابعاد انسانی را در خود شکوفا کرده است.

هر انسانی به اندازه ای که تلاش کند خدایی و الهی می شود و اسماء الهی در وجود او متجلی می شود. انسان کامل، الگو و راهنما است. خدا را شکر می کنیم که چهارده انسان کامل را هزینه کرده است تا راه و معیار گم نشود و انسان ها بی راهنما نمانند. حالا یک نگاهی به تاریخ بی اندازیم. شیطان مخالف کرد و گفت من اجازه نمی دهم انسان ها از ساحت حیوانی عبور کنند و وارد ساحت انسانی بشود.

هدایت الهی با هدایت بزرگان تاریخ را نگاه می کنید به دور ساحت انسانی حرکت کرده است. جهان رو به وحدت، همدلی، وحدت خواهی، توحید و ارزش های الهی است. به سمت ساختن یک جهان و ساحت الهی حرکت می کنند و به لطف خدا همه طراحی های شیطان و شیطانیان خنثی خواهد شد.

عزیران من شهیدان ما کسانی هستند که از بعد حیوانی عبور کرده اند و در ساحت انسانی قرار گرفته اند و همه عالم را در خدمت انسانیت خودشان و دیگران قرار داده اند. در یک کلمه باید بگویم شهدای ما انسان شده اند. حتی از وجود خود برای نشر ارزش های الهی و برای کمال خودشان و جامعه عبور کرده اند و همه چیز خود را برای اهدافشان فدا کرده اند. همه وجود شهدا لطف و برکت است. یک زندگی جذاب، یک تاریخ آموزنده و یک قله و هدایت کننده هستند. همه آنها در مسیر کمال و غلبه در بعد حیوانی پیروز شده اند و برای ساختن جهان انسانی نگاهشان جهانی است. حامی توحید و عدالت بودند. من می خواهم اینجا با افتخار اعلام کنم به عنوان کوچک ملت ایران، ما تا ابد به راه شهدا و پیروان و خانواده شهدا افتخار خواهیم کرد.

سرزمین نورانی و الهی ایران، همیشه مهد فرهنگ و تمدن آسمانی و انسانی بوده است. مهد آزادی خواهی، عدالت طلبی، توحید و انسانیت بوده است. شیاطین در تمام تاریخ برای زدودن و محو ملت ایران از صحنه عالم، صدها طراحی کرده اند. ملت ایران همیشه پیشگام بیداری اسلامی و انسانی بوده و خواهد بود.

انقلاب ملت ایران یک دعوت جهانی است و همه بشریت را به اوج دعوت می کند و معلوم است که شیطان و دشمنان چه می کنند. انقلاب ملت ایران آمد تا راه حاکمیت کامل بعد انسانی انسان ها بر رفتار اجتماعی همگان نوید بدهد. انقلاب ملت ایران یک دعوت جهانی است و همه بشریت را به اوج دعوت می کند. آمد تا انسان ها را جهانی کند و جهان را انسانی کند تا مقدمات حاکمیت انسان کامل، امام عصر «عج» فراهم شود. حاکمیت امام عصر «عج» همان حاکمیت الهی انسان ها بر همه روابط اجتماعی است.

من می خواهم به شما عرض کنم به لطف خدا و به لطف استقامت ملت ایران، شیطنت شیطانیان نخواهد توانست مانع حرکت ملت ایران شود. ملت ایران تا آزادی همه انسان ها و برپایی عدالت، توحید و آزادی در سرتاسر عالم از انقلاب و مسیر خودش دست نخواهد کشید. آنهایی که خیال کرده اند و آرزو دارند ذلت ملت ایران را ببینند به فضل الهی این آرزو را به گور خواهند برد.

گیرنده های شما عزیزان حساس است و متوجه می شوید. رفتار برخی را به حساب انقلاب نگذارید. این یک حرکت آسمانی، الهی و جهانی است. بله شاید سنگی می اندازند و مشکلاتی ایجاد می کنند و خیال می کنند ملت ایران مثل خودشان است. این ملت ایران است و ملت ایران هزاران سال بوده است و شما نبوده اید. این ملت یک رودخانه عظیم و زلال است.

من نوکر شما هستم. امام (ره) با آن عظمت گفت من خادم ملت هستم. رهبری عزیز ما با آن عظمت گفته اند من نوکر ملت هستم. من چه باید بگویم. من نوکرتر هستم. من خادم ترم. شما کار خودتان را بکنید و من هم نوکر شما هستم.

خداوندا امام زمان (عج) ما را برسان و تمام زیبایی ها را حاکم کن. همه مظلومین را نجات بده و ملت ایران را عزیز بدار و بر قله های عزت بنشان. رهبری عزیز ما را زیر سایه امام زمان (عج) عزیز و بزرگ بدار. مردم مازندران و مردم آمل را از بهترین ها قرار بده و همه خوبی ها را بر ملت ایران نازل بفرما.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته