یادداشت ارسالی مخاطبین _ محمد جوادی:خط امام

ملتی که سال ۵۷ به رهبری حضرت امام خمینی (ره) انقلاب شکوهمند اسلامی را رقم زد، رهنمودها، اندیشه و سخنان حضرت امام را باور داشته و از عمق جان به آن اعتقاد داشت. پیش از انقلاب گروه‌های مختلف، از کمونیست‌ها گرفته تا احزاب دموکرات ضد حکومت پهلوی، مشغول مبارزه و فعالیت بوده و به واسطه‌ی ایدئولوژی و تفکر خود بعضاً توانستند طرفدارانی نیز دست و پا کنند؛ اما آن ایدولوژی و تفکری توانست اکثریت مطلق جامعه ایران را با خود همراه کند که منطبق با فطرت مردم و همسو با اعتقاد و باورهای آنها بود. در واقع قبول رهبری امام خمینی توسط ملت نه فقط به خاطر مخالفت با رژیم شاهنشاهی بود، بلکه به دلیل همراهی با شیوه و منش والای بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده است و این با رأی ۹۸ درصدی مردم در ۱۲ فروردین ماه سال ۵۸ به نظام جمهوری اسلامی به یک سند تاریخی تبدیل شد.

راه و اندیشه‌ی امام راحل (ره) از آنجهت مورد اهمیت است که مستظهر به خواست و ارده‌ی ملت است. ملتی که برای پایین کشیدن حکومت شاهنشانی و برپایی جمهوری اسلامی، جانفشانی‌ها و فداکاری‌های بی‌نظیری از خود بجای گذاشت، همه‌ی این ازخودگذشتگی‌ها را در راه آرمان و ارزشهایی هزینه کرد که امام خمینی (ره) آن را سر دست گرفته و همچون فلش راهنما مسیر حرکت مسئولین و روحانیت را با آن مشخص می‌کرد؛ از این جهت بازخوانی خط نورانی حضرت امام(ره) در واقع شناخت اصول و مبانی است که ملت خواهان آن بوده و هست و تخطی و انحراف از این مسیر، یعنی انحراف از اراده‌ی توده‌های مردم و نتیجه قطعی آن ناامید کردن آنها از انقلابی است که هزینه‌های غیرقابل جبرانی برای استقرار و به ثمر نشستن آن داده‌اند.

اصول اندیشه بنیانگذار جمهوری اسلامی، استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور از هجوم قدرت‌های شرق و غرب و بالا آوردن توده‌های مستضعف جامعه از جهت علمی، اقتصادی و اجتماعی برای رسیدن به قله‌های پیشرفت بوده و هرگامی برخلاف این اندیشه‌ی مبارک، دقیقاً حرکت در مسیری است که امام خمینی با آن مبارزه‌ای خستگی ناپذیر داشتند.

طرح خطر اسلام آمریکایی، تأکید به مبارزه خستگی‌ناپذیر با غرب و عدم سازش با شیطان بزرگ، اصرار به محو رژیم اشغالگر قدس از صحنه روزگار، ساده‌زیستی روحانیت و مسئولین و خدمت خالصانه به مستضعفین و توده‌های ضعیف جامعه و از همه مهتر وحدت کلمه امت اسلامی برای ایجاد جبهه مقاومت در برابر زورگویان، همه و همه مورد تأکید امام (ره) و مورد حمایت همه جانبه ملت قرار گرفته و هرگونه انحراف از این مسیر نه تنها خروج از ریل اصلی انقلاب بوده بلکه خیانت به ملتی است که راه استقلال خود را در این مفاهیم یافته است.

جبهه‌ی ضد انقلاب پس از وفات حضرت امام در سال ۶۸، فعالیت گسترده خود را برای انحراف اندیشه و آرمان حضرت امام آغاز کرد و با عضوگیری برخی قدرت‌طلبان و سودجویان داخلی، تبلیغات وسیعی ضد اندیشه‌ی اصیل انقلاب خمینی را آغاز کرد؛ تاجایی که برنامه گسترده‌ای برای تضعیف و انحراف اندیشه رهبر کبیر انقلاب را تدارک دیده و تا سال ۸۴ به پیش‌روی قابل توجهی دست یافت تاجایی که رسماً عنوان کردند که امام خمینی به تاریخ پیوسته و برای همیشه راه و اندیشه‌ی او کنار گذاشته شده است. اما ظهور خارج از قواعد و معجزه‌‌گونه‌ی فرزند ملت در سال ۸۴ و کنار زدن همه‌ی افکار منحرف و التقاطی، به همه ثابت کرد که ملت، قاطعانه به اندیشه و آرمان امام خمینی اعتقاد کامل داشته و انتقاد و مخالفت با نمادهای خودساخته در جمهوری اسلامی نه تنها مخالفت با حضرت امام نبوده بلکه دقیقاً درمسیر باور به خط مستقیم ایشان بوده است.

در آن انتخابات، مدعیان اصولگرایی با ژست‌های روشنگری در صدد جلب آراء ملت بودند، اصلاح‌طلبان نیز خود را پشت شخصیت رئیس دولت اصلاحات پنهان کرده و رئیس دولت سازندگی با شیوه‌ای لیبرالی و مخلوطی نامتوازن از دلسوزی برای مردم تا  نمایشی روشنفکرمآبانه پا به میدان رقابت گذاشتند و تنها کسی که مسیر و شیوه‌ای خلاف سایرین را اتخاذ کرده بود، کسی نبود جز محمود احمدی‌نژاد. او نه تنها حرفهایش برگرفته از سخنان خمینی کبیر بود بلکه ظاهر ساده و بی‌آلایش او، همچون انقلابی‌های مخلص دهه پنجاه و رزمندگان بی‌ادعای دهه شصت بود. این شیوه در آن زمان آنقدر نامأنوس و نامتجانس نشان می‌داد که دست‌مایه‌ای برای تمسخر و اهانت اصحاب قدرت و طبقه‌ی خودبرتربین شد؛ تا جایی که در ابتدای مسیر کوچکترین شانسی برای پیروزی او قائل نبودند.

اما ملت همچون سال ۵۷، انقلابی دوباره کرده و پرچم آرمان‌های خود را مجدداً برفراز ایران اسلامی برافراشت. خروج از ریل انقلاب در سال‌های سازندگی و اصلاحات با اراده‌ی مردم اصلاح شد و فضای عمومی کشور دچار تغییر و تحولی عمیق گشت تا جایی که کسانی که با فوت امام هرگز هیچ یادی از سخنان و شخصیت او نمی‌کردند، ناچار برای جلب نظر مردم خود را نزدیک‌ترین یار امام معرفی کرده و در پی سوء استفاده و تحریف خود حضرت امام برآمده‌اند.

یعنی کسانیکه تا پیش از آن به دنبال انحراف خط بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقابله با اندیشه ایشان بودند، با دیدن عشق و علاقه روزافزون ملت به امامشان، در یک تغییر تاکتیکی، به انحراف خود حضرت امام روی آورده‌ و به شخصیت‌سازی جعلی و دلخواه خود از رهبری هستند که روحیه انقلابی‌گری و ایستادگی‌اش در مقابل شیاطین، زبانزد همه مسلمانان جهان است. همان تغییر شیوه‌ای که استکبار برای مبارزه با اسلام انجام داد و از مبارزه مستقیم و رو در رو، به تغییر ماهیت دین با ایجاد گروه‌های منحرف با پرچم اسلام روی آورد.

همان طور که رهبر عزیز انقلاب اسلامی در خردادماه امسال و در جوار مرقد حضرت امام تأکید داشتند، تحریف راه و اندیشه‌ی حضرت امام (ره)  را باید با تمسک به بازخوانی خط نورانی‌اش ناکام گذاشت. شیوه‌ای که به دنبال آن است با نمایش شخصیتی جعلی و دروغین از امام خمینی، ملت را همچون زمان پهلوی ضعیف و پایین نگه داشته و اهداف منفعت‌طلبانه‌ی خود را به پیش ببرد با شنیدن دوباره‌ی صدای آشنای امام راحل ناکام خواهد ماند. بازخوانی خط و  اندیشه‌ی حضرت امام نقشه‌ی کسانی را نقش برآب می‌کند که ملت‌ بارها و بارها مخالفت خود را علنی و غیر علنی با شیوه و منش آنها اعلام کرده و می‌کنند.

انتشار مقالات علمی و یادداشت های ارسالی از سوی مخاطبین در پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمدی نژاد، به معنای تایید یا رد محتوا توسط این پایگاه نمی باشد.