دکتر احمدی نژاد در یادداشتی به مناسبت ۲۸ مرداد سالروز کودتای آمریکایی علیه نهضتِ ملی شدن نفت ایران ؛ نوشتند: بر این باورم که در آینده ای نزدیک ، ملت ایران یکبار دیگر نفت و گاز را به طور کامل و واقعی، ملی خواهد کرد و روزی فراخواهد رسید که مردم به طور دقیق و کامل از تولید و صادرات نفت مطلع و از منافع آن برخوردار باشند.

 

متن کامل  یادداشت دکتر احمدی نژاد به مناسبت ۲۸ مرداد سالروز کودتای آمریکایی علیه نهضتِ ملی شدن نفت ایران، به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
داستان نفت و گاز طبیعی ، این ثروت خدادادی کم نظیر ، داستان عجیبی است . برخی از دولت ها و کشور ها برای تسلط بر منابع نفتی جنگ راه می اندازند ، کودتا می کنند و جنایت های وسیع مرتکب می شوند که دولت‌های انگلیس و دولت‌های آمریکا در راس این گروه قرار دارند. در طرف دیگر کسانی هیچ درکی از اهمیت انرژی و ثروت ملت ها و مناسبات بین المللی ندارند.
تلاش هدفمند سلطه گران برای تسلط بر منابع نفتی، ملت ایران را ناگزیر از مواجهه با شرایط سخت و دشواری مانند جنگ ، کودتا و جنایات وسیع بیگانگان و سرسپردگان داخلی آنها ساخته است. شاهان دور مانده از تحولات زمان ، ضعیف و خودخواه قاجار که هیچ اطلاعی از اهمیت این ذخیره راهبردی و ارزشمند نداشتند ؛ اصل و فرع مالکیت مخزن به قول خودشان این ماده سیاه و بدبو را در ازای پشیزی که برای مخارج خوشگذرانی های خود دریافت می کردند، یکجا به دولت انگلیس سپردند. آنان نیز بیش از پنج دهه نفت ایران را به تاراج بردند و نه فقط سلطه سیاسی خود را از طریق شرکت نفت انگلیس بر ایران تحمیل کردند، بلکه با در اختیار گرفتن منابع انرژی ایران، منافع مهمی را در دو جنگ جهانی به دست آوردند تا آنجا که نفت ایران را مهم ترین عامل و پل پیروزی خویش نامیدند.
اگر بر طبق همان قراردادهای استعماری آن زمان به ارزیابی سهم پرداخت نشده ملت ایران از محل غارت نفت کشورمان از سوی انگلیس بپردازیم، ایران با نرخ امروزی حدود ۲۰۰ میلیارد دلار از انگلیس طلبکار است و اگر سهم ایران عادلانه محاسبه شود این رقم به چندین برابر افزایش خواهد یافت.
رضا خان پهلوی یا فهم و درکی بیش از قاجار نسبت به نفت نداشت و یا از آنجا که به کمک انگلیس به قدرت رسیده بود، اراده و توان لازم برای مقابله با سلطه و چپاول انگلیس را نداشت و زمانی هم که تصمیم به خروج از این سلطه اهریمنی گرفت، به طرفه‌العینی برکنار شد.
اسناد تازه منتشر شده در باره خاندان آل سعود نیز موید این حقیقت است که سرسلسله این خاندان نیز به شرط حفظ حکومت متحجر او و فرزندانش، امتیازات نفت را یکجا به کمپانی های غربی واگذار کرده است.
در پرتو فداکاری ملت بزرگ و مدیریت مرحوم دکتر محمد مصدق و حمایت جانانه و گسترده ملت ایران ، برای مدت کوتاهی نگاه ملی و مستقل بر جریان تولید و صادرات نفت در ایران حاکم شد، اما پس از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۲ و حاکمیت مجدد پهلوی بر سرنوشت ملت ایران، این بار به شکلی دیگر و با حفظ ظاهر ملی شدن نفت ، فرنگی ها مجدداً بر منافع اصلی نفت حاکم شدند و به مدت ۲۵ سال ، نفت ایران به قیمتی تقریبا رایگان استخراج و از ایران خارج شد. در این دوره ، عملیات شناسایی ، سرمایه گذاری و بهره برداری از نفت ایران با مدیریت همان ها انجام شد و بخش اصلی منافع نفت به جیب بیگانگان واریز گردید.
ماجرای ۲۸ مرداد و فشارهای گوناگون و تحمیلات فراوان بر مرحوم دکتر مصدق و یارانش و جریان تهمت و افترا به آنان که تا امروز نیز ادامه دارد مبین این معناست که دولت استعمار پیر با کسانی که به دنبال احیاء و حفظ منافع حقیقی ملت ها در مقابل سیاست های سلطه گرانه او می ایستند تا چه حد کینه ورزانه عمل می کند.
در دو دوره دولت ملی ،فشارها و تحریم خارجی از یک سو و تهاجم تبلیغی گسترده در داخل و کارشکنی ها در راه اداره کشور و مانع تراشی در برابر چشاندن طعم نفت ملی به کام مردم از سوی دیگر، شرایط را علیه آن دولت بسیار سخت کرده و زمینه کودتای بیگانه و بازگشت سلطه اجنبی بر کشور و ثروت ملی و خدشه بر استقلال ملت ایران را فراهم نمود.
پس از تاسیس اوپک سهم کشورهای دارای نفت ، کمی اضافه شد اما باز هم این کمپانی های چند ملیتی بودند که اصل منفعت را به یغما می بردند.
به دنبال پیروزی انقلاب، بخش هایی از مدیریت امور مربوط به نفت ، در اختیار ملت ایران قرار گرفت، لیکن تا همین امروز نیز شرکت های بزرگ چند ملیتی غربی نزدیک به دو و نیم برابر کشورهای صادر کننده نفت و گاز، از این کالای راهبردی درآمد کسب می کنند. با این وجود، غربی ها به این مقدار نیز قانع نبوده اند و همواره مترصد آن هستند تا مناسبات را به شرایط عصر قاجار و رضا خان برگردانند. ادعای آنان این است که همه جهان و ذخایر آن از جمله نفت ، ملک طلق آنان است و ملت هایی مانند ایران به خاطر اینکه در منطقه انرژی زندگی می کنند، فقط سهم اندکی از منافع نفت و انرژی دارند و اختیار کار باید در دست شرکت های چند ملیتی باشد.
در سالهای اخیر ، غربی ها که مواضع سیاسی جدید کشور را تغییر رویکرد تلقی و از آن به ضعیف شدن نظام تعبیر کرده اند، با سوء استفاده از وضعیت سیاسی و اقتصادی داخلی و شرایط سیاسی – امنیتی منطقه ای ، بازگشت به موقعیت استعماری قدیم را در دسترس ارزیابی کرده اند.
در این میان عده ای از صاحب منصبان و مسئولان نیز خواسته یا ناخواسته و دانسته یا نادانسته زمینه را برای تحقق این خواست استعمارگران غربی فراهم می آورند.
اینان همیشه ارقام حاصل از نفت را بدون توجه به نسبتی که دیگران از اموال عمومی ملت می برند ، می بینند و تبلیغ می کنند و توجهی به سابقه سلطه گری و بهره برداری آنان از ساز و کارهای اقتصادی در جهت تحمیل اراده خویش به ملت ها و یا اینکه این ثروت متعلق به نسل ها است و کسی نمی تواند برای نسل های آینده تصمیم بگیرد ، ندارند.
در یک رقابت و مسابقه ساختگی بین همسایه های منطقه ، شرکت های غربی از هر دو طرف امتیاز گرفته و سود می برند و مبانی استقلال ملت ها را مخدوش می کنند. راهبرد غربی ها در مقابل انرژی منطقه ، مبتنی بر سود حداکثری خودشان و به پایان بردن هرچه سریعتر ذخایر نفت و گاز و از این طریق تسلط بر اراده سیاسی کشورهای منطقه است. این در حالی است که غربی ها از ذخایر فراوان و دست نخورده نفت و گاز برخوردارند.
نهضت ملی شدن نفت ، کاری بسیار بزرگ اما نیمه تمام بود. بزرگ بود زیرا تاکیدی بر استقلال ملی و بیداری ملت ایران محسوب می شد. باید روزی فرابرسد که نفت به شکل واقعی ملی شود و در اختیار ملت قرار بگیرد و مردم به طور دقیق و کامل از تولید و صادرات نفت مطلع و از منافع آن برخوردار باشند .
بر این باورم که در آینده ای نزدیک ، ملت ایران یکبار دیگر نفت و گاز را به طور کامل ملی خواهد کرد. این حق قطعی ملت ایران است.
محمود احمدی نژاد
خادم ملت ایران