IMG_3751

مراسم گرامیداشت ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی و سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی روز یکشنبه ۱۹بهمن پس از نماز مغرب و عشا در مسجد جامع المهدی(عج) شهرری با سخنرانی دکتر احمدی‌نژاد برگزار شد.

متن سخنرانی دکتر احمدی نژاد به مناسبت ایام الله دهه فجر در این مراسم به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

جهت سلامتی خودتان و پیروزی نهایی لشگر توحید اجماعاً” صلوات بر محمد وآل محمد”

خدای بزرگ را سپاسگزارم که یک بار دیگر توفیق حضور در دیار ری، دیار سید الکریم، و در میان شما مردمان مؤمن و فداکار و شجاع و انقلابی را عنایت فرمود.

خدا را سپاسگزارم که توفیق دیدار شما و زیارت شما را عنایت فرمود و خدا را سپاسگزارم که این دیدار در یکی از بهترین ایام سال، دهه فجر انقلاب اسلامی واقع شد.

شما همه می دانید که بنده فعلا قصد صحبت کردن وسخنرانی ندارم، اما وقتی که دیدم دعوتی آمد از حضرت آقای مجاهد امام جماعت محترم و هیأت امنای عزیز، دعوت به دولت آباد وشهرری و در دهه فجر انقلاب اسلامی این دعوت اتفاق افتاد، احساس کردم که مسئولیتی و تکلیفی برعهده من آمده است تا در خدمت شما یک بار دیگر مروری داشته باشیم بر انقلاب عظیم اسلامی؛ هم دستاوردها، هم آرمانها و اهداف و هم شرایطی که امروز در آن قرار داریم و کارهایی که باید دنبال بکنیم. من تشکر می کنم از حضرت آقای مجاهد و هیأت امنای محترم که اسباب این توفیق را فراهم کردند.

لازم است که در ابتدای عرایضم دهه فجر انقلاب اسلامی را به محضر امام عصر( ع)، رهبری عزیز و گرانقدر انقلاب، شما مردم خوب، ملت ایران و جامعه بشری تبریک وتهنیت عرض کنم. در دهه فجرانقلاب بهترین سخن، سخن از خود انقلاب است. امروز کسی تردید ندارد که انقلاب اسلامی ما بزرگترین حادثه تاریخ بعد از بعثت پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی( ص) است. شما می دانید در سخنان من مطلقاً اغراق وجود ندارد، آنچه که می بینم و دیده ام و می دانم بیان می کنم. انقلاب اسلامی یک حادثه عظیم و ادامه بعثت، ازجنس بعثت، درخط بعثت و به دنبال آرمانهای الهی بعثت است و امروز انرژی آزاد شده از ملت ایران در جهت انقلاب اسلامی همه تحولات و مناسبات جهان را تحت تأثیر قرارداده است. بعنوان کسی که اقلاً از صد کشور جهان دیدار داشته ام، با مردم عادی، با متفکرین، نخبگان، علما، سیاستمداران، دانشگاهیان دیدار داشته ام. با گروههای مختلف، رسانه ها را دیده ام و دانشگاهها را دیده ام، باهمه گفتگو کرده ام. می گویم که ردپا و اثر انقلاب اسلامی و حرکت ملت ایران، امروز در خواسته ها، در ادبیات، در هنر، در حرکتهای سیاسی و تمام تحرکات ملتها بطور برجسته ای قابل مشاهده است. هر جای دنیا می رویم سخن از ایران است و هر خبری که از ایران منتشر می شود درصدر اخبار جهان قرارمی گیرد ، ملتها به آن مراجعه می کنند ، توجه می کنند و آن را تجزیه وتحلیل می کنند . و معلوم است که امروز ایران بدون انقلاب اسلامی ، بدون ارزشهای الهی برآمده از انقلاب ، معنا ومفهومی ندارد، در دنیا امروز وقتی می گوییم ایران همه یاد ایستادگی می افتند، مقاومت، سرافرازی، عزّت، خداخواهی، عدالتجویی، ظلم ستیزی و … و این انقلاب عظیم اسلامی است.

اما امروز دوسه تا سؤال اساسی مطرح است:

یک سؤال اساسی این است که اصولاً ما برای چه انقلاب کردیم؟ اگر هر لحظه و در هر مقطعی فراموش کنیم که اصولا ما برای چه هدفی انقلاب کرده ایم ممکن است خدای ناکرده شیاطین مسیر حرکت را از جاده اصلی منحرف کنند. برای شما خیلی معلوم است که ما یعنی ملت ایران انقلاب نکرد برای تغییر ظواهر، ما انقلاب نکردیم برای آن که عده ای با یک ظاهری بودند در مسند کار، انقلاب شد اینها بروند و عده ای با ظاهر دیگری بیایند. انقلاب نشد برای تغییر در مهره ها، یک عده ای بودند یک کارهایی می کردند ،حالا بروند و یک عده دیگری بیایند و کارهای دیگر بکنند! حتی انقلاب نکردیم برای تغییر ادبیات، یا تغییر قیافه ها، انقلاب نکردیم برای جابجایی قدرت حالا یک عده ای بودند در رأس قدرت آنها بروند و یک عده دیگری بیایند و همان کارها را انجام بدهند. اصلا انقلاب نکردیم که مسابقه قدرت و قدرت مداری در قالب دسته جات و گروهها و فرقه ها جایگزین شود. اینها هیچکدام ارزش فداکاری ندارد. درحالیکه فداکاری های عظیم ملت ایران برای ارزشهای بسیار متعالی تری بود.

همه می دانید، همه می دانند، همه جهانیان هم بدانند که انقلاب ملت ایران برای رهایی ملت ایران و همه ملتها از همه تحمیلات، از همه زنجیرهایی که موجب اسارت نوع انسان می شود، بود. انقلاب آمد تا همه انسانها را نجات دهد از همه اسارتها؛ انقلاب آمد تا آثار ظلم، ستم، تجاوز و تحقیر ملتها را از جامعه بشری پاک بکند؛ انقلاب آمد تا راه را برای همه انسانها باز کند تا انسانها به همه آرمانهای بلند انسانی والهی دسترسی پیدا بکنند؛ انقلاب آمد تا حقیقت آزادی، حقیقت عدالت، کرامت انسانی را به همه انسانها هدیه بکند؛ انقلاب آمد تا رفاه برای همه انسانها همه ملتها همه اقشار هدیه بکند؛ انقلاب آمد تا انسانها را از حقارت سلطه طلبان و سلطه گران رهایی بخشد و به عزت انسانی و به عزت الهی نائل کند؛ انقلاب آمد تا صلح و امنیت را برای همه بشریت به ارمغان آورد و در یک کلام انقلاب آمد تا ارزشهای انسانی و الهی در ایران و در جهان حاکم شود؛ انقلاب آمد تا رابطه انسان ها با آسمان را که قطع شده بود دوباره برقرارکند، انسانی که رابطه اش با آسمان قطع شده این انسان هویتی ندارد، موجودیتی ندارد، این انسان له شده است، ولو اینکه در کاخ سفید هم زندگی بکند، این انسان ارزشی ندارد، ماندگاری ندارد، عزتی ندارد؛ انقلاب ما آمد تا انسانها الهی بشوند که امام عزیز ما فرمود:« ملت ایران امروز الهی شده است»

بزرگترهای مجلس، ذهنتان را ببرید به اوایل انقلاب، که چه حال وهوایی بود؟ چه انگیزه هایی بود؟ چه اراده هایی بود؟ انقلاب آمد آن حقیقت انسانی انسانها را بیدارکند، زنده کند، بالا ببرد، و در نهایت و خلاصه همه اهداف این که انقلاب آمد تا مقدمه ای بشود برای اصلاح مدیریت فاسد و استکباری جهانی انقلاب آمد تا مقدمه ای بشود برای برپایی حکومت جهانی توحید و عدالت به رهبری و حاکمیت امام عصر (عج) روشن است که برای چه انقلاب کرده ایم. یادم هست آن اوایل بعضی ها حرفهایی می زدند امروز هم در دنیا بعضی ها آن را تکرار می کنند، می گویند:« ملت ایران وقتی انقلاب کرد می دانست چه چیزی را نمی خواهد، ولی نمی دانست چه چیزی را می خواهد» اما روشن بود، ملت ایران مخالف ظلم بود، موافق عدالت بود، مخالف تحقیر انسانها بود، موافق عزت بود، خواسته های ملت کاملا روشن بود.

اما امروز در سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در مقطع اولیم، چرا می گویم مقطع اول؟ چون انقلاب انسانی، انقلاب الهی، انقلابی که می خواهد حکومت جهانی توحید و عدالت وعشق را برپا کند با پیروزی در یک جغرافیا به پایان نمی رسد. یکی از دستاوردهای انقلاب برقراری جمهوری اسلامی بوده است که باید در خدمت آرمانهای انقلاب قرار بگیرد. امروز می خواهیم یک ارزیابی داشته باشیم؛ چه کرده ایم؟ چه اتفاقی افتاد؟ و چه اتفاقی باید بیفتد؟

ارزیابی انقلاب را در دو سطح یا در دو بخش می توانیم انجام دهیم؛ یک بخش برمی گردد به عملکردها یا رفتارها در گستره وسیع نهادهای گوناگون، سازمانهای گوناگون، قوای مختلف، مسئولین مختلف، در طول ۳۶ سال! خوب، در طول ۳۶ سال چه اتفاقاتی افتاد؟ البته ضعفهای فراوانی هست، اشکالات فراوانی هست و انتقادات فراوانی. اما علیرغم همه اینها دستاوردهای خیلی بزرگی هم داشته ایم، دستاوردهایی که بعضاً بی نظیر است، اجازه بدهید من به بعضی از آنها اشاره کنم:

یکی از مهمترین دستاوردهای ما استقلال است، استقلال انسانی و استقلال ملی؛ ما کجا بودیم وبه کجا رسیدیم؟ از شرایطی که تمام سیاستهای کشور را بیگانگان دیکته می کردند تا امروز که من می خواهم از زبان شما یک جمله بگویم: هیچ کس نه می تواند و نه باید خیال کند که می تواند اراده ای و سیاستی را به ملت ایران تحمیل کند. اینکه بخواهند یک عده ای بنشینند آن طرف دنیا و برای ملت ایران تصمیم بگیرند باید بگوییم« آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» اگر سخت ترین شرایط را هم بر ملت ایران تحمیل کنند بخدا این ملت دیگر اجازه نمی دهد که آنها برایش تصمیم بگیرند.

یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ انقلاب که آن هم مرهون فداکاریهای ملت بزرگ بوده است، حفظ سرزمین بوده است؛ دویست سال اخیر در دوره منحوس قاجار و پهلوی بخاطر ضعف و حقارت آنها وسعت ایران به حدود نصف کاهش پیدا کرد. اما ملت ایران بعد از انقلاب اجازه نداد که حتی یک سانتیمتر مربع از خاک این سرزمین جداشود. من از شما می پرسم، امروز در دنیا کسی جرأت تهدید یا تعرض به ایران را دارد؟ نه خیر ممکن است یک عده ای فرصتی پیدا بکنند یک گوشه ای بنشینند و ملت ایران را فراموش کنند و یک حرفهایی بزنند برای دل خوش کنک خودشان ولی ملت ایران تره هم برایشان خورد نمی کند.

یک بخش دیگر از دستاوردهای ملت ایران در عرصه عمران و آبادانی است؛ من نمی خواهم خیلی ریز بشوم چون بیشتر می خواهم روی بخش دوم تأکید بکنم؛ چقدر سدها، نیروگاهها، دانشگاهها  بزرگراهها، آزادراهها، راهها، ورزشگاهها، مجموعه های بزرگ درکشورساخته شده است، عمران روستایی و شهری و … گرچه من معتقدم و شما هم باور دارید که همیشه می توانسته ایم خیلی بهتر عمل کنیم ولی دستاوردها در این زمینه خیلی فراوان است. در عرصه علم و فناوری، ایران قبل از انقلاب کجا و ایران فضایی کجا؟ ایران قبل از انقلاب کجا و ایران امروز در بحث هسته ای و بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی و اول شدن در سرعت رشد علمی در جهان کجا؟ خیلی دستاورد است و البته همه اینها مرهون مجاهدتهای ملت ایران است.

باز تأکید می کنم باید توجه داشته باشیم علیرغم همه این دستاوردهای بزرگ، ما همیشه در عرصه عملکرد و رفتار یک نوساناتی داشته ایم، بالا پایین هایی داشته ایم و اتفاقا بسیاری از قضاوتهایی که درمورد انقلاب می شود برمی گردد به قضاوت درمورد این عملکردها ! درحالیکه این عملکردها برمی گردد به آدمها آدمهای معدود، آدمهای محدود، اما اصل انقلاب برمی گردد به توده های ملت، هشتاد میلیون جمعیت در کشور و صدها میلیون در سطح جهان، باز تأکید می کنم حتماً باید این ارزیابی ها را از هم تفکیک کنیم، اگر این ها را از هم تفکیک نکنیم ممکن است خدای نکرده دچارمشکل شویم. حتماً تأکید می کنم نقصهای فراوانی هست که حالا در دهه فجر جای صحبت کردن از آن نیست. ما باید تصویر آینده، امید به آینده و راه حرکت را اینجا تشریح کنیم.

اما بخش دوم ارزیابی های انقلاب، باید در سطح ارزیابی باورها و آرمانهای انقلاب اتفاق بیفتد؛ در باورهای ملت ایران، باورهای مردم جهان در آرمانهای ملت ایران، آرمانهای مردم جهان چه اتفاقی افتاده؟ شما می دانید اگر آرمانهای بزرگ و باورهای الهی در یک ملت زنده باشد، نوسانات عملکردی هرچقدر هم شدید باشد آن آرمانها و باورها و عملکردها را هم اصلاح خواهد کرد یعنی دست قدرت ملت نابسامانیها را به سامان خواهد نمود. اما اگر خدای ناکرده در باورها و آرمانها خللی ایجاد بشود، امید به اصلاح از بین خواهد رفت. مهم این است که آرمانها زنده باشد، روحیه انقلابی زنده باشد، عدالتخواهی، خداخواهی، آزادی خواهی، الهی شدن خواهی در ملت زنده باشد، اگر اینها زنده باشد مطمئناً حرکت رو به جلوی ملت تضمین شود، اگر اینها زنده باشد آن نقصهای عملکردی هم به دست پرتوان ملت برطرف خواهد شد.

اگر در صدر اسلام راه پیامبر، باورهای پیامبر وآرمانهای پیامبر (ص) در دل و اندیشه ملت زنده بود بفرض اینکه اشکالاتی هم پیش بیاید – که پیش آمد – بازهم آن باورها، آن آرمانها، اشکالات را اصلاح می کرد اما مشکل این بود که در اندیشه مردم، در دل توده های مردم آن زمان که پیرو پیامبر یا به ظاهر پیرو پیامبر بودند یک غفلت، یک فراموشی از آرمانهای انقلاب و بعثت پیامبر شکل گرفته بود. اتفاقا هدف اصلی شیطان و شیاطین هم فارغ کردن دل و اندیشه مردم از آرمانها و روحیه انقلابی است. خیال نکنیم که حالا شیطان می آید وقتش را تلف می کند برای یک خطاهای فردی مردم که در گوشه و کنار پیش می آید و به آنجا می پردازد، آنجاها هم هست اما آنجا نوچه ها و شاگردهای دست صدمش را می فرستد، بعضی هم که اصلا به شیطان نیاز ندارند. اصل دشمنی شیطان با مسیر مستقیم و صراط مستقیم انقلاب اسلامی است. آن است که منتهی خواهدشد – به فضل الهی – به نابودی کل شیاطین وشیطانیان عالم !دنبال آن است ! آنجا را می خواهد بزند ! معلوم است که اگر باورها را خراب کند ، امید به آینده راخراب بکند ، اعتماد به آینده را از میان ببرد ! رابطه انسانها با آسمان را مخدوش بکند ! و رابطه مردم با باورها را خراب بکند دیگر برنده است، دیگر نیاز ندارد وقت بگذارد، دیگر کسی که افتاد در مسیر گمراهی دیگر نیاز ندارد کسی او را ببرد دیگر خودش می رود، دیگر هرچه رفت همه اش درمسیر گمراهی است، باید آن سوزن ریل حرکت اصلی را محکم نگه داشت تا همه در مسیر حرکت کنند.

حالا من میخواهم امشب درباره این آرمانها و باورها با شما صحبت کنم ببینیم در مورد آرمانها و باورها چه اتفاقی افتاده در این ۳۶ سال؛ اگر بخواهیم همه آرمانهای انقلاب را خلاصه کنیم در یک جمله باید بگوییم: آرمان انقلاب اسلامی عبارت است از تمهید مقدمات برای استقرار حکومت جهانی توحید و عدالت به رهبری امام عصر (عج) چرا؟ برای اینکه همه آرمانهای ما زمانی فرصت تحقق کامل پیدا می کند که حکومت جهانی عدالت مستقرشود. همه عدالت کی در عالم برقرار می شود؟ وقتی عادل مطلق حاکم بشود برانسانها، همه عزت انسانها کی بطور کامل متجلی می شود؟ زمانی که عینیت عزت الهی بردنیا حاکم بشود! همه خوبیها زمانی مستقر خواهد شد که حکومت توحید و عدالت مستقر بشود اوتضمین است، او میعاد همه بشریت است، آن روز موعود همه انسانهاست، وعده همه صالحان است، بزرگترین حادثه تاریخ بشر از ابتدا تا آخر استقرار حکومت جهانی عدالت است. اگر آن حکومت جهانی محقق نشود هدف از خلقت انسان و کل عالم زیر سؤال است و همه آفرینش آسمانها و زمین زیر سؤال می رود.

شما همه شنیده اید و استاد هستید؛ خدای متعال فرموده است: که آن حادثه استقرار حکومت انسان کامل و امام آنقدر مهم است که اگر فقط یک روز از عمر جهان باقی مانده باشد خدا آن روز را آنقدر طولانی می کند تا آن اتفاق بیفتد. یعنی اگر آن اتفاق نیفتد خلقت جهان بی اساس است خلقت انسانها همه بی ثمر است، چون او نتیجه و اجر همه تلاشها است، او مقصد همه نیتهای الهی است، باید به آنجا نگاه کرد.

آرمان انقلاب اسلامی، تشکیل حکومت جهانی امام عصر (عج) است، حرکت بسوی حکومت جهانی است و هر اقدامی که ما در انقلاب اسلامی انجام می دهیم باید برای آن باشد، بسوی آن باشد. حالا ممکن است یکی سؤال کند که ما باید کشور را رها کنیم و اصلاح نکنیم و برویم بسوی آن هدف؟ نه! اتفاقا کشور را باید با تمام توان اصلاح کنیم که این هم در همان جهت است؛ با تمام توان باید بر مطالبه عدالت پافشاری کنیم که این هم در همان جهت است و حالا عرض خواهم کرد.

اما در رابطه با ظهور و استقرار حکومت جهانی دو نگاه وجود دارد که خواهش می کنم عنایت کنید:

هردو نگاه البته معتقدند که این امر خداست و محقق خواهد شد اما یک گروه تصور می کند، خیال می کند که آن اتفاق در یک لحظه  در یک جایی می افتد و هیچ ارتباطی به بقیه حوادث ندارد، ما باید بنشینیم تا آن روز بیاید و خدا می داند و امامش. نگاه آنها به ظهور و حکومت جهانی نقطه ای است. می گویند هرچه می خواهد در دنیا اتفاق بیفتد، یک روز بالاخره امام ظاهر می شود، خوب تکلیف ما در این نگاه چیست؟ می گویند اینکه عبادت کنیم و خود را برای آن روز آماده کنیم، همین؟ آیا دیگر تکلیفی نداریم؟ بعضی از اینهایی که این فکر را می کنند خیال می کنند چون فرموده اند:” امام جهان را پر از عدل خواهد کرد وقتی که جهان پر از ظلم وجور شده باشد” پس اگر ظلمی یا فسادی اتفاق می افتد ما باید استقبال کنیم. هستند از این افراد، همین امروز هم هستند!  نمی فهمند!

تازه یک عده تندروترهایشان می گویند باید به توسعه ظلم و فساد کمک کنیم چون وقتی جهان پر از ظلم شود یکباره امام می آید و یکباره همه چیز درست می شود. من یقین دارم که این اندیشه از القائات شیطان است. چطور می شود مردمی که دارند در سرازیری سقوط می روند و در فساد غرق اند، در ظلم غرق اند و دارند از آسمان دور می شوند یکباره طالب امام بشوند؟ چطور می شود مردمی که دارند از مقصد دور می شوند یکباره با ظهور امام به مقصد برسند؟ آخر این عقلانی نیست، این از القائات شیطان است که می گویند آقا باظلم مبارزه نکن! ظلمی می بینی، فسادی می بینی کمکش کن توسعه پیداکند تا امام بیاید یکباره درست کند. البته بعضی از اینها اهل مبارزه نیستند اهل استقامت نیستند، اهل پایداری برمقابله با ظلم و دفاع از مظلوم نیستند، اینطوری القاء می کنند یا خیال می کنند باید جلوی مبارزه را بگیرند تا امام بیایند و خودشان درست کنند. اتفاقا اینجور آدمها مسئله امام را طایفه ای می دانند، قومی می دانند، خودشان را هم تافته جدابافته می دانند و می گویند ما منتظریم آقا بیاید و ما را بکند آقای جهان، ما را بنشاند آن بالا، امام را هم می خواهند در خدمت اراده این آقا یا آن خانم. معلوم است که این اندیشه از القائات شیطانی است یا خیال می کنند امام مال گروه خاصی است درحالی که امام مال همه بشریت است، همانطور که پیامبر مال همه بشریت است. طایفه ای کردن امام به اندازه نفی وجود امام خطرناک است و ضرر دارد.

آن وقت این اندیشه نقطه ای تکلیف ما را روشن نمی کند، مسئولیت ما را تعریف نمی کند؛ ما مسئولیتی نداریم؟ تکلیفی نداریم؟ و معلوم است که این اندیشه غلط است! کی آدمهایی که غرق در فسادند آرزوی امام می کنند؟ کی آرزوی ارتباط با آسمان می کنند؟ کسی که بالا رفته می فهمد که بالاتر رفتن یعنی چه، کسی که در مسیر معنویت، پاکی، عزت انسانی و عدالت حرکت کرده می فهمد عدالت کل، پاکی کل، عزت کل یعنی چه آن وقت عاشقش می شود.

اما یک نگاه دوم هست  این نگاه می گوید ظهور امام و تشکیل حکومت جهانی امام یک فرایند است، یک روند است، یک جریان تاریخی است. چنین نیست که جامعه بشری برود برای خودش یک تفریحی بکند و هرکاری می خواهد بکند و ظهور یکباره رخ بدهد، نه! معتقدند که همه این آفرینش و سیر آفرینش به سمت ظهور است، اراده الهی در جهت استقرار حکومت جهانی است و همه انسانها بطور عام در یک مسیر کمالی دارند حرکت می کنند تا به آن نقطه برسند، تا به امام برسند؛ تمام آفرینش در راستای این هدف برنامه ریزی شده است و تمام قوانین الهی و سنتهای الهی برای آناست که این مسیر طی شود و آن اتفاق بیفتد. این طور نیست که دفعتاً و بی مقدمه رخ دهد؛ البته روزی که امام ظاهر می شوند در یک لحظه همه از آن مطلع می شوند، همه امام را می بینند ولی یک مسیر است، باید حرکت کنند بسمت آن قله، نمی شود که جامعه بشری پرسه بزند در دامنه ها و حرکت نکند و یکباره چشم برهم بزند و برسد به قله! باید از دامنه ها و شیبها بالا برویم تا برسیم به قله، بله در یک لحظه می رسیم به قله اما باید قبلش در این مسیر حرکت بکنیم. معتقدند خلقت انسان، بعثت رسل و همه حرکتهای تاریخ برای رسیدن به این قله بوده است. اولاً عزیزان من اراده قطعی الهی برای تحقق آن اتفاق بزرگ وجود دارد، آیات الهی را در این باره می دانید، چند آیه از قرآن مجید را با هم مرور می کنیم که نورانی شود جلسه مان بیش از قبل که مؤید این نگاه فرایندی است.

وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.( سوره قصص آیه ۵) اراده الهی جاری است، خدا اراده کرده، می فرماید ما اراده کردیم بر مستضعفین زمین منت بگذاریم و آنها را بالا بیاوریم و آنها را حاکم کنیم و آنها را وارث جهان کنیم، خدا اراده کرده در آخر کار ۷ میلیارد جمعیت جهان را بیاورد بالا و آن اقلیت محضی که تا حالا آن بالا نشسته بوده و اکثریت را به استضعاف می کشاندند یک کم جابجا کند آنها تشریف بیاورند پایین و مستضعفین بیایند بالا این وعده الهی است.

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ(سوره نور آیه ۵۵ ) خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده ‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین [دیگران] کند، همان گونه که پیشینیان آنان را جانشین [دیگران] کرد.

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ( سوره انبیاء آیه ۱۰۵) و همانا ما پس از ذکر در زبور نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به میراث می برند.

این اراده قطعی خداست، غیر قابل تغییر است، بعد از ذکر الهی در زبور نوشتیم که زمین به صالحان به ارث می رسد. اینجا نکته هایی هست: خوب اگر زمین به صالحان می رسد به چند نفر؟ بعضی می گویند دو هزار نفر؟ پنج هزارنفر؟ خوب این که می شود همین وضعی که الان هست، نه! بلکه همه بشر باید به صلاح برسند بعد حاکم بشوند! اینجا معنا پیدا می کند! این اراده الهی است! هر اتفاقی در عالم می افتد در این راستاست! هر پیامبری آمده این برنامه را جلو برده است. هرصالحی هم این برنامه را جلو برده است! هر مجاهدتی با نیت الهی انجام شده این را جلو برده! همه حوادث عالم محتوم به این سرنوشتند کسی نمی تواند این را تغییر بدهد. اما انسانها می توانند این سیر را تسریع کنند و زودتر به آن مقصد برسند. همه عالم در یک سیر تکاملی دارد می رود بسوی آن مقصد. شما یک برش بزنید انسانهای امروز عالم را با چند صد سال قبل مقایسه کنید تا ببینید در کل چقدر مردم فرق کرده اند.

آنچه مهم است بدانیم این است که برنامه خدا برای تحقق آن حکومت جهانی چنان دقیق است که اعمال شیطانی و شیطانیان هم حتی وقتی خودشان سقوط می کنند به نفع این جریان مصادره می شود. مثال بزنم: آقای بوش برای چه حمله کرد به افغانستان و عراق؟ ظاهرش این بود که نفت و تسلط و اسلحه و فروش و مانند اینها و باطنش هم اینکه آنها می دانستند اینجا قرار است اتفاقی بیفتد، گفتند می رویم زودتر مسلط می شویم آنجا و اندیشه مهدویت را و اندیشه حکومت جهانی صالحان را له می کنیم، اما امروز روشن است که نتیجه تلاشهایشان به نفع اندیشه مهدوی تمام شده است و صدها مثال روشن برای این احاطه اراده الهی وجود دارد.

اما عزیزان من این اندیشه دوم تکلیف آور است، یعنی هر عملی و هر اقدامی که این فرایند را تسریع کند و این مسیر را کوتاهتر کند می شود وظیفه می شود تکلیف، در این نگاه دوم مهم این است که ما این فرایند را خوب بشناسیم یعنی اینکه چه باید بشود تا امام بیاید؟ چه باید بشود تا حکومت عدالت جهانی تشکیل شود؟ آن را باید بشناسیم تا تکلیف ماهم روشن شود.

شما ببینید انقلاب چه کرد؛ نگاه امام و کلمات او را به یاد آوری، ببینید این کلمات درست در جهت تشکیل آن حکومت جهانی است.« در هر کجای جهان تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم» این یعنی کمک به آن روند. اگر استقرار حکومت جهانی نیازمند وحدت ملتهاست تا این اتحاد رخ ندهد چطور می توانند آن حکومت را پدیدآورند؟ مثلا اگر آن وحدت در داخل کشور ما پدید نمی آمد چطور می توانستیم بر طاغوت پیروز شویم؟ در صحنه جهانی هم باید ملتها با هم متحدشوند و گرنه زورشان به طاغوتها نمی رسد. پس هر تلاشی در جهت وحدت ملتها، کاری ارزشمند و کمک به آن روند است و هرکاری در جهت تفرقه و دعوا بین ملتها، کاری شیطانی است. ببینید چه زود تکلیف ها روشن می شود. آنهایی که مدام دنبال تعصبات، مرزبندی ها و جداکردن ملتها از هم هستند حتی این مرزبندی را به درون یک خانواده می کشند. معلوم است که این کاری شیطانی است. ببنید خط چقدر دقیق معلوم می شود. حال ببینید کلام امام را:« ما می خواهیم حزب جهانی مستضعفین را تشکیل دهیم!» این یعنی همه ملتها، مردم آسیا، افریقا، اروپا، امریکای جنوبی و …همه بیایند زیر پرچم توحید، این کلام قرآن است :« قُل تَعالَوا اِلی کَلِمَهٍ سَوائ بَینَنا وبَینَکم اَن لا نَعبُدَ الّا الله» « بگو بیایید بسوی کلمه ای و پرچمی که بین همه ما مشترک و یکسان است جمع بشویم وآن کلمه توحید است، هیچ چیزی غیر از خدا را نپرستیم»

اگر استقرار حکومت جهانی نیازمند یأس و بریدن ملتها از این مدیریت فاسد موجود جهانی است هرکس تلاش کند ملتها را جدا کند از این در جهت آن روند است. این طور بگوییم که هرکس مستکبران را افشا کند یا قدرت آنها را تضعیف کند یا ناتوانی و ضعف و پوچی آنها را برملا کند یا قدرت ملتها را به رخ جهانیان بکشد، در جهت استقرار حکومت جهانی امام حرکت کرده است.

اگر استقرار حکومت جهانی نیازمند تغییر در باورهای انسانها است، اینکه خداوند فرمود « إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» یعنی خداوند وضع هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگرا ینکه آنها درون خودشان را تغییر دهند. به محض اینکه باور، اندیشه و خواسته خودشان را تغییر دهند بیرون خودش عوض می شود، خدا خودش وضع بیرونیشان را تغییر می دهد لازم نیست دیگر ما برویم تغییر دهیم.

انقلاب خودمان را ببینید، تا تابستان ۵۷ هیچ کس باور نمی کرد وضع عوض شود، خیلی ها می گفتند:”محال است! این حکومت پشتش به غرب و شرق محکم است چطور ممکن است آن را ساقط کرد؟ ملت اصلا هنوز نرسیده اند.” امام آمد چکار کرد؟ باورهای ملت ایران را تغییر داد، مطالباتشان را عوض کرد، همین که خواسته هایشان عوض شد وضع خودش تغییرکرد! انقلاب پیروز شد! بعضی آدمهای کوته فکر این را عیب انقلاب می دانستند، می گفتند انقلاب هنوز کادرهای خودش را نساخته! اما این چه حرفی است؟ در حالیکه این وعده خداست، اگر خواسته ها و باورها عوض شد، خدا خودش تغییر می دهد. البته عکسش هم هست، اگر ملتی در باورها و خواسته هایش سقوط کند و سقوط را بخواهد خدا وضع او را هم همانطور تغییر می دهد، البته با تأنّی! خدا مهلت می دهد، در جهت منفی سریع عوض نمی کند هدایت می کند.

خوب پس اگر کسی تلاش کند باور ملتها را تغییر دهد، مطالبات ملتها را عوض کند، این هم در آن جهت است. اگر استقرار حکومت صالحان مستلزم معرفت به امام باشد( هرکس معرفت به امام را به انسانها برساند در جهت آن روند است) آخر مگر می شود بگوییم ما حکومت یک انسان خیلی خوبی را می خواهیم ولی نمی شناسیمش، نه اینکه اسمش و اسم پدرش را نمی دانیم، یعنی جنسش را نمی شناسیم، نمی فهمیم چیست، خوب چگونه اورا بخواهیم؟ اگر فهمیدیم چیست او را می خواهیم، والله اگر کسی با حقیقت امام آشنا شود او را می خواهد، خیلی زود عاشقش می شود، محال است عاشقش نشود، اما این به شناختن اسم و اسم پدرش و اینها نیست. شخصیت امام، منش امام، راه امام را باید شناخت، آنوقت معرفت امام مساوی است با مطالبه امام و تغییر وضع جامعه این را خدا وعده داده است. پس هر کس در هر جای جهان که تلاش کند مردم را با “حقیقت امام” آشنا کند در آن مسیر دارد تلاش می کند.

اگر تشکیل حکومت جهانی نیازمند علم است، نیازمند دانش است – والله امام آدمهای ضعیف، کوچک و بی اطلاع را نمی خواهد با اینها کاری نمی شود کرد. امام دنبال آدمهای بزرگ است، انسانهای عالم می خواهد، و تازه امام که بیاید شروع می کند به بزرگتر کردن آنها – پس هرکس در راستای ارتقای علم مفید و دانش مردم تلاش کند درجهت حاکمیت امام تلاش کرده است.

اگر آمدن امام مستلزم پیوستن همه انسانها به امام و نیازمند عشق مردم به امام است، آنهایی که دست مردم را می گیرند و یکی یکی در دست امام می گذارند، عشق امام را در دلها می گذاردند، در این مسیرند. اگر آن اتفاق مستلزم باورکردن قدرت خود، خودباوری و احساس عزت و نفی حقارت از انسانها است – می دانید شیطان چه می کند؟ انسانها را ذلیل می کند، حقیر می کند، ضعیف می کند، چون انسانی که خود را باور ندارد دیگر به درد کاری نمی خورد، نمی تواند حتی فکرکند، نمی تواند حتی بگوید چه می خواهد! – اگر کسی در این مسیر تلاش می کند که ملتها حقیقت خود را بشناسند و عظمت خود رابشناسند، در مسیر حکومت جهانی امام در حرکتند.

اینها همه تکلیفند دیگر، تکلیف معلوم است، همه اینها که شمردیم در مسیر آمدن امام است. اگر ترویج عشق به پاکی، عشق به آسمان، بریدن از زشتیها مستلزم آمدن امام است، هرکس دارد در این راه تلاش می کند دارد برای آمدن امام تلاش می کند. حالا عزیزان من شیطان در نقطه مقابل همه اینهاست و هرکس در مسیر قرار بگیرد شیطان با او مقابله می کند به انواع روشها؛ تلاش می کند برای انصراف او از اندیشه مهدویت، زدن او، زدنش با دست و زبان دیگران و سعی می کند در نابود کردن او.

اما ملت ایران و انقلاب ملت ایران در این مسیر نقش بسیاربزرگی را بازی کرده است، نگاه نکنید به هارت و پورت آنها! آنها ترسیده اند که چنین می کنند. اگر مرور کنیم عملکرد ملت ایران را در این مسیر – گرچه بسیاری مشکلات هست، بعضی مشکلات قابل تحمل هم نیست. اگر هم کسی بخواهد نقد کند یکی از بهترین نقدها را من می توانم بکنم چون همه جای ایران را دیده ام جابه جای دنیا راهم دیده ام، خوانده ام، مطالعه کرده ام، اما دهه فجر جایش نیست! – اگر مرور کنیم می بینیم که انقلاب مردم ایران در مسیر ظهور کارهای بسیار بزرگی کرده و هنوز هم دارد می کند. انتهای حرف مردم دنیا همین هایی است که مردم ایران می گویند، عدالت، پاکی، مردم به ستوه آمده اند از این مدیریت جهانی.

در نیویورک رسانه ها آمدند که آقا شما به صهیونیستها توهین کرده ای ومردم ناراحتند، گفتم جدی می گویی؟ واقعا مردم ناراحتند؟ دوربین ر ابیاور و بیا برویم از خودشان بپرسیم. یکبار هم به رئیس یکی از دولتها گفتم بیاید برویم در خیابان ببینیم برخورد مردم با هریک از ما چگونه است که البته هیچکدام حاضرنشدند، چون می دانستند چه خبر است، خوب معلوم است که رسانه ها دست خودشان است برای خودشان تبلیغ می کنند ولی مردم که آن رسانه ها نیستند. کارکنان رسانه هایشان عده بسیار کمی هستند اما اصلا بسیاری از این کارکنان رسانه هایشان هم – گرچه رسانه ها درخدمت صهیونیستها هستند – پشت دوربین به ما می گویند خودشان آنها را قبول ندارند و می گفتند ما شما را قبول داریم.

یک موج بزرگ انسانی دارد بلند می شود موج آزادی خواهی، کرامت خواهی، عدالت خواهی مردم دنیا به ستوه آمده اند از این وضع جهانی و بسرعت دارند می روند بسوی مطالبه حکومت جهانی امام. انقلاب آمد بسیاری از این مرزها را برداشت. قبلا می رفتید در یک روستای کوچک که ۱۴۰ خانوار و چهار طایفه بودند، حاضر نبودند در عزاداری هم شرکت کنند، انقلاب آمد مردم را بلند کرد برد در یک سطح دیگری، امروز می روی در روستاهای دورافتاده می بینی دارد مسائل کشور را، مسائل جهان را تحلیل می کند و درست هم تحلیل می کند و این فقط در ایران نیست،
در همه دنیا وضع همین است. بسرعت دارد مطالبات تغییر می کند. در یک کشور افریقایی بسیار ضعیف و فقیر – که فقط ریاست جمهوری با مهمانسرای ریاست جمهوریش برق داشت و ما داشتیم برایشان نیروگاه می زدیم تا آنها بعدا بصورت قسطی پولش را به جمهوری اسلامی بدهند- از چندین روستا عبور کردیم برای سرکشی به محل نیروگاه، مردمی که هیچ ارتباطی نداشتند – جایی که برق نباشد دیگر ماهواره ورسانه و اینها وجود ندارد- مردم هم اکثرا بی سواد بودند، می خواهم آثار کار شما، کار انقلاب را، کار خونهای شهدا و امام بزرگوار و کار ایثارگران را می خواهم ببینید – ما می رفتیم با همان رئیس جمهورشان که انقلابی و خوب بود اما کشورشان ضعیف و محروم بودند و به ایشان زور می گفتند، به هر جا می رسیدیم مردمی که لباس درست و حسابی نداشتند و کفش که مطلقاً! پابرهنه می دویدند و می پریدند بالا و می گفتند: “ما شما را دوست داریم! ماباشماییم!” و من جز اشک شوق چه می توانستم به ایشان هدیه کنم؟

آمریکای لاتین وقتی آقای چاوز فوت کرد – این مرد انقلابی که واقعا باور داشت به ارزشها و به امام مهدی (ع) و اعلام می کرد همه جا و در تلویزیون می گفت، در ایران هم که آمده بود گفت و مصاحبه کرد، می گفت که« راه حل این است که باید برویم بسوی حکومت جهانی امام مهدی (ع) او باید بیاید جهان را اداره کند» – در مراسم تدفین و ترحیم او که میلیونها نفر آمده بودند، ۳۴ رئیس دولت از کشورهای جهان شرکت داشتند که همه هم کشورهای دوست با جمهوری اسلامی بودند. وقتی نماینده ملت ایران وارد شد یکباره انگار انفجاری پدیدآمد، همه فریاد می زدند که” ما با شما هستیم !”

ما در شرق آسیا رفتیم هم همین بود. الان اندیشه عدالت خواهی و ظلم ستیزی بسرعت دارد در جهان منتشر می شود. اینها آثار انقلاب اسلامی است. اینها در جهت آن فرایند است. یک خاطره دیگر هم برایتان بگویم تکراری است ولی زیباست. اینها مال شماست. جنوب شرقی آسیا رفتیم، آنها جلسه گذاشتند با علما – آنجا مسلمانان اقلیت بودند ۲درصد مسلمان آن هم عموما کسانی بودند که طلبه شده اند و در این کشور همسایه جنوبی خلیج فارس ما درس خوانده اند و رفته اند آنجا، یک نفر هم شاید از ایران رفته، اکثرا بودایی وهندو کمی هم مسیحی شاید ۷-۸درصد بودند – چهارصد تا پانصد نفر علمای بزرگ اینها آمدند نشستند، نمایندگان اینها همه صحبت کردند و خطاب به من همه می گفتند که” ما آرمانهای ملت ایران را قبول داریم ” بعد نوبت من شد  صحبتهای من را هم که می دانید، من همین حرفهایی که اینجا می زنم آنجا هم می زنم، حرف ما همه اش که یکی است. حرفهای روشن است. بعد من دیدم که یک پیر مرد ۹۰ ساله روحانی بودایی که نمی توانست راه برود او را روی برانکارد آورده بودند درست کنار جایگاه کنار دست من بود، من یک ربع بیست دقیقه صحبت کردم، یک مترجم هم کنار من داشت ترجمه می کرد، دیدم این پیرمرد دارد مرتب گریه می کند، فکرکردم این حالش خراب شده مترجم را صداکردم که این بنده خدا انگار حالش خوب نیست با او صحبت کنید، دیدم خطاب به من دارد می گوید که” به فلانی بگویید به خدا من ۹۰ سال است که دنبال این حرفها می گشتم !”

بابا انقلاب اسلامی از فطرت انسانها برخاسته، یک جا نقصی می بینیم مال جداشدن از انقلاب است نه برای انقلاب! انقلاب همه اش پاکی است، همه اش اخلاص است، همه اش خدمت است، همه اش با مردم بودن است. پیغمبر ما با آن عظمت می نشست دست و پای مردم را می شست. امام بزرگوار ما می فرمود:« به من خدمتگزار بگویید بهتر از این است که رهبر بگویید» رهبر عزیز ما فرمود:« ما نوکر مردم هستیم» این حرفها حرفهای انقلاب است.

اگر افشای چهره شیطان و شیطانیان کمک به حکومت جهانی مهدوی است که بزرگترین افشاگری را شما کردید. شما نقاب از چهره همه شیطانها کشیدید پایین و اگر رابطه با آسمان، پیوند با آسمان کمک هست که بزرگترین پیوند اتفاق افتاده. رئیس کل روحانیت مسیحی امریکا، رئیس تمام کلیساهای امریکا آمد ملاقات کرد بامن آنجا- یک آدم باشخصیتی، خیلی هم تلاش کرد که بسیاری کارها نشود آنجا، آدم شناخته شده ای است در دنیا – به من می گفت:« بعد ازحرکت ملت ایران، در امریکا گرایش مردم به معنویت و به ارتباط با آسمان روز افزون شده. ما الان ۹۵ میلیون آدم داریم که هرهفته می روند کلیسا دعا می کنند» که البته با هم بحث کردیم گفتیم:« مواظب باشید موجب تفرقه نشود. تعصب یکی این طرف یکی آن طرف به نام حضرت مسیح و پیامبرگرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)« لانُفَرِّقُ بَینَ اَحَدٍ مِنهُم» در حقیقت و درنگاه ما فاصله ای نیست؟ همه یک پیام داشته اند، همه آمده اند که بشر را برسانند به انسان کامل، به امام معصوم. این پیروان و مدعیان هستند که به اسم پیروان جنگ درست می کنند: جنگهای صلیبی! سیصد سال بکش! و الان هم که می بینید در منطقه چه خبر است، چه بویی هست از اسلام؟ چه بویی هست از پیامبر اسلام؟

بگذارید یک خاطره تعریف بکنم؛ رفته بودیم دانشگاه الازهر مصر، شما می دانید که بزرگترین دانشگاه کشورهای اسلامی است، پانصد هزار طلبه دارد می فرستد در کشورهای اسلامی در سراسر دنیا. رفتیم آنجا هیأت رئیسه آمدند و اساتید برجسته جلسه گذاشتند و صحبت کردیم، بسیار احترام گذاشتند به هیأت ایرانی بخصوص به بنده خیلی اظهارلطف کردند، بعد از تشکر از محبتها نشستیم وارد گفتگوشدیم، یکی از نگرانی های اصلی که مطرح کردند این بود که ” دارند جنگ شیعه وسنی درست می کنند! ” که دیدید چه اتفاقاتی افتاد آنجا! گفتند” بعضیها می گویند ایران دارد تقویت می کند این فاصله ها را این را یک کاریش بکنید” بعد نوبت من شد، خوب من تشکر کردم احترام گذاشتم بالاخره ما دوست شدیم با هم ما برادریم دوستیم با هم دو سه نکته هم گفتم که خیلی استقبال شد از آن، گفتم” آقایانی که نشسته اند دور این میز  ایرانی و غیر ایرانی  هرکس که ادعا می کند قرآن را آنطوری که پیغمبر می فهمیده، می فهمد، دستش را بلند کند.  خوب معلوم بود هیچکس بلندنکرد. گفتم آن کسی که باور دارد که به اندازه یک درصد آنطوری که پیغمبر قرآن را می فهمیده، قرآن را می فهمد دستش را ببرد بالا باز هم کسی نبرد. گفتمآ ن کسی که باور دارد مثل پیغمبر دارد اسلام را می فهمد و عمل می کند دستش راببرد بالا. بازهم کسی دستش را نبرد بالا. گفتم آن کسی که باورد ارد یک درصد مثل پیغمبر دارد اسلام را می فهمد و عمل می کند دستش را، بازهم کسی نبود! گفتم من می دانستم دستها بلند نمی شود. عزیز من دعوا سرچیست؟ عزیز من اسلام که یکی بیشتر نیست، خدایکی، اسلام یکی، پیغمبریکی، قرآن یکی، تازه من و تو باید دست به دست هم بدهیم پیغمبر را بشناسیم. دعوا سر چیست؟ باید دست به دست هم بدهیم قرآن را بشناسیم پس سرچی دعوا می کنیم؟ بعد مثال زدم که آنجا هم همگی تایید کردند، البته قسمت دوم مثالم را که می خواستم اثبات کنم که امام لازم است، انسان کامل لازم است. گفتم الان چه اتفاقی دارد می افتد؟ یک آقای طلبه ای درس خوانده در یکی از کشورهای اطراف ما بمب می بندد به خودش درحالی که قرآن می خواند می رود در یک مسجدی که مردم آنجا هم دارند قرآن می خوانند بمب را منفجر می کند وآنها را می کشد! حالا کدامیک دارند قران را می فهمند؟ کدام قرآن است؟ این که این بمب گذار می خواند قرآن است یا آنکه آنها می خوانند قرآن است؟ کدام است؟ خوب جوابی نبود! گفتم والله یکی از جنس پیغمبر لازم است که بیاید تا حقیقت قرآن را بگوید و همه باید تلاش کنیم به او برسیم، او مال همه است! چرا خیال می کنی که خودت می توانی ته مطلب را بفهمی بعد هم متاسفانه پایت را می گذاری توی یک کفش می آیی می کشی مردم را، سرمی بُری؟ که چرا مثل من نمی فهمند؟ البته ما می دانیم ته این کار به کجا وصل است، شماهم می دانید!

 

گفتم خوب ببینید این اسلام است؟ آن اسلام است؟ کدام است؟ گفتم باید از جنس پیغمبر باید بیاید تا عدالت کامل را حاکم کن! ما در حد فهم خود باید تلاش کنیم .

امروز عزیزان من یک آگاهی، یک بیداری، در تمام جهان دارد بسرعت منتشر می شود؛ زن مرد و کوچک بزرگ و این نوید آن آینده درخشان است. خوب اگر بخواهیم بخاطر اتفاقاتی که در جهان هست، مثلا در عراق سه چهارتا اتفاق رخ داده تصورمان را عوض کنیم این درست نیست. این ظاهرش را نبینید، اینها تمام خواهدشد، اینها اصالتی ندارد! بعضیها فکر نکنند اوه چه اتفاقات خوبی شد نه این اشتباه است! باید بگوییم ای کاش نمی شد.

این نیست که رسیدن به حکومت جهانی حتما از دل جنگ و درگیری و آدمکشی بگذرد. نه! اینها القای شیطان است. اگر مردم همان اول پیام پیامبر را کامل می گرفتند دنیا تمام بود!  لازم نبود انسانها هزار سال از بیراهه و بیغوله بروند و زجر بکشند! اما عزیزان من، اینها حوادث ظاهر است، اینها به فضل الهی تمام خواهدشد، اینها خواهند رفت، آن کسی که دارد می آید، حقیقت عدالت و توحید است. بهار حقیقی دارد می آید و همه آن فاسدهایی که نقطه مقابل آن بهار هستند همه آنها به لطف خدا خواهند رفت.

باید دو سه تا تشکر بکنم : اول باید از ملت ایران تشکر کرد، ملت ایران خیلی ملت بزرگی است. من نمی خواهم برگردم به تاریخ که بعضی ها یک حرفهایی بزنند. والله ملت ایران همیشه موحّد بوده است. عدالتخواه بوده است. کمال جو بوده است. به دنبال ارتباط با آسمان بوده است. ایرانی ها می دانستند حضرت مسیح می خواهد بیاید بخشی به استقبال حضرت مسیح (ع) رفته بودند. بخشی به استقبال پیامبرعزیز اسلام (ص) آمده بودند. شنیده بودند قرار است بیاید گفته بودند زودتر می رویم می پیوندیم. ایرانی ها به عشق پیامبر و آل پیامبر(ص) اسلام را انتخاب کردند. پرچمدار توحید بودند، پرچمدار عدالت، پرچمدار علم، الان هم همین طور است. یک ملت پاک، امروز هم ملت هیچگاه برای انقلاب کم نگذاشتند. ملت محکم ایستاد در مسیر پیروی از رهبری عزیز، هنوز هم محکم ایستاده اند. همه توطئه های شیطانی را ملت خنثی کرده و بدون حضور ملت هیچ توطئه ای خنثی شدنی نیست. من باید صمیمانه تشکر کنم. باید از امام راحلمان تشکر کنیم، آن مرد آسمانی آمد این راه نورانی را بازکرد در مقابل بشریت. باید از رهبری عزیزمان تشکر کنیم که در همین مسیر پرچم را نگه داشته اند و جلو می روند. باید از جانبازان و آزادگان و شهدا و خانواده های آنها تشکر بکنیم و باید از امام عصر (ع) تشکر کنیم که حافظ ملت ایران است، یار ملت ایران است و دل و جان ملت ایران را با عشق خودش عجین کرده است. و باید از خدای متعال تشکر بکنیم و یک دعا: ای خدای بزرگ این مردم را، ملت ایران را، رهبری عزیزمان را در پناه امام زمان حفظ بفرما