جمعی از اهالی رسانه به مناسبت ماه مبارک رمضان دوشنبه ۲۴ خرداد ماه با دکتر محمود احمدی نژاد دیدار کردند.

1 (54)

پیش از سخنرانی دکتر احمدی نژاد، استاد مهدی کلهر پیرامون” ولنگاری فرهنگی” به سخنرانی پرداخت.

متن سخنرانی ایشان به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا می خواهم تذکری را که دکتر احمدی نژاد به من یاد آور شدند بگویم. ایشان زمانی که حرف از سخنان رهبری شد گفتند باید سخنان رهبری را تبیین کرد نه تجلیل. وظیفه اهل رسانه تمجید نیست.

هر موجودی که در جهان مادی وجود دارد با اطراف خود یا در حال کنش گری یا کنش پذیری یا واکنش است. هیچ شی ای اعم از انسان، حیوان، جماد، نبات و حتی کرات آسمانی و آنچه که در عرصه جهان مادی در دو محور و امتداد زمان و مکان محدود است یا در حال کنش گری و یا در حال واکنش و یا کنش پذیر است. خارج از این سه حالت نداریم. یعنی یا فعال و فاعل است، یا منفعل و مفعول است. تمدن ها و فرهنگ ها و همه جهان مادی همین طور می باشد. خیلی از تمدن شناسان معتقدند تمدن ها مثل انسان ها تولد، میان سالی، پیری و حتی مرگ دارند. یکی از این شخصیت ها شهید مدرس است که در کتاب زرد خود می گوید ما الان در دوره پاییز تمدن خود هستیم و فصل پاییز که زرد است باید بگذرد و بعد زمستان هم بگذرد تا به بهار برسیم. در یکی از آخرین مجالس زندگی شان هم اشاره می کنند که تنها راه نجات ما اسلام است.

خیلی از بزرگان دنیا هستند که به چنین نسبتی اعتقاد دارند. ما می خواهیم ببینیم وقتی رهبر معظم انقلاب می گویند ولنگاری فرهنگی این در کجا اتفاق افتاده است. در زمانی که ما فعال هستیم اتفاق افتاده که اصلا این امکان ندارد. یا در زمانی که دوره انفعال است؟ که باز هم نمی شود. در کنش گری و واکنش گری چنین اتفاقی نمی افتد. این آن لحظه ای است که شما کنش پذیر می شوید. در کنش پذیری ولنگاری است. وقتی به خود نگاه می کنیم در سال ۵۸ شرایط مان شرایط انفعالی نیست. ما در شرایط خود کاملا فعالیم. یک نفر از انقلاب اسلامی برای صدور انقلاب به هند، اندونزی، مالزی و… می رود. طلبه از آرژانتین می آید و می رود که کشورش را تحت تاثیر قرار دهد. چون ما در آن دوره فعال تر هستیم تا اطراف را تحت تاثیر قرار دهیم. چون خداوند فعال ما یشاء است.

خدا منفعل نیست که خلیفه الله او در موضع انفعالی باشد. اگر کسی بیمار شود زمانی که می خوابد اگر در مدهوشی باشد باید بیدار شود، دارو بخورد و بعد بخوابد. و اگر نه ممکن است به اغما رفته و بعد هم مرگ. اگر کسی ضربه مغزی بشود اطرافیانش نباید بگذارند او بخوابد.

وقتی که رهبری می فرمایند ولنگاری فرهنگی ما کجا هستیم؟ اگر در اوج فعال بودن هستیم پس چطور ولنگاریم؟ ما قطعا در بخش کنش گری هم نیستیم. در بخش انفعالی هم نیستیم. ما کاملا در مرز خواب هستیم. مرز خواب؛ بیهوشی، بد مستی، سرمستی و غفلت که بدتر از مرگ است هستیم.  یعنی زمانی که یک قوم و یک ملت، مشاعر خود را از دست می دهد دیگر نمی شود کاری کرد. به قول مدعی سعدی” خفته را خفته کی کند بیدار” که درست هم می گوید.

ابن لحظه ای که رهبری می فرماید گرفتار ولنگاری فرهنگی هستیم یعنی ثانیه های قبل از خواب هستیم. اگر کسانی که خوابند چشمان خود را باز نکنند و بیدار نشوند بعد از آن دیگر فاجعه است. تاریخ باید برای ما درس باشد. تمام تمدن ها یک لحظه خواب دارند بعد از آن یک تمدن مثل یک درخت کهنسال در جنگل که با یک صاعقه و یا یک طوفان به زمین می خورد و شروع به تجزیه شدن می کندو  از بین می رود. درست است که که محو نمی شود ولی دیگر آن درخت سابق نیست. هرچه آن جا هست آن را تجزیه می کنند و به کود تبدیلش می کنند و ممکن است از آن کودش درخت های دیگری در بیاید اما دیگر مثل آن درخت تنومند نیستند. از آن جنس نیستند.

برگ ها و شاخه های او تبدیل به بنیه و قوتی برای درخت دیگر می شود. تمدن فراعنه همین اتفاق برایش افتاد. اسلام در همین بستر جغرافیایی رشد کرد. تمدن ساسانی هم دیگر آن تمدن سابق نبود. همه تمدن ها از تجزیه شده تمدن دیگر استفاده می کنند؛ چنانچه تمدن غرب بعد از بیداری از تمام قسمت های تمدنی قرون وسطی استفاده کردند. از تمدن های از بین رفته شرق دنیا از تمدن های میانی دنیا حتی از لاشه عثمانی استفاده کردند. که البته کار درستی هم کردند. ما هم همین کار را کردیم. کسی از صفر شروع نمی کند.

خطاب من به اهل رسانه این است که شما نقطه عطفی هستید که حیات بشر از حیوان به انسان تبدیل می شود. در تعبیر یونانی و حتی قرآنی انسان حیوان ناطق است. وجه تمایز همه اهل رسانه همین نطق است که عهده دارند. البته نطق به معنای تبادل نه گویش. انسان می تواند اندیشه کند و اندیشه خود را متتقل سازد. اینکه گفته می شود انسان حیوان ناطق است یعنی توان اندیشیدن و منتقل کردن اندیشه خود به دیگران را دارد و با این مجموعه، تمدن و فرهنگ ساخته شود. اهل رسانه باید جای خود را خوب بشناسد. شما کسانی هستید که از مرز غرایض عبور کردید و در مرز فطرت الله قرار دارید. اهل رسانه باید بداند نقطه ای که در آن قرار دارد و شرایط زمانه اش چیست.

رهبر انقلاب گفتند ما گرفتار ولنگاری فرهنگی شدیم. که زمان بسیار خطیری در فرهنگ است. معلوم می شود در سال های پس از انقلاب، زمان های فعالیت خداوندی را از دست دادیم و به آن نقطه مرگ فرهنگی رسیدیم. یک حرکت دیگر رخ دهد دیگر نمی شود کاری کرد. ما بعنوان اهل فرهنگ کوتاهی هایی داشتیم که به اینجا رسیدیم. به عنوان مثال عنوان استقلال فرهنگی، عنوان انفعالی است. باید می گفتیم فرهنگ استقلالی. استقلال فرهنگی یعنی ما پذیرفتیم دشمن به ما حمله فرهنگی کند. بعد برویم در خانه بنشینیم و بگوییم از این جلوتر نیا. وقتی شما رسانه ای ها که دنیا منتظر شنیدن پیامتان است میدان را رها کنید و بگویید به دنبال استقلال فرهنگی هستیم یعنی انفعال دارید.

رهبری درست فرمودند. اقتصاد مقاومتی یعنی ما برای قدم بعدی مقاومت می کنیم. اما شما یک موقع می گویید شما به ما کاری نداشته باشید. عنوان استقلال اقتصادی که بار انفعالی دارد. ولی اقتصاد مقاومتی روبه جلوست و به سمت عقب و فرار نیست. این بیماری ای است که برخی معتقدند بعد از حمله مغول ما گرفتار یک فرهنگ انفعالی شدیم. اما به عقیده من خیلی قبل تر از آن دچار آن شده بودیم. اگر ما دچار رخوت و کنش پذیری و بیکاری و تن پروری نشده بودیم مغول چگونه می توانست با ما آنگونه رفتار کند. اگر پادتن فرهنگی و گلبول های سفید تمدنی ما کار می کرد چرا باید قومی که هزار سال از بشریت عقب بود بر ما مسلط شود؟ حتما ضعف هایی داشتیم. البته بعد از آن شکست، ملت ثابت کرده که می تواند و بعد از مدتی جوانه می زند. اما خوب همان جایی که هستیم بایستیم و جلو بیاییم. نگذاریم همه چیز نابود شود و نسل های بعدی جوانه بزند.

بنی صدر می گفت زمین بدهیم زمان بخریم. خرمشهر را که گرفتند، آبادان را هم بدهیم و زمان بخریم. بعد هم گفت خشایارشاه این کار را کرده است. البته من ندیدم چنین کاری کرده باشد. آن جا امام خمینی رحمه الله قاطعانه مخالفت کرد و گفت حصر آبادان را بشکنید. الآن به لحاظ فرهنگی ما دچار حصر آبادان شدیم.

کنش پذیری اینجا یعنی غفلت. خواب و مرگ برادر یکدیگرند. بیشتر تمدن های بزرگ می میرند. تمدن فرعون مگر کوچک بود؟ تمدن ساسانی مگر کوچک بود؟ تمدن شاه که فکر می کردند ژاندارم سه قاره است. خود روسیه تزاری ده روزه از هم پاشید. یازده ساعت و نیم بین دو نصف النهار است. یعنی اگر نیم ساعت دیگر به آن اضافه کنیم خورشید در آن غروب نخواهد کرد. اما سقوط کرد.

خیلی ها را می بینیم در صدا و سیما می گفتند برای این انقلاب هزینه شده است؛ برجام نشد فرجام را امضا می کنیم. برجام دیگری می دهیم. اینها در همان ولنگاری است. قبل از این که شما فرهنگ مقاومت را توسعه داده باشید نمی توانید اقتصاد مقاومتی داشته باشید. فرهنگ مقدم بر اقتصاد است. فرهنگ با تانک پیش نمی رود. با تعداد بمب نیست. اگر اینها استقلال به وجود می آورد که اتحاد جماهیرشوروی نباید با یک هواپیمای یک موتوره و.. از هم می پاشید. شنی تانک ها و تعداد هواپیماهای بمب افکن آدم را گول می زند. چیزی که در مقابل نفوذ مقاومت می کند، باور استقلال است. ولنگاری فرهنگی یعنی از هم پاشیدگی فرهنگی. یک نفر هم در استان گیلان دیده حجاب ها بد است از دید خود گفته این ولنگاری فرهنگی است. در دید همه یکسان نیست.

برای تولید داخل به کمپانی های خارجی متوسل می شوند. شما به اوایل انقلاب باز گردید ببینید با ساخت یک چرخ دنده چقدر مردم خوشحال می شدند. شهدایی که اختراعات ساده ای می کردند یک جبهه را روشن می کرد. اما الان هر چقدر هم اختراع باشد کسی ککش هم نمی گزد. خیلی باید نگران شد. این ولنگاری فرهنگی است. انواع و اقسام غیرت ها به حراج گذاشته شده است. غیرت ناموسی، غیرت علمی، غیرت مذهبی، غیرت ملی، غیرت انسانی، غیرت معنوی و…

ممکن است جلسه بعدی که ما اینجا هستیم دیگر نشود کاری کرد. تصور اینکه ما کلی موشک داریم اشتباه خیلی ها در تاریخ است. شاه به خواب هم نمی دید انقلاب شود. خاطرات شاه و اطرافیانش را بخوانید؛ دروغ ننوشتند. خودتان را جای آن ها بگذارید. تمدن های بزرگ اندام های بزرگ و ترسناکی دارند اما از درون موریانه ها آنها را می پوسانند و در یک چشم برهم زدن با یک باد بر زمین می افتند و از هم می پاشند.

اما بگویم انسان موجودی است که باید دو تا بشنود و یکی بگوید. من بین بچه های انقلابی دیده ام چیزهایی که می نویسند هیجانش زیاد و غلظتش کم است. ما نیازمند مطالبی هستیم که استدلالی باشد و عمق داشته باشد و به روز هم باشد. باید از حالت انفعالی خارج شویم. برخی البته خوابند. اگر انسانی انقلابی است پس چرا در مقابل این همه هجمه خواب است؟ انقلابی خواب نیست، بیدار است.

ولنگاری فرهنگی یعنی دیده بان های فرهنگی ما در خود پاسگاه خواب یا بی حوصله اند. یا آنقدر خورده اند که گوئی مرده اند. باید توجه کنیم این لحظه، لحظه خطیری است. من لحظاتی را در تاریخ خودمان می بینم که دست هایی تلاش کرده و ما را به اینجا رسانده است. با داروها و وسائل گوناگون بیهوشمان کرده اند. این لحظات، لحظاتی است که اگر یک کودتاگر فرهنگی وارد شود در مقابلش همه منفعل اند. هیچ کس قیام نمی کند، همه خسته شدند.

روش هایی در تاریخ وجود دارد که یکی از آن ترور است. ترور شیوه نظامی است اما قالب اصلی آن فرهنگ است. ترور به معنی ترساندن است و این یعنی در مقوله فرهنگ جا دارد. معنی ترور هم یعنی ایجاد ترس کردن. این فضای تروریستی که از بیرون و داخل هست، اگر جامعه انقلابی آن را نپذیرد، یک ترور دیگر شکل می گیرد. خیلی از اتفاقات اطراف ما روش های تروریستی جنگ نرم است. می گویند آن آقا منحرف است ولی وقتی پاسخ می دهد می بینند که منحرف نیست. به جایی نمی رسد، سراغ نئوفرقانیسم می روند. ترور در انقلاب کبیر فرانسه به معنای ایجاد وحشت کردن است. این یک شیوه است که شما طرفت را بترسانی. که از اطراف فلانی فاصله بگیرید. و اگر نه خودت متهم می شوی. خیلی از مانورهای آمریکا برای ترساندن است. دور اولی که پوتین خواست از آلمان وارد ایران شود خبر زدند چچنی ها قصد ترور پوتین را در تهران دارند. پوتین بعد از آن به شرکاء غربی گفت: نه ملت ایران را می شود ترساند نه مسئولینشان را. من معتقدم در این قسمت ناموفق بودند. اما توجه کنید این عملیاتی که صورت می گیرد در کدام فایل و دسته بندی جای می گیرد. یک زمانی می خواهند دور کسی را خالی کنند که آبرویش را ببرند و یا موارد دیگر. هدف نهائی شیرازه های فرهنگی را پوساندن است. فرهنگ هر قوم براساس باورها و اخلاق آن قوم تنیده شده و شکل یافته است.

ولنگاری فرهنگی یعنی تمام مسائل فرهنگ پریشان شده است و ارتباطات سیستمی آن از هم گسیخته شده است. دیگر تهمت زدن خشمی را برنمیا نگیزد. دیگر دزدی شرمی ندارد. درباره مسائل ناموسی دیگر کسی چیزی نمی گوید. درباره حجاب کسی چیزی نمی گوید. تولید داخلی زمین می خورد، باز هم چیزی نمی گویند. کشاورزی هم همین طور.

ما تمام فحشمان را به شاه می دادیم که چرا در دشت قزوین اسراییلی ها گوجه فرنگی و مارچوبه می کارند. اما الان به راحتی می گویند می خواهیم به خارجی بدهیم. اگر شما بیدارید و من خوابم کمی مرا تکان بدهید که لحظه آخر خواب نمانیم تا آیندگان بگویند از زیاد خوردن به بدمستی افتادند.