مأموریت سوم گردشگری است. گردشگری هم یک کار فرهنگی است. ما متأسفیم که به همه چیز رنگ اقتصادی زده‌اند. تمام روابط ملت‌ها در منافع اقتصادی خلاصه شده است. چشم‌شان را به روی حق و عدالت می‌بندند به حساب اینکه برای ما فایدۀ اقتصادی ندارد یا اگر بخواهیم حق را بگوییم برای ما ضرر اقتصادی دارد. گردشگری هم از آن مواردی است که قربانی شده است. همۀ نگاه‌ها به درآمد گردشگری است و اسم آن را صنعت گردشگری گذاشته‌اند. نمی‌خواهیم خدشه وارد کنیم، اما اگر رویش اسم صنعت گذاشتیم به معنای فقط کار اقتصادی، فردا به پزشکی هم صنعت پزشکی می‌گوییم و فقط اقتصاد در آن حرف اول را می‌زند.

اصل گردشگری ارتباط فرهنگی ملت‌ها است. آدمی در یک روستا به دنیا می‌آید تا آخر عمرش خارج از این روستا را نمی‌بیند. این روحیات، حساسیت‌ها و افق نگاهش با کسی که دنیا را گشته و با فرهنگ‌های گوناگون ارتباط برقرار کرده است فرق می‌کند. اصلاً نوع نگاه، معیارها و افق نگاه عوض می‌شود. خدا ما را خلق نکرده که در یک طایفه، قوم و یک روستا اسیر بشویم و از آن متأثر بشویم. حقیقت انسان جهانی است. فطرت الهی انسان ثابت و همه جا هست و برای همه یکسان است. فطرت‌های الهی را خدا قرار داده است، یکی است. همه‌اش به دنبال توحید، محبت و عدالت است، از ظلم، ناپاکی، خیانت، بی‌صداقتی و فریب بدش می‌آید.

۲۶دی۹۰

IMG_48570969816786