به مناسبت یوم الله دوازدهم بهمن و آغاز ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی دیدار جمعی از فعالان رسانه ای و وبلاگ نویسان با دکتر محمود احمدی نژاد در دفتر محمودیه برگزار شد.

گفتنی است در حاشیه این دیدار، پایگاه اطلاع رسانی و صفحات گوگل پلاس و اینستاگرام دکتر محمود احمدی نژاد توسط ایشان افتتاح شد.

متن سخنان دکتر محمود احمدی نژاد در جمع اهالی رسانه به شرح ذیل می باشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیه والنّصر واجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه»
به همه شما عزیزان که امروز در اینجا گردآمده اید خوشآمد می گویم و از خدای بزرگ بخاطر این فرصت تجدید دیدارها سپاسگزارم .دهه فجر را تبریک می گویم .در این ایام هیچ سخنی بهتر از سخن خود انقلاب نیست . هنوز قدر این انقلاب وحقیقت آن برای بسیاری اصولاً ناشناخته وبرای بسیاری کم شناخته شده است . اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را تعریف کنیم باید بگوییم انقلاب اسلامی بازگشت به حقیقت انسان است وبه عبارت بهتر ” تلاش مجدد جامعه بشری برای بازگشت به حقیقت انسان ” است .
مهم این است که توجه داشته باشیم هر تحولی از تحول در انسانها شروع می شود و انقلاب اسلامی یک تحول بزرگ انسانی بود وهست ؛ امام آمد اندیشه ها و افق نگاهها وخواسته ها و اراده ها را تغییر داد ، به محض تغییر اینها تحولات بیرونی بسرعت اتفاق افتاد .
همه کسانی که دنبال ایجاد وضع جدید جهانی و آرمانهای بزرگ جهانی اند باید توجه کنند که هر اتفاق بیرونی تبع یک اتفاق درونی است !
در مورد همین انقلاب هم عده ای می گفتند ، هنوز هم بعضی می گویند : «داشتیم زندگیمان را می کردیم ! مشکلی نداشتیم !» چرا؟! چون انسان این خاصیت را دارد که می تواند خود را با شرایط بیرونیش تطبیق بدهد ، واقعیت هستی خود را برش بدهد ومحدود کند حتی تا نوک دماغش ! یا آن را گسترش دهد و وسعت پیداکند تا جایی که هر روز مطالبات جدیدی داشته باشد ! هر روز آرمان نویی را دنبال کند!
امام آمد ، مردم را به حقیقت خودشان متوجه کرد ، افق بالاتر را نشان داد ، نگاهها بالا آمد ، اراده ها عوض شد ، اراده های جدیدی شکل گرفت وبه محض تحول خواست یک ملت ، آن طرف هم عوض شد ! شرایط ملت عوض شد !
حالا عده ای- همان موقع هم – قلمفرسایی می کردند و می کنند که بله انقلاب ناقص به دنیا آمد ! شرایط آماده نبود ! هنوز انقلاب سازوکارهایش ونیروهایش را آماده نکرده بود که بتواند درست اجراشود ! و… ولی غافلند که تحولات بیرونی تابع تحولات درونی است ! درون افراد هرچه سریعتر تغییرکند ، تحولات بیرونی هم سریعتر با آن هماهنگ می شود !
درخاطرات خود وقتی نگاه می کنم ( به همین محله نارمک و دانشگاه ومحیطی که درآن بودیم که البته پرتحرک هم بودیم وهمه جا حضور داشتیم ! ) این تحولات سریع وعجیب روحی وانسانی را به خوبی در بسیاری از افراد قابل دریافت می بینم ؛ کسانی بودند که غرق شده بودند در یک مسائلی ، دریک چیزهای دیگری ، وقتی انقلاب شد و امام آمد ، ۱۸۰ درجه در جهت دیگر به حرکت درآمدند . من الان حدود ۴۰ سال ، ۳۹ ساله که با مهندس ثمره عزیز رفیقم ( البته ایشان هم از وقتی آمدند دانشگاه ومحله نارمک و… انقلابی شدند ! هم محله ما که شدند !!!) ایشان هم خوب یادشان هست این تحولات سریع وعمیق مردم را ! اصلا جنس مردم مثل جنس یک ماده شیمیایی که در یک واکنش شیمیایی عوض می شود ، تغییر کرده بود ! کسانی که حوصله یا انگیزه یا جرأت خواندن یک اعلامیه امام رانداشتند ، حالا داشتند ۲۰۰ کیلومتر جلوتر از بقیه می دویدند !
می خواهم نتیجه بگیرم که وقتی اراده ها عوض می شود ، سمت وسوی حرکت مردم عوض می شود ! امروز هم بنظر می رسد اینگونه تغییرات سریع وعمیق در جهان دارد اتفاق می افتد اما هنوز به نظر عده ای غیرممکن می آید ! شاید چون فکرمی کنند باید خودشان این تغییرات را در جامعه پدیدآورند و احساس ناتوانی می کنند دارند آن را بعید می شمارند ! اما توجه ندارند که خدا خودش تغییر را ایجاد می کند :
«إِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حتّی یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم !»(خداوند وضعیت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر وقتی که آنها وضعیت درونی خود را تغییردهند .)
پس خدا خودش عوض می کند ! خداست که وضع آنها را عوض می کند ! همه چیز در عالم حاضر است ، تمامی اسمای الهی در عالم جاری است ، همین الان هست ! فقط ما باید به نقطه ای برسیم که آنها را بازتاب دهیم ! ( همین اسمای الهی که راز تغییر وضعیت ملتها هستند هم در عالم جریان دارند ، ماباید بازتاب دهنده آن اسماء بشویم)
انقلاب ما در این جهت بود و معلوم است که همه چیز به نسبت عمق تحولات درونی انسانها در جامعه تغییر می کند و به نسبت وسعت این تحولات ، از یک خانواده تا تمام جهان را می تواند دربربگیرد .انقلاب اسلامی هم آمده تا انسانها را عوض کند و بعد مناسبات اجتماعی را و…همه چیز را ! واین البته یک فرایند تأثیر و تأثّر متقابل است .
انقلاب اسلامی به لحاظ مطالبات هم یک تحول بزرگ بشری بود ! در یک دوره طولانی گفتند و نوشتند و جاانداختند که انسان اگر می خواهد به سعادت برسد باید ارتباطش را با آسمان قطع کند ! و چه ها که نکردند ! چه جنایتها ! چه کشتارها ! اول می گفتند آسمان می خواهد شما را جریمه کند ، شمارا ناپاک می داند ! آسمان انسان را عامل بدبختی ها و گناهکار می شناسد و می خواهد از انسان انتقام بگیرد ! بعد گفتند حالا انسان باید انتقام بگیرد ! ماباید آسمان راهم بگیریم ! وچه جنایاتی ! اول مصائب قرون وسطی وبعد دوران برده داری و استعمار و…چه جنگهایی ! جنگهایی با کشته های شصت میلیونی ! تازه آنقدر که شمرده اند! انقلاب آمد همه اینها را بهم زد ! همه معادلات را ! ومعلوم است که انقلاب کلا یک فضای جدید ایجاد کرد که با آن اوضاع قبلی کاملا در یک نقطه مقابل است ! و معلوم است که اینها هم بکلی با انقلاب دشمنی دارند و یک مقابله ریشه ای می کنند باآن ! اصول انقلاب اسلامی همه اوضاع جهان را تغییر می دهد ! اصولا کمال طلبی ، تعالی جویی، عدالت طلبی و… نقطه پایان ندارد ! یک سیر است ! وقتی ما انقلاب کردیم برای عدالت ، باید جواب این سؤال را بدهیم که عدالت تاکجا؟ در کدام جغرافیا ؟برای چه کسانی ؟! اصلا مفهوم عدالت می تواند محدودیت انسانی در یک قوم یا نژاد یا کشور یا … داشته باشد ؟! از روز اولی که شعار عدالت داده شد با افق آسمان، افق نگاه روی همه جامعه بشری قرارداشت و برای همه عدالت برنامه داشت . بعضی شاید در جامعه ای مثلا به عدالت قضایی قانع شوند ولی در انقلاب ما از اول همه عدالت ، برای همه بشریت ، ودر همه عرصه های زندگی مطالبه شد! خوب وقتی می گوییم خدا را می خواهیم ، کمال را می خواهیم ، چقدر ؟!همه اش!؟ معلوم است که این آرمانها بجز با انسان کامل و با حکومت جهانی او امکان ندارد ! پس از همان اول انقلاب ما به انقلاب جهانی و حکومت امام عصر (عج) برجهان گره خورده بود ، اصلا یکی بود ، دوتا نیست !یک سیر است !
حالا یک عده ای آمدند گفتند بگذارید ببینیم مصلحت هست انقلاب صادر شود یانه؟! اول توسعه سیاسی می خواهیم یا توسعه اقتصادی ؟! و… نه ! عدالت ! عدالتی که همه وجوه انسان وهمه انسانها را دربردارد ! پس معلوم است  که ازاول همه دنبال امام عصر (عج) بودیم ، اصلا آرمانخواهی یعنی امام خواهی ! بارجوع به عقل وکمی تمرکز می توانیم از هر ارزش متعالی به امام برسیم ، یعنی تمام ارزشهای الهی از طریق امام در جامعه منتشر می شود ! اصلا راهی بجز امام برای رسیدن به خدا وجود ندارد ! در جهان بشری هم قراراست یک اتفاق بزرگ بیفتد وانقلاب اسلامی ما فقط آمده آن را تسریع کند ! و اصولا در متن آن است !
در همه جهان توجه به مسئله ظهور دو نوع است : یا مخالف یا موافق ؛
برخورد مخالف از سوی کسانی است که ظهور را مزاحم جدی خود می دانند و سردسته مخالفها خود شیطان است ! دشمن درجه یک است! عدوّ مبین است ! دشمن آشکار انسانهاست! البته جز شیطان وشیطانی ها که عده قلیلی هستند کسی چنین ریشه ای مخالف ظهور نیست ولی شیطان می داند که ظهور عملا مرگ او است ! و از همین جهت هر روز هم که به ظهور نزدیکتر می شویم عصبانی تر می شود و بیشتر اذیت می کند ! اگر بتواند همه ۷ میلیارد انسان را به هم می ریزد و جنگ وکشتار راه می اندازد !
اما همه بشریت امید رسیدن به یک روز بهتر را داشته اند ودارند ! از اول ! اصلا اگر این امید را از بشر بگیرند دیگر زندگی برایش معنا ندارد ! از حضرت آدم تا امروز همه منتظر ظهورند ! بعضی این امر بدیهی را آنقدر دور و آنقدر اختصاصی خود می بینند که اگر بگویی آقای چاوز هم منتظر ظهور بود ، اوه!!!… حالا نگاه کنید هنوز هم از آنجا پیغام می فرستند که به فلانی سلام برسانید و بگویید ما هم منتظر ظهور امام مهدی هستیم !آقای چاوز مثل یک ستون بود برای بسیاری از مردم آنجا ! یک وجود بزرگی داشت ! همه به او تکیه داشتند ! جلوی امریکا ، جلوی انتهای نگاه مادی جهان ایستاده بود ! دیگر الان در نگاه مادی امریکا تَهِ تَهِ قدرت وثروت و… است دیگر! ولی او ایستاده بود ! محکم جلوی امریکا ایستاده بود ! وقتی آقای چاوز فوت کرد همه اطرافیانش یکباره استوپ کرده بودند ! خودشان می گویند : « مبهوت بودیم که چه باید بکنیم ! بعد یکباره به یاد حرف مرحوم چاوز افتادیم که گفته بود” نگران نباشید ! امام مهدی خواهد آمد ویاری خواهد کرد!” » حالا ببینید عده ای اینجا چه می کنند ؟!
والله هرکس به محض اینکه در دلش بیاید که نسبت به دیگران برتر است سقوط کرده ! در همان لحظه ! دیگر چیزی ندارد !
بعضی ها خدا را هم برای خود می خواهند ! امام را هم برای خود می خواهند ! درحالیکه اکثریت انسانها از روز اول دنبال ظهور بوده اند ! پس اکثر مردم جهان در دسته دوم هستند وبا ظهور موافقند !
ظهور چگونه اتفاق می افتد ؟ شما نگاه کن یک لحظه که بخواهی از خودت عبور کنی شیطان هزار راه را می رود که بالاخره منصرفت کند ، در اعمال صالح و در مسیر کمال همه جا چنین است و مهمترین صحنه آن صحنه ظهور است ! چون شیطان می داند که با ظهور امام کارش تمام است ، مهمترین جایی که می خواهد اغوا کند صحنه ظهور است ؛ حال یا انصراف از ظهور ، یا ترویج باورهای غلط درمورد ظهور و یا … این از برنامه هایی است که قرنهاست شیطان روی آن کارکرده !
یک کار شیطان در این مقابله با ظهور ایجاد نگاه لحظه ای و نقطه ای به جریان ظهور است تا انسانهارا از تلاش و حرکت برای آن جدا کند ؛ درحالیکه ظهور ، رسیدن انسانها به نقطه موعود است ! یک سیر است ! نگاه درست نگاه فرآیندی است ! اتفاقاتی متوالی باید بیفتد که نقطه کمالش آن است ! اما نگاه نقطه ای یأس آور است ، مانع حرکت می شود ، آرمانخواهی را از انسان می گیرد !
حالا علمای ما ، عرفای ما که می گویند اصلا خَلق عالم در فرآیند ظهور است ! از روز اول این فرآیند شروع شده !
حالا برگردیم به انقلاب اسلامی ، کی انقلاب پیروز شد ؟ ( البته منظورم یک پله از پیروزی است ) وقتی نگاه ها عوض شد و بعد مطالبات عوض شد ! ملتی که یکباره خواستار امام و حاکمیت امام شدند انقلاب را تا پیروزی پیش بردند! این تحول ، یعنی تحولی از این جنس ، باید در افق جامعه جهانی اتفاق بیفتد و هر حرکتی که در این مسیر اتفاق بیفتد یک گام بسوی ظهور است !
بعضی همه اش دنبال نشانه هایند: کی مُرد ؟! حالا باید دیگر کی بمیرد؟! و… اما نه!!! باید ببینیم من و شما چه کار باید بکنیم !؟ ما بعد ازفهم این مطالب باید دنبال کشف نقش خودمان در فرآیند ظهور و اجرای آن نقش باشیم ! اصل ظهور که یک اراده الهی وحتمی است ! اینکه مستضعفان وارث زمین شوند ! صالحان وارث زمین شوند ! این اراده خداست واتفاق می افتد ، اما من و شما کجای کاریم!؟ آیا می توانیم زودتر به آن مقصد برسیم ؟! مراقب باشید که نگاه دفعی ولحظه ای مأموریت انسان را تعریف نمی کند اما آن نگاه فرایندی این شناخت را تأمین می کند !
آن ظهور که برای همه است کی رخ می دهد ؟ وقتی همه انسانها دنبال وحدت ، همدلی ، ضدّیت با ظلم و دنبال عدالت باشند و به حقیقت وکرامت انسانی احترام بگذارند و مرزهای دروغین برداشته شود! اصلا دین آمده برای وحدت انسانها برمدار ارزشهای متعالی ! حالا یک عده ای خود دین را که باید عامل وحدت باشد ، می کنند وسیله تفرقه! دینهای دیگر راکه جای خود (اصلا قبول ندارند) خود مسلمانها را می کنند ۷۲ فرقه ! این کار شیطان است !
در دانشگاه الازهر از بزرگانشان پرسیدم :« قرآن را ، حقیقتش را کی می فهمد؟ الان یکی که قرآن می خواند بمب می بندد به خودش و درهمان حال قرآن خواندن می رود داخل یک مسجدی که آنها هم دارند قرآن می خوانند و او آنها را منفجر می کند ! بالاخره کدامشان قرآن را درست می خوانند ؟! اینها که همه اهل قرآن خواندن هستند؟! بالاخره باید بسوی رسیدن به امام که حقیقت قرآن نزد اوست حرکت کنیم یانه؟!»
برای کسانی مثل این رجبعلی خیاط که – در همین جنوب تهران مدفون است – که دیگر ظهور اتفاق افتاده بود ! او دیگر غیبتی ندارد ! همیشه در حضور است ! پس این راه باز است ! ولی آیا ما فقط دنبال امثال اینها هستیم ؟! یا دنبال اینکه تمام انسانها در راستای فرآیند ظهور قراربگیرند و زندگیشان را در آن راستا دنبال کنند ؟!
همین الان و همیشه کسانی که دنبال عدالت ، پاکی ، نزدیک کردن انسانها به یکدیگر، جدا کردن مستکبران از بدنه جامعه ، ترویج توحید و معنویت و امثال این ارزشها هستند همه در راستای ظهورند ! این در نگاه فرآیندی بدست می آید ، ولی نگاه نقطه ای بسیاری اوقات یأس آور است ! حتی درون انقلاب خودمان ! ما باید ورای ظاهر تحولات ، عمق آنها را ببینیم . اما این هم به معنای آن نیست که حتما باید اتفاقات تلخی بیفتد تا نوبت آن اتفاق خوب بشود (یعنی شرط لازم آن اتفاق خوب همه اتفاقات بدی که پیش می آید نیست ) بلکه این فاصله ها حاصل عملکرد خود انسانهاست . ما در نگاه به عمق تحولات می بینیم که گاهی باید تنبّه ، اَلَک کردن ، خودآگاهی ، تلنگر و… هم اتفاق بیفتد تا خوبیها آشکارشوند ، مثل کتک زدن معلّمها ! اما البته در کار معلم آثار تخریبی ممکن است باشد ولی در عمل خدا نیست ! همه اتفاقات خیر است ، حسابشده است ! برنامه دارد !…خیلی خسران است که در چنین انقلاب خدایی کسی روی خون سیصد هزار شهید بایستد و دنبال یک پست ومقام و یا پول و امثال اینها باشد!
خیلی وقتها انسانها حالات خودشان را تئوریزه می کنند ! مکتب درست می کنند برای توجیه حالات خودشان ! مثل طراحان نظام سرمایه داری که نهایت حرص و… را تئوریزه کردند ! حالا هم عده ای دارند ظهور را مثل درون خودشان تئوریزه می کنند ! البته این کار از قبل هم بوده ؛ اول انقلاب حفظ انقلاب نیازمند دفاع نظامی بود ، دفاع از وطن که در تمام مکاتب بشری ممدوح است و در همه تاریخ کشته های آن شهیدند و مورد تکریم همه اند ؛ اما یکباره عده ای علیه آن موضع می گرفتند و خاتمه جنگ را با هر شرایطی تئوریزه می کردند و یا عدم حضور در آن را ! در واقع حالات خودشان را که از دفاع روگردان بودند! … حالا هم دارند می گویند آقا این جهان یک آقایی دارد ، یک رئیسی می خواهد ، خوب ماهم باید برویم در نظم او زندگی کنیم ! خوب چرامی آیی وسط که نمی توانی مقابل امریکا مقاومت کنی ! بعد تلاش می کنی ناتوانی خودت را تئوریزه کنی !؟ خوب از اول نمی آمدی وسط ، ضررش برای خودت هم کمتر بود ! ببینید امام (ره) که اصلا نمی ترسد ، ترس را در هیچ کجا تئوریزه نمی کند ! به امام می گویند تمام عالم علیه شما بسیج شده اند ولی اصلا ناراحت نمی شود و نمی ترسد ! البته ناراحتی برای اینکه چرا باطل باید این همه لشکر داشته باشد ، چرا این ناراحتی را دارد ولی ترس ندارد! آخر اینها همه از خودشان چه دارند که باید از آن ترسید ؟! همین آقای اوباما به چه بند است ؟! آن دیگران به چه؟! چرا عده ای ترس و وادادگی را تئوریزه می کنند ؟! [کسی می گوید : ونرمش قهرمانانه را ! و دکتر بسرعت جواب می دهد : نه ! آن ماجرای دیگری دارد ! ]
سال های ۵۳ و۵۴ خفقانی که در کشور حاکم بود کم نظیر است در عالم ، حکومت سرمست استیلایش بود ، آنقدر خیال دولت راحت بود که حتی تا شهریور ۵۷ هم صدای مردم را نمی شنید و تحولاتشان را نمی فهمید ! شهریور ۵۷ که زد ، آن هم چه زدنی ! حتی اربابهایش هم هنوز خواب بودند ؛ طوری که بعد از ۱۷ شهریور امریکا اعلام کرد : «ایران جزیره آرامش منطقه و مهد ثبات است ! » ولی ظرف ۴-۵ ماه آن زلزله شدید درونی کار را به جایی رساند که شاه از ایران دررفت و امریکا و دیگر کشورها از ترس ملت ایران جرأت نمی کردند او را به کشورشان راه بدهند !
حالاهم باید بگوییم : تویی که ترس و تسلیم را تئوریزه می کنی ، مرد ندیده ای ! مردها دارند از راه می رسند ! “اندک اندک جمع مستان می رسند ” ! انسانهای امام زمانی پی درپی دارند می آیند ! شما که مرد ندیده اید آن روز اصلا نیستید ! مثل تاریکی که با ظهور روز دیگر وجود ندارد ! شما هم تا به مرز ظهور نرسیده ایم فرصت عرض اندامی دارید ! نور که بیاید دیگر جنگ ودعوا هم نمی خواهد ، نور است دیگر ! تاریکی معنا ندارد! این مردان از همان شجره طیبه ای هستند که خدا وعده داده و شجره طیبه ای نیست در عالم بجز خاندان مبارک پیامبر عزیز (ص)
[ صلوات حضار – دکتر از استماع سخنانش تشکر می کند ومی گوید : شما گوشهای خوبی هستید! چه می گویند ؟ مستمع (صاحب سخن را برسر ذوق آورد) قرارنبود اینقدر طولانی صحبت کنم ، قراربود بیشتر بشنوم از شما واز جناب آقای حسینی ، اما شما گوشهای خوبی هستید مثل پیامبر خدا که خدا درقرآن می فرماید : او گوش خوبی است برای شنیدن ! ]
مهم این است که بدانیم انقلاب بسیار فراتر از این صحبتها است ، صداوسیما هم یک چیزهای کمی را می تواند نشان دهد ، بسیار بیش از اینهاست ! امروز هم اعتراض مردم به بی عدالتی ، خروج از مسیر انقلاب نیست ، ادامه انقلاب است ! اما همه آرمانهای انقلاب در همین یک دعای ” اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و… ” نهفته است ! این خیلی کلام بلندی است ؛ اول اینکه می گوید ما این وضع موجود را قبول نداریم ، اصلا قبول نداریم ! اعتراض از این بالاتر ؟! فریاد از این بلندتر؟! اما نه بی برنامه وبی هدف ! بلکه با ذکر آرمانهایمان و با نشان دادن راه رسیدن به آنها ! و یادآوری اینکه ما قرار است این راه را برویم ومأموریت ما این است که همین برنامه را دنبال کنیم ، و باید هر روز این را به خود یادآوری کنیم .
دعا می کنم که همگی شما از یاران خاص امام مهدی (عج) چه در دوران حرکت بسوی حکومت جهانی و چه در دوران آن حکومت باشید ! [الهی آمین !] و خدا ملت عزیز ما را به اوج برکت و عزّت برساند ![الهی آمین !]

IMG_3296IMG_3302IMG_3329IMG_3335IMG_3353IMG_3357IMG_3359IMG_3360IMG_3363IMG_3367