8J6T5000

ساختن انسان نیازمند دو عامل است و این دو عامل باید در کنار هم قرار بگیرد تا انسان شکوفا بشود.

عامل اول علم است. انسان بدون علم کالاعمی است و وجود و معنا ندارد. همۀ شکوفایی انسان در سایۀ علم است. دانش، چراغی است که راه حرکت انسان را روشن می‌کند و فرصت لازم را برای شکوفایی همۀ استعدادهای الهی انسان مهیا می‌کند. می‌توانیم بگوییم تقریباً همۀ مشکلات جامعۀ بشری به خاطر جهل است.

علم به معنای عام فضایی را به وجود می‌آورد که همۀ استعدادهای انسان در آن شکوفا می‌شود. درست مثل محیطی که آب، هوا و نور به وجود می‌آورد تا غنچه‌ای شکوفا بشود و همۀ اسرار درونش را آشکار بکند. بنابراین، انسان علم است.

عنصر دوم مورد نیاز، محبت و مهرورزی است. خمیرمایۀ خلق هستی مهرورزی است. خدای متعال از روی لطفش این عالم و انسان را خلق کرد و پیامبران را فرستاد. انسان منهای محبت کالانعام است. عامل دومی که به انسانیتِ انسان معنا می‌بخشد، محبت  است. اگر در دل کسی محبت نسبت به دیگران، خوبی‌ها و ارزش‌ها و زیبایی‌ها وجود نداشته باشد، کالانعام بل هم اضل است.

چقدر آدم‌هایی هستند که به مراتبی از علم دسترسی پیدا کرده‌اند، اما چون دلشان از محبت نسبت به دیگران خالی است، آن علم موجب گمراهی و سقوط آنها شده و به ابزار قتالۀ بشریت تبدیل شده است. کسی که در آزمایشگاه میکروبی، میکروب‌هایی را طراحی و تولید می‌کند که با انتشار آن بدون هزینه، هزار هزار انسان‌ها متلاشی شوند، به دلیل این است که دلش خالی از محبت است. اصلاً اگر آدم به خوبی‌ها و ارزش‌ها محبت نداشته باشد، محال است که در جهت تحقق اینها حرکت کنیم. اگر نسبت به انسان‌ها عشق و محبت نداشته باشیم، محال است که در جهت ساختن آنها کار کنیم و البته این هم هست که اگر محبت نباشد، تربیتی اتفاق نخواهد افتاد.

۴ مرداد ۱۳۹۰