جمعی از دانشگاهیان، بعد از ظهر سه شنبه ۱ تیر ماه به مناسبت ماه مبارک رمضان با دکتر محمود احمدی نژاد دیدار کردند.

دیدار اساتید (24)

متن سخنرانی دکتر احمدی نژاد به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خدای بزرگ را سپاسگذارم که توفیق مجدد زیارت شما را نصیب من کرد. میلاد امام حسن مجتبی (ع) را نیز به همه شما تبریک می گویم و از خدا می خواهم تا به برکت وجود ائمه اطهار علیه السلام، این رمضان را بهترین رمضان ها قرار دهد. باید آخر هر چیز را از خدا بخواهید. در ماه رمضان همه درها باز است و موانع برداشته شده است. خود خدا گفته است اگر بخواهید اجابت می کنم.

به چیزهای کوچک اکتفا نکنید. قرار بود در این عالم اتفاقی بیافتد و ظهوری ایجاد شود. این را از خدا بخواهید. دیگر از ماه رمضان های بدون امام خسته شدیم. بدون امام هیچ چیز معنا ندارد. امام که غایب باشند ما نیز غایبیم. همه چیز را بخواهیم. همه را دعا کنیم. بشریت و ملت ایران را دعا کنیم. حتی دشمنان را هم دعا کنیم تا برگردند. خداوندا کاری کن همه بیایند و هیچ کس سقوط انسانی نکند. این انسان می تواند آیینه خدا باشد و تا او بالا برود، چرا باید سقوط کند. چرا لجبازی می کنیم؟ خدایا این را از همه بگیر. کینه و بدخواهی و …را از همه بگیر. اگر همه، دیگران را دعا کنند به همه می رسد. یک دفعه جایی گفتم کمال انسان در این است که انسان ها را دعا کند.

حال در محضر شما می خواهم سوال کنم که موضوع عالم چیست؟ روشن است که عالم برای انسان خلق شده است.” سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض” خداوند به ملائکه فرمان اطاعت از انسان را داد. انسان بالقوه از همه مخلوقات بالاتر است. اما اگر قرار باشد انسان بالفعل شود، همانی که خدا خواسته شود، ابزار راه آن چیست؟ راه های گوناگونی وجود دارد اما من معتقدم در صدر راه ها علم است. راه ورود به هر مسیری و استفاده از هر ابزاری علم است. حقیقت انسان بدون علم امکان شکوفایی ندارد. موضوع انسان علم است. علم انسان را بالا می کشد و آرزوها و آرمان ها را محقق می کند. انسان بدون علم و معرفت چه تفاوتی با سایر موجودات دارد؟ آن چیزی که به انسان علم می دهد، استعداد علم آموزی و کشف حقایق عالم است. چرا که انسان ها می توانند هر کدام از صفات الهی را برگزینند و آن را منعکس کنند اما راه ورود به آن هم علم است. اصلا همه پیامبران آمده اند تا در علم را باز کنند. به شما می گویم آن جامعه کامل فاضله، برپایه انسان های عالم امکان تحقق دارد. اصلا پیشرفت علمی، گام های بلند است. هر پیشرفتی را متصور شوید مقدمه آن علم است. خدا هم ابتدا به انسان تعلیم کرد. من معتقدم هر کس در هر نقطه عالم کار عینی برای خدمت به بشریت انجام دهد مقدس تر از آن کاری نیست.

پیامبر اکرم (ص) وارد مجلس شدند، دو گروه بودند. یک گروه عبادت می کردند و یک گروه علم آموزی. روشن است ایشان کدام را برگزیدند. عزیزان من این دوگانه علم آموزی و دین که شیطان درست کرده، غیر منطقی ترین حرف است. چرا که علم عین دین است و دین عین علم است. دین کی از سیاست جدا شد؟ همان موقع که در اواخر صفویه مراکز دینی از سیاسی جدا شد. قبل از آن، عالم کسی بود که دین، فلسفه، نجوم، سیاست و… بلد بود.  جدایی در کار نبود. هر کس به سمت کشف حقایق عالم حرکت می کند کار ارزشمندی است. اما برای برخی قابل هضم نبود. البته استفاده نادرست از علم وجود دارد. اما کشف علمی، یک نخ زدن به دریای علم خداوند و معرفی به جامعه است. اصلا علم غیر الهی داریم؟ یعنی در این عالم، علمی خارج از علم خدا وجود دارد؟ هر کس کار علمی می کند، کار خدایی می کند. بنا باشد هر چیزی در آینده بسازیم باید امروز از علم آغاز کنیم و همان طور که رهبر عزیزمان گفتند امروز پایگاه علم و دانشگاه است. البته حوزه های علمیه هم هستند اما خطاب ایشان به دانشگاه ها بود. هر چیزی که بخواهیم بسازیم شروع کارش از دانشگاه است.

مسئولیت و ماموریتمان سنگین است اما کارمان ارزشمند است. هیچ کاری در این دنیا ارزشمند تر از این نیست که یک افق را در مقابل یک نفر باز کند. این می شود کار علمی. انسان هر کاری می خواهد بکند نیازمند کار علمی است و کار علمی، کار دینی است. این طور نیست که یک نفر که فیزیک درس می دهد کار غیر الهی می کند و آن کسی که دینی درس می دهد کار الهی می کند. این تفرقه افکنی شیطان است. البته نیات متفاوت است. می شود فیزیک را برای خدا درس داد و می توان همان را برای غیر خدا هم درس داد. انسان اگر دینی هم برای غیر خدا بگوید این الهی نیست. دو گانه علم و دین کار شیطان است همانطور که دو گانه عقل و دین کار شیطان است. همان طور که دو گانه انسان و خدا کار شیطان است.

می گویید خدا می گویند پس انسان چه کاره است؟ بعد که پاسخ می دهید انسان دارای عظمت است و می تواند به بالاترین مقام ها برسد می گویند پس خدا چه؟ باید گفت تو همان تجلی خداوند هستی و دو گانه ای وجود ندارد. در کتب مقدس هم آوردند که خداوند دشمن انسان است که با ابراهیم کشتی گرفت و شکست خورد. الان هم دارد انتقام می گیرد که انسان را در هچل بیاندازند!

خدا را چقدر پایین می آورند. الان هم در نظر خودشان انسان ها علیه خدا شده اند. اصلا انسان مقابل خدا معنا ندارد. دشمن خدا دشمن خود است. کسی می تواند به دستگاه خدا آسیب وارد کند؟ دشمنی یعنی نقص وارد کنی. آیا می شود؟ آن فرد به جای سر بالایی، سرازیری می رود. همین خداوند انسان را خلق کرده و دروازه علم را مقابل من گذاشته است. در راه کمالات علمی معرفی کردند. شیطان برای اینکه آسیب بزند این دو گانه را مطرح می کند. مثلا می گوید پیاده کردن عدالت یعنی پیاده کردن فقر در حالی که این طور نیست.

اشاره ای هم به علوم انسانی کنیم. خیلی ها می گویند علوم انسانی غربی، اسلامی، غیر اسلامی. این برای من مفهوم نیست. بله یک زمانی بک نفر توحید را زیر سوال می برد تا شرک و کفر را ثابت کند این یک بحث دیگر است. اما یک جایی یک نفر تعریف ناقص از انسان، جهان و خدا ارائه می دهد. نمی شود این را نفی کرد. این تعریف ناقص است و نتیجه هم اشتباه می شود.

همه برای سعادت مندی و اسلام تلاش می کنند. اینکه می گویم همه به استثنای کسانی است که پایگاه های سلطه را ایجاد کردند. آنها اقلیت محض هستند. اما مراکزی که در دنیا برای علم، هدف فهم، علم بیشتر و بالاتر وجود دارد منتها فهم ها ناقص است. سی و چند سال است موسساتی در کشورمان تاسیس شده تا علوم انسانی اسلامی را تعریف کند. اما چیزی را که می شد در دانشگاه عرضه کرد نداریم. چرا؟ اول به دلیل اینکه همه را همان ابتدا نفی کردیم. بعد که خواستیم خودمان ایجاد کنیم به اصل آن توجه نکردیم. قالب و مبنا همان بود. یا چیزهایی مطرح شد که گسترش پیدا نمی کند. جا نمی افتد. بعد هم دیگران را متهم می کنیم که خراب و منحرف اند و… اگر می خواهیم علوم انسانی اصلاح شود اول باید انسان را درست کنیم.

علم آموزی دنیا هم بر پایه تعریفی از انسان درست شده است. ما بدون اینکه تعریف انسان را بدهیم می خواهیم علوم اسلامی بنویسیم، نمی شود. خیلی ها نگران اند و من نمی دانم چرا. می گویند انسانی که خدا گفته را باید به جامعه معرفی کنیم. باور کنید انسانی که خدا گفته است میلیون ها برابر بالاتر از انسان اومانیستی است. انسان اومانیستی در اتاق تاریک پای فیل را دیده و تعریف خود را ارائه کرده است. آن اختیاری که خدا می گوید خیلی بالاتر از این چیزی است که اینها می گویند. اصلا قابل مقایسه نیست. برخی اوقات فکر می کنیم اگر حقیقت انسان را بگوییم پس خدا چه می شود. معلوم می شود که داریم حقیقت خدا را می گوییم.

اوایل انقلاب، امام (ره) تفسیری از سوره حمد گذاشتند. پنج جلسه شد. وقتی به الحمدلله رسید گفتند هر کس در عالم از هر چیزی تمجید می کند از خدا تمجید می کند. اصلا برای غیر خدا چیزی نیست.” الحمدلله” انسان باید بزرگ باشد تا این حقایق روشن شود. برای یک انسان کوچک و حقیر این همه عالم آفریده نشده است. اصلا خدا را آن قدر می توانیم بشناسیم که انسان را شناخته ایم. بالاتر از خدا چیست؟ هرچقدر انسان را شناختیم خدا همان است. ما که به ذات خدا دسترسی نداریم. پس صفات کجا متجلی می شود؟ در انسان.

اساتید ما در دانشگاه ها باید ابتدا انسان را تعریف کنند. اصلا امکان ندارد یک اندیشه را با تخطئه از جامعه بیرون کرد. باید یک اندیشه کامل تر، پویاتر، مفیدتر و مستدل تر ارائه شود. متاسفانه در فضای سیاسی ما به خصوص بعد از انقلاب، اخلاقی در فضای سیاسی ما به وجود آمد که فرد برای بالا کشیدن خود به جای تعریف ویژگی های خود، دیگران را می کوبید. هیچ کس نمی گوید من چه هستم. با نفی دیگری خود را اثبات می کند. این اخلاق بد هم در فضای سیاسی نهادینه شده است. هیچ کس هم برنامه ای برای اداره کشور ندارد که بگوید به این دلیل من بهتر اداره می کنم. هیچ مانیفستی وجود ندارد. برنامه ای برای اداره کشور ندارند٠

متاسفانه این اخلاق به سایر بخش ها هم سرایت می کند. در فضای علمی باید بحث و نظریه ارائه شود تا علم جای خود را پیدا کند. ما به مکتب علوی و پیامبری معتقدیم. اینها بالاترین ها را عرضه می کنند. اگر جلو نمی رویم بابد ببینیم کجای کارمان می لنگد.

عزیزان من! کار علمی مقدس است و شما باید قدر خود را بدانید. باید جهت دار باشد. جهت نباشد جهشی اتفاق نمی افتد. باید قله را یادآوری کرد. مثل دعای فرج تا همه بدانند مقصد کجاست. هر چیزی در جهت امام عصر( عج) باشد درست است. نباشد ناقص است. جامعه مترقی، فرهنگ، اقتصاد، شهرسازی و سیاست مترقی می خواهد. همه اینها هم به علم باز می گردد. مدیرانی وجود دارند که هیچ دانشی در هیچ زمینه ای ندارند. این طور چیزی پیش نمی رود. باید زحمت کشید و کار علمی کرد. به نظر من می توانیم یک نهضت علمی حقیقی و رو به جلو در دانشگاه ها بر پا کنیم. ما می توانیم.

امیدوارم روزی بتوانم راجع به گذشته ایران، دین در ایران، آرمان ایران و جایگاه ایران صحبت کنم. بزرگترین دانشمندان در ایران بوده اند. هزار سال پیش مسائل مهم آسمانی در اینجا حل شده است. اما غرب آن را بهای گزاف به ما فروخت. من نمی خواهم تقابل علمی ایجاد کنم همه باید کمک کنند. مقدمه این است که جامعه دانشگاهی خیال نکند کار ما دینی نیست. همان پژوهش ها و درس خواندن ها دینی است. با تلاش می توان دست یافت. ان شاالله

موفق باشید.