ما در جمهوری اسلامی متأسفانه بعضی‌ اسیر اندیشه‌های سرمایه‌داری هستیم و عمل می‌کنیم اما خیال می‌کنیم که انقلابی هستیم. امروز در نظام سرمایه‌داری زندگی‌ای درست کرده‌اند که آدم‌ها مثل برده و حیوانات که جایشان، غذایشان و نورشان مرتب باشند کار کنند و مصرف کنند که کارخانه بچرخد تا جیب آن آقا پر بشود. معلوم است در چنین فضایی زیبایی دیگر معنی ندارد. در آنجا اینکه آب را باید در پارچی که رویش کنده‌کاری هست بریزید مفهوم ندارد. اما در یک زندگی انسانی حقیقی اصلاً آرایش سفره معنا دارد، چیدن منزل و شکل لیوان معنا دارد. نوع خوردن آب معنا دارد، انسانی که دایماً به زیبایی مطلق توجه دارد و می‌خواهد به سمت زیبایی مطلق برود، زندگی‌اش باید زیبا باشد، هم ظاهرش و هم باطنش. هم اخلاقش باید زیبا باشد و هم زندگی‌اش زیبا باشد. شما لباس‌های سنتی ما را ببینید چقدر زیبا است، چه زنانه و مردانه‌اش، همه‌اش هنر است. ما ربات خلق نشده‌ایم که سریع کار کنیم یک سری خدمات و تولیدی به عده‌ای بدهیم و بعد خودمان هم مصرف کنیم که این بازار بچرخد و بعد شب هم جایی بخوابیم دوباره صبح و دوباره شب.

خدا ما را با بازده اقتصادیمان ارزیابی نکرده است. الان در تمام برنامه‌ریزی‌های توسعه تمام آدم‌ها با بازدهی اقتصادی‌شان ارزشیابی می‌شوند. تمام فعالیت‌ها با آثار اقتصاد‌ی‌شان ارزشیابی می‌شود! ما که این نیستیم. ما یک زندگی دیگر می‌خواهیم، زندگی انسانی و متعالی می‌خواهیم، نه اینکه اشرافی باشد، نه زندگی می‌تواند معمولی باشد اما زیبا باشد. چقدر خانم‌های ما در گذشته خودشان گلدوزی می‌کردند. پارچه ساده است ولی روی همین پارچه ساده زیبایی خلق می‌کند، چرا؟ چون زندگی باید زیبا باشد. صنایع دستی یک دوره طولانی در زندگی مردم بوده است. یک کالای لوکس و تزئینی نبوده است. مردم با اینها زندگی می‌کردند. قندان، گلابدان، آفتابه، رومیزی … بوده است. زندگی زیبا و هنرمندانه. صنایع دستی ما خودش یک فرهنگ است. تجلی روح هنرآفرین و هنردوست ملت ایران است. اینها را باید هم حفظ کنیم و هم به روز کنیم و توسعه‌ بدهیم.

۲۶دی۹۰

IMG-20150117-WA0009