حادثه کربلا و روز عاشورا یک دوره کامل مکتب، توحید، عدالت و عشق است.

راهنمای سعادت برای همه ملت‌ها و همه انسان‌ها در طول تاریخ است. همه حقیقت، زیبایی و ارزش‌ها در یک حادثه و صحنه به تصویر کشیده شده است.

بسیجی کیست؟ عاشورایی کیست؟ عاشورا چیست؟ چرا فرمودند کل یومٍ عاشورا و کل ارضٍ کربلا. چرا فرمودند ان‌الحسین مصباح الهدی و سفینهالنجاه، چراغ هدایت و کشتی نجات امام حسین (ع) است. چراغ راهنما و علامت هدایتی برای همه بشریت است. من فکر می‌کنم در حادثه کربلا و روز عاشورا سه عنصر و عامل خود را نشان می‌دهند.

اول خدا، بعد انسان‌های خداجو و بعد بریدگان از مکتب حسینی و کسانی که خدا را فراموش کرده‌اند و در نتیجه خودشان و حقیقت خودشان را فراموش کردند. آنجا خدا خودش را در بالاترین درجه در چهره امام حسین (ع) نشان می‌دهد. به نظرم در روز عاشورا امام بالاترین تجلی از خدا را به نمایش می‌گذارد. عشق امام حسین را در آن روز ببینید. نهایت و عینیت عشق است. حیات‌بخشی، روزی دادن و بزرگواری امام در نهایت است. شاید خیلی وقت‌ها در ذهن ما بیاید که خدا این همه را خلق می‌کند و روزی می‌دهد، اما اجازه می‌دهد که علیه او طغیان کنند. این صفت الهی است. کریم، رحیم، رزاق، عالم و خلاق است. امام هم جلوه اتم و اکمل خداست. آن کسی که روی سینه امام نشسته است و می‌خواهد سر ایشان را ببرد، حیاتش را مدیون امام است. حیات، روزی، موجودیت، توان و اراده او و حتی اینکه می‌تواند خنجر را بکشد همه اینها تحت اراده امام است. امام اراده بکند آن نابود ومعدوم است. وجودی نخواهد داشت، اما با همه عظمت اجازه می‌دهد این کار را بکند. خدا در روز عاشورا و در حادثه کربلا خودش را در چهره امام حسین (ع) به زیباترین و عالی‌ترین شکل تصویر می‌کند. صحنه عاشورا صحنه هنرنمایی خداست