دکتر محمود احمدی نژاد روز پنجشنبه (۲۵ شهریور ماه) در اجتماع بزرگ مردم گرگان، بر ضرورت اصلاح وضع جامعه بشری، استقرار توحید، آزادی و عدالت، احیاء کرامت انسانی، احقاق حقوق ملّت ها و اصلاح ساختارهای مدیریت حاکم بر جهان تاکید کرد و آن را، بالاترین و اصلی ترین هدف و آرمان بشری دانست.

SAED5564

 

متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج والعافیه والنّصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

خداوند بزرگ را سپاسگزارم که توفیق حضور در این جشن عظیم و دیدار با شما عزیزان را عنایت فرمود. خدا را هزاران شکر و سپاس که این دیدار در بهترین ایام سال و بین دو عید بزرگ انجام می شود. عید قربان عیدالله اکبر، عید تجلی انسان، عید خداگونگی انسان و عید ایثار و عبودیت است. عبودیت و ایثار رمز شکوفایی و کمال انسان است. عید غدیر عید بزرگ انسان و عید عظیم معرفی انسان کامل و مدیریت الهی و آسمانی و مردمی است که بدون آن انسان و جامعه انسانی هرگز طعم سعادت را نخواهد چشید. عید غدیر، عید ولایت و امامت و رمز و راز تحقق آرمانها و آرزوهای تاریخی و فطری جامعه بشری است. این دو عید بزرگ را به شما، ملّت ایران و همه بشریت تبریک عرض می نمایم.

بحمدالله این دیدار و جشن در یکی از بهترین مناطق کشور، استان گلستان و به تعبیری خلاصه ایران، مهد فرهنگ و تمدن و دیار تلاش، برکت، همدلی، برادری و ایثار برگزار می شود. خطّه گلستان، دیاری کهن با تاریخی سرشار از افتخار است.  اینجا دیار آل زیار و علما و دانشمندان و عارفان و شاعران نام آور و بزرگی مثل میرفندرسکی، میرداماد، استر آبادی، جرجانی، اسعد گرگانی و مختومقلی فراغی است. یکی از مظاهر برجسته و ماندگار هنر و معماری این استان برج یا گنبد زیبای قاووس ابن وشمگیر در شهر گنبد است که خوشبختانه در میراث فرهنگی جهانی هم به ثبت رسیده است.

مردمان این استان همواره مردمانی مومن، انقلابی و فداکار بوده و با همه وجود متّحد و همدل در خدمت آرمانهای الهی و انسانی هستند. مردمان این خطّه همگی پر تلاش و پر ثمر هستند و وجودشان همیشه سرشار از برکت برای ایران عزیز بوده است. سلام و درود خداوند بر شما مردم بزرگوار و دوست داشتنی.

جا دارد یاد شهیدان مظلوم منا و به خصوص شهیدان ایران عزیز و همچنین شهیدان این استان را گرامی بداریم.

بحث ما پیرامون تبیین آرمانهای انقلاب و خط امام و رهبری است که هم شامل پیام عید قربان و عید غدیر و هم نقطه آمال مومنان، صالحان، آزادی خواهان و عدالت طلبان است. آرمان انقلاب، همان مقصد از خلقت انسان و جهان و همان آرمان انبیاء الهی است. اصلاح وضع جامعه بشری، استقرار توحید و آزادی و عدالت، احیاء کرامت انسانی و احقاق حقوق ملّت ها و در یک کلام اصلاح ساختارهای مدیریت حاکم بر جهان به حاکمیت مردمی و الهی بالاترین و اصلی ترین آرمان و هدف است. باز باید تاکید کنم که از منظر انقلاب اسلامی، مردم همه کاره و مالک و صاحب کشورند. مردم مالک سرزمین و ثروت و حکومت و دولتند. حق تعیین سرنوشت حقی الهی است که به انسانها و ملّت ها سپرده شده و غیر قابل سلب است. حکومت، دولت، برنامه ریزی و اجرا باید برآمده از خواست مردم و در خدمت مردم باشد. خدا اینگونه اراده کرده است و این رمز مشروعیتِ حکومت ها است. حکومت ها غیر از خدمت به مردم کار دیگری ندارند.

هدایت گری، اصلاح گری و صیانت از حریم و حقوق اساسی مردم نیز در حقیقت باید در چارچوب خدمتگزاری به مردم تعریف شود و الا همین عناوین انسانی نیز به ابزاری برای تحمیل مدیریت های غیر مردمی و بی عدالتی و تبعیض به جامعه تبدیل خواهد شد. نقش مدیریت در زندگی فردی و اجتماعی بسیار مهم و تعیین کننده و بی‌بدیل است. روشن است که مدیریت تمام ابعاد وجودی فرد و جامعه را در بر می گیرد. بدون مدیریت صحیح و هدفمند هیچ آرمان و هدفی قابل تحقق نیست. مدیریت از خود انسانها شروع می شود و به جامعه سرایت می کند. مدیران صالح و اصلاح‌گران حقیقی و خدمتگزاران واقعی ابتدا در مدیریت ابعاد وجودی خودشان موفق بوده اند و سپس در جامعه کار مثبتی انجام داده‌اند. اگر کسانی بر تمایلات و اراده و خواسته های خود مدیریت نداشته باشند و در برابر شیطان زانو بزنند چگونه می توانند جامعه را به سعادت برسانند. این افراد چگونه می توانند از حریم جامعه در برابر شیطان و شیطانیان صیانت کنند.

رمز و راز و راه تحقق آرمانهای الهی و انسانی، اصلاح مدیریت ها و استقرار مدیریت های مردمی و الهی است. قبلاً برخی از ویژگی های مدیران مردمی و الهی و همچنین غیر مردمی را بیان کرده ام.  مدیران الهی همواره به دنبال گسترش توحید و آزادی و عدالت، بسط آگاهی و کمال جویی مردم و گسترش الفت و مهربانی بین مردمند. پایه رابطه آنان با مردم بر اساس عشق و محبت و کمال جویی است و از همین رو در فرهنگ ما از واژه ولایت و امامت به جای حکمرانی و حکومت استفاده شده است. برنامه های آنان در راستای اقتدار، عزّت، کرامت و رفاه مردم، عدالت طلبی و مشارکت جویی و وحدت مردم و توسعه آزادی های مردم است. برای آنان افزایش افق مطالبات و آرمانهای مردمی یک فرصت و البته یک هدف و وظیفه است.

صیانت از منافع عمومی مردم، رفع تبعیض و کاهش انواع فاصله و از جمله فاصله طبقاتی و تداوم پیشرفت و تعالی جامعه، تکلیفی مستمر و الهی است. در نقطه مقابل؛ مدیریت های غیر مردمی در مسیر عکس حرکت می کنند. بستر استقرار و نتیجه طبیعی مدیریت های غیرمردمی، شرک، تبعیض، ظلم و محدود کردن آگاهی، کاهش سطح مطالبات و افق آرمانی مردم است. در مدیریت های غیر مردمی تشدید تفرقه و نزاع، کنار گذاشتن مردم از امور اساسی و توسعه درّه های عمیق فاصله طبقاتی، هم اصل و هم نتیجه است. در این مدیریت ها، انواع فشارهای گسترده سیاسی و اقتصادی به مردم، محدود کردن آزادی های مردم و بر باد دادن منافع عمومی و ملّی و به چالش افتادن پیشرفت حقیقی جامعه، کاملا مشهود است.

عزیزان من؛ امروز و در جمع شما مردم عزیز به دو ویژگی دیگر از این مدیریت ها اشاره می کنم. ابتدا به مدیریت های غیر مردمی می پردازم که در نقطه مقابل امامت و ولایت قرار دارد.

اول: توسعه بد بینی، اختلاف، کینه ورزی و دشمنی بین مردم

اساس کار شیطان بسط اختلاف، عداوت و دشمنی بین مردم است. تمام اعمال زشت و ضد بشری در سایه ایجاد و تعمیق اختلاف، کینه و عداوت بین انسانها اتفاق افتاده و توجیه شده است. رمز و راز سقوط انسانها و انسانیت، ملّت ها و جوامع و تمدن ها به وجود اختلاف، بدبینی و عداوت و دشمنی بین آنها بر می گردد. وقتی بدبینی و عداوت و کینه آمد، چشم ها، گوش ها و قلب ها درست کار نمی کنند و از دیدن و دریافت حقیقت ناتوان می شوند. عقل ها از توازن دور می شوند و قوای انسانی از اختیار انسان خارج شده و تحت سلطه شیطان قرار می گیرد. هزاران حجاب در برابر چشم و گوش و قلب قرار می گیرد. چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد.

مدیران غیر مردمی به دنبال سیطره، حکمرانی و تسلط بر مردمند، بنابراین از اختلاف و کینه و بدبینی بین مردم استقبال و آن را ترویج می‌کنند. یک نگاه به وضع جهان بیندازید. مستکبران و شیطانیان چگونه بین ملّت‌ها و حتی درون ملّت‌ها بدبینی و کینه و عداوت ایجاد می کنند. اگر دستشان برسد بین برادران و حتی زن ها و شوهرانشان هم همین کار را می کنند. این ها فضای جامعه را مملو از بدبینی و بی اعتمادی، بد اخلاقی، تهمت و افترا می کنند. اصولاً نتیجه مدیریت های غیر مردمی نمی تواند جز تفرقه، کینه، دشمنی و سوءظن باشد.

برتری جویی، به سلطه کشیدن مردم و بهره کشی از آنان جز با اختلاف افکنی و کینه ورزی بین مردم، که به ضعف مردم منجر می‌شود، قابل تحقق نیست. اصولا مدیریت های غیر مردمی دستاوردی جز این هم نخواهد داشت. امروز پایه اصلی سلطه امپراتوری صهیونیسم و دولت متجاوز آمریکا بر ایجاد اختلاف ، کینه ورزی و دشمنی بین ملّت ها استوار است.

اوضاع منطقه را ببینید. اگر با فریب و تبلیغات شیطانی، این همه بدبینی و کینه و عداوت بین مردم منطقه و مسلمانان ایجاد نمی کردند آیا شاهد این جنگ های خونین بودیم؟ کسی که بی شرمانه در مقابل دوربین ها سر کودکی بیگناه را می برد و یا خانه ها و شهرها را تخریب می کند، به لحاظ انسانی به کجا رسیده است؟ چه کسانی و چرا این جنایات هولناک را مرتکب می شوند؟ به چه دلیل ثروت سرشار نفت به جای رفاه مردم و دفاع از مظلومینِ فلسطینی و دیگر ملّت ها، با غفلت از دشمنان، خرج خود‌خواهی ها و عصبیت ها و جنگ داخلی بین مردم منطقه شده است. چرا باید ثروت ملّت‌ها صرف استهلاک انرژی انقلابیون و جریان مقاومت گردد. آیا به راستی این اوضاع جز به نمایندگی از سلطه گران و استعمارگران و در یک کلام شیطان و توسط مدیریت های غیر مردمی و غیر الهی طراحی و اجرا می شود؟ معلوم است که دشمنان، مدّت های طولانی رخنه کرده اند، برنامه‌ریزی و زهر پاشی و تبلیغ نموده، دروغ های بزرگ را تکرار کرده و عصبیت ها را انباشته و تحریک کرده اند تا کار به اینجا رسیده است.

سوریه و عراق و یمن و افغانستان برای منافع چه کسانی ویرانه و مردم مظلوم آنها به خاک و خون کشیده می شوند؟ کاملاً آشکار است که تنها راه برای در هم شکستن قدرت ملّت ها توسط استعمارگران، صهیونیست ها و دولت مستکبر آمریکا، همین برافروختن آتش کینه، عصبیّت و دشمنی بین ملّت ها ست. اگر کینه ورزی ها و دشمنی ها نباشد، امکان حیات اقتصادی مستکبران از بین می رود. اگر دشمنی و عداوت نباشد آیا بازاری برای خرید صدها میلیارد دلار اسلحه ساخت مستکبران و حمله به ملّت های مظلوم وجود خواهد داشت.

اگر دشمنی و کینه نباشد آیا شهرها و زیر ساخت ها نابود می شود تا برای بازسازی آنها مجدد دست نیاز ملّت ها به سوی مستکبران دراز شود؟ معلوم است که مدیریت های غیر مردمی بر فاصله ناشی از دشمنی بین مردم و یا ملّت ها استوار می شوند و هرچه دشمنی بیشتر باشد آنها در امنیت بیشتری حکمرانی و چپاولگری خواهند داشت.

دوم: توسعه فرد گرایی، بخل و خودبینی در جامعه

مدیریت های غیر مردمی خودخواه ترین و بخیل ترین هستند. همه چیز را برای خودشان می خواهند و حاضرند همه چیز را برای خودشان و خواستها و منافع حقیرشان قربانی کنند. طبیعی است که این مدیریت ها جز در سایه بسط خودخواهی و بخل و خودبینی در جامعه نمی توانند استمرار پیدا کنند. اگر خدای نکرده هر کس فقط به فکر خودش باشد و نسبت به مسائل جامعه بی تفاوت باشد، یا اینکه از یاری به دیگران بخل بورزد و از غم و شادی دیگران تاثیری نپذیرد چه خواهد شد؟

در این صورت وحدت و قدرتی حاصل نمی شود که در برابر زیاده خواهی، ظلم و تبعیض، ناکارآمدی و نابخردی مدیریت‌های غیرِ مردمی قد علم کند و مانع از تجاوزات و سلطه گری آن ها شود. برای استحکام مدیریت‌های غیر‌مردمی‌، مردم هرچه فرد‌گراتر‌، خودخواه تر، بخیل تر و بی تفاوت تر باشند شرایط مطلوب تر است. بهترین شرایط برای مدیریت های غیر مردمی آن است که هرکس فقط و فقط به فکر خودش باشد و تمام توان خود را فقط صرف تامین خواستهای شخصی خودش کند.

از دید این مدیریت ها، مردم نباید کاری به کار دیگران و همچنین امور مهم اجتماعی داشته باشند. مدیریت های غیر مردمی در برنامه ریزی ها و تصمیمات خود نمی توانند منافع، آینده، سرمایه، قدرت و حیثیت خود را نادیده بگیرند. کار را به جایی می رسانند که زمینه همدلی و کار جمعی و هم افزا را از بین می برند و هر نوع همکاری و مشارکت سازنده را منفی جلوه می دهند. جامعه ای که در آن هرکس فقط به فکر خود و منافع خویش باشد شانس ماندگاری ندارد و اضمحلال آن قابل پیش بینی است.

اما در مدیریت های الهی جهت کار کاملاً عکس این است. در اینجا اجازه دهید به دو ویژگی مدیریت های مردمی اشاره کنم.

اول: بسط همدلی، وحدت، اعتماد و مهربانی بین مردم

مدیران الهی و مردمی عاشق مردم و ارزش های الهی و انسانی هستند. احساس مسئولیت اجتماعی آنان برآمده از همین عشق و مهربانی است. آنان به دنبال استقرار ارزش های الهی، عزّت انسانها، توحید و عدالت و آزادی هستند و این جز با وحدت، همدلی، حضور و مشارکت فعال آحاد مردم امکان پذیر نیست. هر مقدار مردم متحد تر، مهربان تر، همدل تر و فعال تر باشند، زمینه برای تحقق آرمانهای الهی و انسانی مهیاتر است. مدیران الهی و مردمی خود عاشق مردمند و گسترش مهربانی، همدلی و وحدت بین مردم را وظیفه خود می دانند. اصولاً پایگاه و پایه مدیریت های مردمی وحدت، مهربانی و همدلی مردم است و این مدیریت ها محصولی جز این ندارند.

دوم: بسط فرهنگ ایثارگری و فداکاری

ایثارگری رمز و راز و تنها راه کمال انسانی و حل مشکلات جامعه انسانی است. تحقق هر ارزش و کمالی مستلزم ایثار و از خودگذشتگی است. جامعه بر اساس تحمل یکدیگر توسط آحاد مردم، تکیه بر نقاط قوت و نادیده گرفتن ضعف ها و بدی ها شکل می گیرد و این از بهترین جلوه های ایثارگری است. تمام نقاط برجسته تاریخ انسان و ارزش های ماندگار جامعه بشری برآمده از ایثارگری و مرهون آن است.

اصولاً راه کمال انسانی از مسیر خدمت به دیگران و عبور از خواست خود برای تحقق نیازها و رفاه و عزّت دیگران می گذرد و این همان ایثارگری است. عید قربان عید بزرگ خدا و عید عبودیت و ایثار و فداکاری است. مادری اوج تجلی ایثار است. مادر همه وجودش را برای فرزندش فدا می کند و از آسایش و لذت خود برای آسایش و لذت او می گذرد. رمز این ایثارگری بزرگ و درخشان در عشق مادری است که تجلی عشق خداوند به انسانها است. انسانهایی که عاشق دیگر انسانها هستند از منافع و لذایذ خود برای عزّت، رفاه و کمال دیگران عبور می کنند و البته این خود بالاترین لذت و منفعت است.

پیامبر عزیز ما حضرت محمد مصطفی (ص) رحمه للعالمین بود. همه وجودش عشق به مردم بود و در تمام زندگی اش برای مردم و هدایت آنان چون شمع می سوخت و فداکاری می کرد. مدیریت های مردمی و الهی نماد عشق به مردم و ایثارگری اند و دائماً همین فرهنگ را در جامعه گسترش می دهند. تمام وجود خود را وقف خدمت به مردم می کنند. رمز ماندگاری و اعتلای یک جامعه و تحقق اهداف و آرمانهایش، عشق و علاقه عمومی مردم به یکدیگر و رواج روحیه ایثارگری است. به یک تعبیر، مدیریت های مردمی و الهی به دنبال ساختن جهانی انسانی و انسانی جهانی اند. همه انبیاء و اولیاء و صالحان در راه ساختن این جهان و این انسان تلاش و فداکاری کرده اند.

جهان انسانی یعنی جهانی که پر از توحید، آزادی، عدالت، انصاف، عشق، عزّت، کرامت، رفاه، امنیت و دوستی برای همگان باشد. انسان جهانی یعنی انسانی که رابطه خود با دیگران را به جای خود‌برتر‌بینی، خودخواهی، کینه و عداوت، با عشق، محبت، احترام و فداکاری تنظیم می کند. تصور کنید دنیایی را که در آن همه انسانها به یکدیگر عشق بورزند و برای خدمت به دیگران مسابقه بدهند. زندگی در چنین دنیایی چقدر زیبا و دوست داشتنی خواهد بود و آیا در چنین جامعه‌ای فقر، ظلم، دشمنی و فسادی وجود خواهد داشت؟ آیا کسی از غم و غصه و نا امیدی رنج خواهد بُرد؟

همه انبیاء و صالحان آمده اند تا جهان انسانی و انسان جهانی بسازند. عید قربان و عید غدیر و دین و فرهنگ و مدیریت همه برای رسیدن و برپایی این حقیقت هستند. این آرمان نقطه مقابل خواست و اراده شیاطین و مستکبران است. آنان با همه توان در تلاشند از شکل گیری و برآمدن انسان جهانی و در نتیجه جهانِ انسانی ممانعت کنند. آنان با فریب کاری، دروغ، فشار، جنگ و کینه و البته با ساختن و عمومی کردن انسان بی‌هویت، فردگرا، خودخواه و برتری جو می‌خواهند انسان ساقط شده از مسیر کمال را به عنوان انسان جهانی معرفی کنند. آنان می خواهند با حاکمیت انحصاری خود، جهان تحت ستم و انسانهای سرکوب شده و در خود فرو رفته و حکومت های وابسته، ضعیف و فاسد را جایگزین جهان انسانی کنند.

عزیزان من؛ اجازه دهید بشارت دهم. علیرغم تلاش و دست و پا زدن شیاطین و مستکبران برای جلوگیری از تحقق انسان جهانی و جهان انسانی حقیقی، امروز ملّت ها به سرعت به سوی این آرمان در حرکتند. ماهیت شیاطین و فرهنگ شیطانی و تجلی کامل آنان یعنی مستکبران به سرعت افشا می شوند، مرزهای کاذب بین انسانها و ملّت ها برداشته می شود، میلیاردها دل به هم پیوند می خورد و فلسفۀ دو عید آسمانی قربان و غدیر در حال جاری شدن در عالم انسانی است.

به لطف خدا توجه عمومی ملّت ها به حق، عدالت، آزادی، کرامت و کمال انسانی و ضرورت ساختن جهانی انسانی به سرعت در حال گسترش است و اراده ها در این مسیر هم راستا می شود. حقیقت انسانی که همان فطرت الهی است در حال شکوفا شدن است و دل ها به سوی نقطه نهایی کمال انسان یعنی انسان کامل شیدا و روانه می شود. روز تحقق آرمان انبیاء نزدیک است و به فضل الهی همه بشریت نجات خواهند یافت. به فضل الهی همگان همدل و متّحد و دست در دست هم جهان انسانی را برپا خواهند کرد.

مستکبران رفتنی اند و دست و پا زدن های آنها، آنان را بیش از پیش در باتلاق خود ساخته فرو خواهد برد. آنان در جهان آینده جایی نخواهند داشت و آرزوی خود برای نابودی حقیقت را به گور خواهند برد. آینده از آن ملّت هاست و روز پیروزی نهایی و طلوع خورشید بهارِ انسانها نزدیک است.

همانگونه که در شعر فاخر منسوب به مختومقلی فراغی شاعر محبوب ترکمن و پر افتخار ایران زمین بشارت داده شده است امام مهدی(عج) از زمین و حضرت مسیح(ع) از آسمان می آیند و امور عالم را اصلاح و عدل و داد را بر پا می کنند.

از همه عزیزانی که دعوت کردند و برای برگزاری این مراسم تلاش کردند سپاسگزارم. از هیئت امنا محترم و امام جماعت محترم مسجد‌، بسیج عزیز و مدیران محلی تشکر می کنم.

خدایا؛

این دو عید بزرگ را بر ملّت ما و همه بشریت مبارک گردان.

امام عالم و حاکم اصلی، عاشق مردم و عدالت گستر حقیقی را برسان.

او را با خواست مردم و به دست ملّت ها حاکم کن.

به واسطه او همه زیبایی‌های انسانی را حاکم و زشتی ها را زائل کن.

ملّت ایران را همچنان پیشگام این فرایند الهی قرار بده و به قلّه عزّت و پیشرفت برسان.

بدخواهان ملّت ایران و دیگر ملّت ها را منکوب کن.

جوانان ما راحفظ و مشکلات آنان را برطرف فرما.

رهبری‌گرانقدر انقلاب را در سایه عنایات امام عصر(عج)‌مویّد و محفوظ بدار.

سر بلند و عزیز باشید