اگر در صدر اسلام راه پیامبر، باورهای پیامبر وآرمانهای پیامبر (ص) در دل و اندیشه ملت زنده بود، بفرض اینکه اشکالاتی هم پیش بیاید – که پیش آمد – بازهم آن باورها، آن آرمانها، اشکالات را اصلاح می کرد اما مشکل این بود که در اندیشه مردم، در دل توده های مردم آن زمان که پیرو پیامبر یا به ظاهر پیرو پیامبر بودند یک غفلت، یک فراموشی از آرمانهای انقلاب و بعثت پیامبر شکل گرفته بود.

108015 copy

 

یک سؤال اساسی این است که اصولاً ما برای چه انقلاب کردیم؟ اگر هر لحظه و در هر مقطعی فراموش کنیم که اصولا ما برای چه هدفی انقلاب کرده ایم ممکن است خدای ناکرده شیاطین مسیر حرکت را از جاده اصلی منحرف کنند. برای شما خیلی معلوم است که ما، یعنی ملت ایران برای تغییر ظواهر انقلاب نکرد. ما انقلاب نکردیم برای آن که عده ای با یک ظاهری بودند در مسند کار، انقلاب شد اینها بروند و عده ای با ظاهر دیگری بیایند. انقلاب نشد برای تغییر در مهره ها، یک عده ای بودند یک کارهایی می کردند، حالا بروند و یک عده دیگری بیایند و کارهای دیگر بکنند! حتی انقلاب نکردیم برای تغییر ادبیات، یا تغییر قیافه ها، انقلاب نکردیم برای جابجایی قدرت حالا یک عده ای بودند در رأس قدرت آنها بروند و یک عده دیگری بیایند و همان کارها را انجام بدهند. اصلا انقلاب نکردیم که مسابقه قدرت و قدرت مداری در قالب دسته جات و گروه ها و فرقه ها جایگزین شود. اینها هیچکدام ارزش فداکاری ندارد. درحالیکه فداکاری های عظیم ملت ایران برای ارزش های بسیار متعالی تری بود.

همه می دانید، همه می دانند، همه جهانیان هم بدانند که انقلاب ملت ایران برای رهایی ملت ایران و همه ملتها از همه تحمیلات، از همه زنجیرهایی که موجب اسارت نوع انسان می شود، بود. انقلاب آمد تا همه انسانها را نجات دهد از همه اسارتها؛ انقلاب آمد تا آثار ظلم، ستم، تجاوز و تحقیر ملتها را از جامعه بشری پاک بکند؛ انقلاب آمد تا راه را برای همه انسانها باز کند تا انسانها به همه آرمانهای بلند انسانی والهی دسترسی پیدا بکنند؛ انقلاب آمد تا حقیقت آزادی، حقیقت عدالت، کرامت انسانی را به همه انسانها هدیه بکند؛ انقلاب آمد تا رفاه برای همه انسانها همه ملتها همه اقشار هدیه بکند؛ انقلاب آمد تا انسانها را از حقارت سلطه طلبان و سلطه گران رهایی بخشد و به عزت انسانی و به عزت الهی نائل کند؛ انقلاب آمد تا صلح و امنیت را برای همه بشریت به ارمغان آورد و در یک کلام انقلاب آمد تا ارزشهای انسانی و الهی در ایران و در جهان حاکم شود؛ انقلاب آمد تا رابطه انسان ها با آسمان را که قطع شده بود دوباره برقرارکند، انسانی که رابطه اش با آسمان قطع شده این انسان هویتی ندارد، موجودیتی ندارد، این انسان له شده است، ولو اینکه در کاخ سفید هم زندگی بکند، این انسان ارزشی ندارد، ماندگاری ندارد، عزتی ندارد؛ انقلاب ما آمد تا انسانها الهی بشوند که امام عزیز ما فرمود:« ملت ایران امروز الهی شده است»

شما می دانید اگر آرمانهای بزرگ و باورهای الهی در یک ملت زنده باشد، نوسانات عملکردی هرچقدر هم شدید باشد آن آرمانها و باورها و عملکردها را هم اصلاح خواهد کرد یعنی دست قدرت ملت نابسامانی ها را به سامان خواهد نمود. اما اگر خدای ناکرده در باورها و آرمان ها خللی ایجاد بشود، امید به اصلاح از بین خواهد رفت. مهم این است که آرمان ها زنده باشد، روحیه انقلابی زنده باشد، عدالتخواهی، خداخواهی، آزادی خواهی، الهی شدن خواهی در ملت زنده باشد، اگر اینها زنده باشد مطمئناً حرکت رو به جلوی ملت تضمین شود، اگر اینها زنده باشد آن نقص های عملکردی هم به دست پرتوان ملت برطرف خواهد شد.

اگر در صدر اسلام راه پیامبر، باورهای پیامبر و آرمانهای پیامبر (ص) در دل و اندیشه ملت زنده بود بفرض اینکه اشکالاتی هم پیش بیاید – که پیش آمد – بازهم آن باورها، آن آرمانها، اشکالات را اصلاح می کرد اما مشکل این بود که در اندیشه مردم، در دل توده های مردم آن زمان که پیرو پیامبر یا به ظاهر پیرو پیامبر بودند یک غفلت، یک فراموشی از آرمانهای انقلاب و بعثت پیامبر شکل گرفته بود.

اتفاقا هدف اصلی شیطان و شیاطین هم فارغ کردن دل و اندیشه مردم از آرمان ها و روحیه انقلابی است. خیال نکنیم که حالا شیطان می آید وقتش را تلف می کند برای یک خطاهای فردی مردم که در گوشه و کنار پیش می آید و به آنجا می پردازد، آنجاها هم هست اما آنجا نوچه ها و شاگردهای دست صدمش را می فرستد، بعضی هم که اصلا به شیطان نیاز ندارند. اصل دشمنی شیطان با مسیر مستقیم و صراط مستقیم انقلاب اسلامی است. آن است که منتهی خواهد شد – به فضل الهی – به نابودی کل شیاطین و شیطانیان عالم دنبال آن است. آنجا را می خواهد بزند. معلوم است که اگر باورها را خراب کند، امید به آینده را خراب بکند، اعتماد به آینده را از میان ببرد. رابطه انسان ها با آسمان را مخدوش بکند و رابطه مردم با باورها را خراب بکند دیگر برنده است. دیگر نیاز ندارد وقت بگذارد، دیگر کسی که افتاد در مسیر گمراهی دیگر نیاز ندارد کسی او را ببرد و خودش می رود، دیگر هرچه رفت همه اش در مسیر گمراهی است، باید آن سوزن ریل حرکت اصلی را محکم نگه داشت تا همه در مسیر حرکت کنند.

آرمان انقلاب اسلامی عبارت است از تمهید مقدمات برای استقرار حکومت جهانی توحید و عدالت به رهبری امام عصر (عج). چرا؟ برای اینکه همه آرمانهای ما زمانی فرصت تحقق کامل پیدا می کند که حکومت جهانی عدالت مستقر شود. همه عدالت چه زمانی در عالم برقرار می شود؟ وقتی عادل مطلق حاکم بشود بر انسانها، همه عزت انسان ها چه زمانی بطور کامل متجلی می شود؟ زمانی که عینیت عزت الهی بر دنیا حاکم بشود. همه خوبی ها زمانی مستقر خواهد شد که حکومت توحید و عدالت مستقر بشود او تضمین است، او میعاد همه بشریت است، آن روز موعود همه انسانهاست، وعده همه صالحان است، بزرگترین حادثه تاریخ بشر از ابتدا تا آخر استقرار حکومت جهانی عدالت است.

آرمان انقلاب اسلامی، تشکیل حکومت جهانی امام عصر (عج) است، حرکت بسوی حکومت جهانی است و هر اقدامی که ما در انقلاب اسلامی انجام می دهیم باید برای آن باشد، بسوی آن باشد. حالا ممکن است یکی سؤال کند که ما باید کشور را رها کنیم و اصلاح نکنیم و برویم بسوی آن هدف؟ نه! اتفاقا کشور را باید با تمام توان اصلاح کنیم که این هم در همان جهت است؛ با تمام توان باید بر مطالبه عدالت پافشاری کنیم که این هم در همان جهت است و حالا عرض خواهم کرد.

۱۹ بهمن ۹۳/ سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مسجد المهدی (عج) شهرری