کار بزرگ فردوسی این بود که هویت ملت ایران را زنده کرد. او روح جمعی موحد و عدالتخواه ملت ایران را مجدداً بیدار کرد و بار امانت را روی دوش ملت گذاشت. گفت شما خیال کردید اینها دارند مکتب را جلو می‌برند. اشتباه می‌کنید، شما باید این امانت را به عهده بگیرید و جلو ببرید. او همۀ تاریخ ایران را زنده کرد. چشم امید ملت ایران را از متعصبان کور دل به داشته‌ها و توانمندی‌ها و ریشه‌های تاریخی و  آرمانی خود ملت ایران برگرداند. یک بار دیگر روح مسئولیت‌پذیری ملت ایران را زنده کرد. حالا این ها را ببینید. ابیات حضرت فردوسی را در توحید، نبوت، ولایت اهل‌بیت و…  را دیگر الآن همه حفظ هستیم.

فردوسی همۀ بشریت را زنده کرد. نگاه فردوسی جهانی است. فردوسی با آرش مرز فرهنگی ایران را ترسیم کرد و به نظر من، داستان آرش وصف حال خود فردوسی است. جانش را گذاشت تا مرز فرهنگی ایران را ترسیم کند. مرز فرهنگی ایران کجاست؟ مرز ایران کجاست؟ هرجا توحید، عدالت، عشق، پاکی و آزادی است، آنجا ایران است. نه به معنای آنکه ما می‌خواهیم برویم آنجا حاکم شویم خیر. آنجا ایران است. ما به آنجا عشق می‌ورزیم و آنجا و مردمش را دوست داریم. مرز ایران، مرز فرهنگ است.

حالا یک داستان هم هست که بالاخره سلطان محمود نپذیرفت. نقل زیاد است. می‌گویند هیچ جای شاهنامه ذکری از سلطان محمود نیست، نپذیرفت. ولی من فکر می‌کنم مسئله بالاتر از این حرف‌هاست. سلطان محمود چشم باز کرد، دید فردوسی همۀ بنیان‌های حکومت‌های غیرعادل، غیرانسانی و غیرالهی را متلاشی کرده است. دید که اگر بخواهد به رسمیت شناخته شود، جایی برای او امثال او و بقیۀ اشغالگران و غیراشغالگران در این سرزمین وجود ندارد. باید رد کند. چقدر جالب است آن صحنه‌ای که صله را می‌فرستد و از آن طرف پیکر فردوسی در حال تشییع است و چقدر زیباست که خدا نخواست که وجود و شخصیت نازنین فردوسی به گرفتن صله از آن حاکم آلوده شود که دیگر کار فردوسی برای ما ارزشی نداشت و چه بسا با این نیت که این کار عظیم تخریب بشود، آن کار انجام شد. عزیزان من! کار فردوسی احیاست. امروز هم مسئولیت و مأموریت همان است. پرچم‌داری توحید، عدالت، عشق و آزادی و این شأن ملت ایران است.

۹ خرداد ۱۳۹۱ – سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مراسم بزرگداشت فردوسی در جمع فردوسی پژوهان

423825986_73248 422302230_137625 423829709_71824