اگر بنا بر ترس ملت بود، انقلاب اسلامی واقع نمی شد و فرصتی برای مسئول شدن امثال بنده و دادستان محترم پدیدار نمی گردید. اکنون چه شده است که ترس مردم را طلب می کنیم! آیا گمان برده ایم مردمی که از حکومت ستمگر شاه نترسیدند از تهدید دستگاه قضای نظامی خواهند ترسید که آن را متعلق به خود می دانند!؟

پس از گذشت پنج روز از بازداشت بلاوجه و غیرقانونی آقای حمید بقایی معاون اجرایی رئیس جمهور سابق ، دادستان تهران روز پنجشنبه اطلاعیه ای صادر کرد و برای کسانی که در حمایت از آقای بقایی و در اعتراض به دستگاه قضایی سخنی بگویند خط و نشان کشید.

در این اطلاعیه مطالبی مطرح شده است که توضیحات زیر درباره آنها ضروری است:

۱- گفته شده است: «پس از ابلاغ قانونی و استنکاف از حضور در دادسرا…»
• با توجه به مبهم بودن اطلاعیه دادستان تهران ، از ایشان سئوال می کنم که چه چیزی به آقای بقایی ابلاغ شده است؟ اگر منظور ایشان احضاریه است که بازپرس پرونده ادعا کرده است آدرس محل سکونت ایشان را نداشته اند و به همین دلیل احضاریه به دست آقای بقایی نرسیده است. بنابراین وقتی احضاریه به دست آقای بقایی نرسیده است، چرا در اطلاعیه دادستانی، اتهام استنکاف از حضور در دادسرا به ایشان زده شده است؟ آیا وارد آوردن اتهام بی پایه و اساس به دیگران جرم نیست؟ وارد آوردن اتهام ناصواب به فردی که در بازداشت به سر می برد و برای دفاع از خود به هیچ تریبونی دسترسی ندارد ، چه هدفی جز توجیه غیرقابل پذیرش یک عملکرد اشتباه را دنبال می کند؟
شایسته تاکید است که آدرس محل اقامت آقای بقایی برای دستگاه قضایی کاملا مشخص بوده است زیرا ایشان در همان خانه ای زندگی می کند که ماموران دادستانی دو سال پیش برای بازداشت وی به آنجا مراجعه کردند و با ایجاد هراس در میان اعضای خانواده ، منزل وی را مورد بازرسی قرار دادند.

۲- گفته شده است: «نظر به انتشار اطلاعات نادرست از سوی برخی افراد که از حامیان ایشان به شمار می‌روند»
• چه اطلاعاتی در باره آقای بقایی منتشر شده است که از نظر دادستان محترم نادرست بوده است ؟ اگر اطلاعات منتشره نادرست بوده چرا به جای آن ، اطلاعات درست را به طور مستند منتشر نکرده اند تا از تکرار مطالب اشتباه اجتناب شود؟ چرا بازداشت مکرر و پر سر و صدای معاون اجرایی رئیس جمهور سابق و بازی با آبرو و حیثیت کسی که در دولت های نهم و دهم منشاء خدمت و عزت آفرینی برای کشور و ملتش بوده است ، نزد مسئولان ارشد قضایی به عنوان یک مساله پیش پا افتاده و غیرمهم در نظر گرفته شده است؟ به راستی چرا به تبعات و اثرات سوء اینگونه رفتارها که در داخل و خارج از ایران مورد مداقه و قضاوت های گسترده قرار می گیرد، به دیده اهمیت نگریسته نمی شود؟ آیا اینگونه رفتارها و تداوم آن، به از دست رفتن انگیزه خدمت صادقانه به مردم منجر نمی شود؟ دادستان محترم در اطلاعیه خود از رعایت حقوق متهم سخن به میان آورده است ، اگر چنین است ، چرا اعتراض قانونی آقای بقایی به بازداشت مجدد خود ، بلافاصله جهت رسیدگی به دادگاه فرستاده نشده است؟ چرا دادسرای انتظامی قضات به شکایت آقای بقایی از بازپرس پرونده که دو سال از ارائه آن سپری شده است رسیدگی نمی کند؟ آیا این موارد جزو حقوق متهم نیست؟

۳- در اطلاعیه دادستانی آمده است: مشارالیه با عناوین اتهامات مالی احضار شده است.

• اگر ایشان به اتهام مشخصی احضار شده اند، چرا دادستان محترم روشن نمی سازند که اتهامات مالی ایشان به طور دقیق چه بوده است؟ آیا نسبت دادن «عناوین اتهامات مالی» به آقای بقایی بدون اشاره به محتوای این اتهامات، به منزله تشویش اذهان عمومی و بازی با آبروی ایشان و خانواده او نیست؟ بازپرس پرونده هفت بار حکم بازداشت موقت آقای بقایی را تمدید کرد و ایشان را به مدت ۲۲۵ روز در زندان انفرادی نگه داشت . سئوال این است که آیا این مدت طولانی و فشارهای روحی و جسمی سنگین وارده به آقای حمید بقایی به علاوه یک سال و نیم پس از آن که ایشان آزاد بوده اند، برای تفهیم اتهام و تکمیل پرونده جهت ارسال به دادگاه کافی نبوده است؟ سئوال های مطرح شده از سوی بازپرس پرونده در روزهای پس از بازداشت مجدد ، نشان می دهد که اتهام جدیدی متوجه آقای بقایی نشده است و سوالهای مطروحه تکراری است. دادستان محترم باید پاسخ دهند که استناد قانونی بازپرس پرونده برای تبدیل قید کفالت به وثیقه پنجاه میلیارد تومانی چه بوده است؟ آیا هیچکس حق ندارد چنین تصور کند که بازپرس پرونده فقط به قصد زندانی کردن آقا بقایی، چنین وثیقه ای را برای ایشان صادر کرده است؟

۴- در اطلاعیه دادستان تهران آمده است: …طبق مقررات قانونی جلب و توسط ضابطین قوه قضاییه به شعبه بازپرسی معرفی می‌شود.
• وقتی احضاریه به دست آقای بقایی نرسیده است، ضابطین قوه قضاییه طبق کدام مقررات قانونی! اقدام به جلب ایشان کرده اند؟ چرا دستگاه قضایی همواره رفتار توهین آمیزی را نسبت به آقای بقایی داشته است؟ ایشان ظاهرا با هدف انجام تحقیقات قضایی، در بازداشت به سر می برد ، تحقیقاتی که می تواند به اثبات بی گناهی ایشان منجر شود. بنابراین سئوال این است که چرا ایشان را با لباس زندان و دمپایی به شعبه بازپرسی که محل تردد مردم است می آورند؟ آیا دیگران حق ندارند تصور کنند که این رفتارهای توهین آمیز ریشه در کینه های شخصی دارد؟

 ۵- گفته شده است : پس از حضور متهم در شعبه بازپرسی و تفهیم…
• دادستان محترم آگاهی دارند که به جز چند سئوال تکراری، هیچ اتهام جدیدی به آقای بقایی تفهیم نشده است. بنابراین بیان تفهیم اتهام به آقای بقایی پس از بازداشت مجدد ایشان ، از اساس صحت ندارد. بازپرس پرونده چگونه می تواند برای فردی که به یک موضوع مشخص متهم شده است ، یک بار وثیقه ۲۰ میلیارد تومانی تعیین کند، سپس وی را پس از ۲۲۵ روز زندان انفرادی با قید کفالت آزاد نماید و پس از گذشت یک سال و نیم از دوران آزادی ، وی را بار دیگر به همان اتهام بازداشت کند و این بار برای آزادی وی وثیقه ۵۰ میلیارد تومانی درنظر بگیرد! به راستی این نوع رفتار قضایی چگونه قابل توجیه است؟ آیا دیگران با مشاهده این رفتار حق ندارند بازداشت آقای بقایی را بلاوجه و خارج از قاعده و قانون تلقی نمایند؟

۶- دادستانی تهران در اطلاعیه صادره، خود را حق مطلق فرض کرده و معتقد است که ادعاهایش را همگان باید درست ، قانونی و فصل الخطاب بدانند و بر همین اساس مخاطبین را تهدید کرده است که پیگیری معترضین و منتقدین را تشویش اذهان عمومی دانسته و با آن برخورد می کند. در این ارتباط، توجه به دو نکته ضروری به نظر می رسد:
الف: هر مقام قضایی ممکن است مرتکب تخلف بشود ، لذا شکایت از او وجه قانونی خواهد داشت. اکنون که نسبت به عملکرد یک بازپرس انتقاد، اعتراض یا شکایتی مطرح است ، شاید دفاع دادستانی از عملکرد وی دور از انتظار نباشد ، اما اینکه در اطلاعیه صادره، ادعاهای خود را فصل الخطاب بداند و حق پیگیری های بعدی را با تهدید کردن از شهروندان سلب کند ، خلاف بین موازین قانونی و حقوقی بوده و مسموع نیست و صد البته ، قابلیت پیگیری حقوقی برای اثبات عدم وجاهت قانونی دارد.

ب : تهدید مندرج در اطلاعیه دادستانی از جهت شرعی و حقوقی و همچنین از منظر ملی و بین المللی موجب وهن دستگاه قضا و مآلا خدشه به حیثیت نظام است که خود محصول یک انقلاب بزرگ و ثمره خون صدها هزار شهید می باشد و از این جهت عامل یا عاملین، مستوجب عقوبت دنیوی و اخروی خواهند بود. اگر بنا بر ترس ملت بود، انقلاب اسلامی واقع نمی شد و فرصتی برای مسئول شدن امثال بنده و دادستان محترم پدیدار نمی گردید. اکنون چه شده است که ترس مردم را طلب می کنیم! آیا گمان برده ایم مردمی که از حکومت ستمگر شاه نترسیدند از تهدید دستگاه قضای نظامی خواهند ترسید که آن را متعلق به خود می دانند!؟ دادستان محترم توجه داشته باشند که ایشان بیش از هر چیز باید به رعایت حق و عدالت و اجرای قانون ملتزم باشند و مانع از ظلم و تعدی به حقوق دیگران در بخش های زیر مجموعه خود شوند. تهدید به برخورد با کسانی که دل نگران بی عدالتی و ظلم در حق دیگران هستند، حلال هیچ مشکلی نخواهد بود. یقینا چنین رویکردی برای جامعه امروز کشور که دغدغه مند بی عدالتی است ، آرامش بخش نخواهد بود و بر تشویش اذهان عمومی خواهد افزود.

نکته آخر:
بازداشت طولانی مدت در زندان انفرادی ، آقای بقایی را به بیماری مزمن در دستگاه گوارشی مبتلا کرده است . خانواده ، بستگان و بسیاری از مردم عمیقا نگران سلامت جسمی و روحی آقای بقایی هستند . علاوه بر این ، شنیده شده است که ایشان در اعتراض به این بی عدالتی بزرگ ، دست به اعتصاب غذا زده است. دادستان محترم تهران به این مهم توجه نمایند که مسئولیت هرگونه اتفاقی برای معاون اجرایی رئیس جمهور سابق مستقیما متوجه شخص ایشان و بازپرس پرونده است و باید در قبال آن پاسخگو باشند. انتظار به حق از دادستان محترم آن است که به فوریت روند کنونی در برخورد غیرقانونی با آقای بقایی خاتمه یابد و ایشان هرچه زودتر آزاد و به دغدغه های خانواده وی و بسیاری از مردم خاتمه داده شود.